
پس از شکست و رسوایی سران فتنه در 25 بهمن ماه یکی از اضلاع فتنه 88 یعنی خاتمی پس از دو هفته سکوت در قبال این پروژه امریکایی- صهیونیستی در برپایی آشوب خیابانی سکوت ننگین خود را شکسته و با رویکردی همراه با نفاق اظهارنظر کرده است. وی ضمن سخنانی همسو با پروژه ناکام 25 بهمن با همه رسواییهای برجا مانده از سران فتنه در ایجاد آشوب و اغتشاش در سطح جامعه و ادعای دروغ در همراهی با امام، انقلاب و مردم تلاش کرد ماهیت مفتضح سران فتنه را توجیه کرده و هویت ضدصهیونیستی و ضد امریکایی قیام ملتهای مسلمان منطقه را نیز کمرنگ کند. خاتمی به گونهای تحرکات ساختارشکنانه و شعارهای ضدانقلابی و ضد قانون اساسی فتنه گران و سران فتنه که با الگویی امریکایی- اسرائیلی تحریک شده و از سوی رسانههای ضدانقلابی و امریکا و رژیم صهیونیستی در 25 بهمن به تحرک و آشوب خیابانی پرداختند عنوان میکند که رویکرد فریبکارانه این مهره سوخته سیاسی بیش از پیش مشخص میشود. در واقع وی مدعی شد: آیا نباید باعث ناراحتی و نگرانی باشد وقتی جریانهایی میکوشند دستاوردهای بزرگ انقلاب را نادیده انگارند، بلکه آن را دگرگونه جلوه دهند؟ وقتی بنا باشد همه مسئولان تراز اول که مورد تأیید امام، مردم و رهبری بودهاند انسانهای فاسد، منحرف و ضدانقلاب معرفی شوند آیا مردم جهان حق ندارند این شبهه را پیدا کنند که پس حاصل انقلاب، فساد و انحراف بوده است؟ و آیا این بزرگترین جفا به انقلاب نیست؟ آیا اگر فضا باز باشد قانون اساسی مبنای عمل قرار گیرد و انتقاد و حتی اعتراض در چارچوب قانون آزاد باشد و نصیحت مسئولان کشور و نقد و ارائه آزاداندیشه یک ارزش به حساب آید، به جمهوری اسلامی خدمت نشده است؟
در حقیقت با اظهارنظر اینگونه افراد، انسان مکر و حیله دشمنان امیرالمومنین علی(ع) را در عصر خلافتشان بسیار عمیق و دقیق میتواند درک کند چرا که مدعیان اسلام و مدعیان همرا با پیامبر (ص) و به عبارت دیگر خوارج و افراد مسلمان نما با حیله و مکر شیطانی و ایجاد شبهه در اذهان مردم و سنگرگیری در زیر نیزههای قرآن در عصر آن امام مظلوم اینگونه به جنگ با قرآن ناطق یعنی علی (ع) و جنگ با اصل اسلام میپرداختند و خود را همراه و ملزم به اسلام ناب و خط اصیل نیز میدانستند بنابراین با واکاوی در رفتار و گفتار این افراد نیز میتوان ادعای همراهی با اسلام، انقلاب، امام، رهبری و مردم را مشاهده نمود و رفتارهای امریکا شادکن و اسرائیل راضی کن این افراد را نیز ملاحظه کرد و با یک دید منصفانه به این نتیجه رسید که آیا سران فتنه دلسوز انقلاب هستند که خاتمی اینگونه رفتارهای ساختارشکنانه و قانون گریزانه این افراد را که در ماهها بعد از انتخابات اصل انقلاب را هدفگیر کرده بودند مورد حمایت خود قرار میدهد و برخورد برابر قانون با مجرمان و قانونشکنان و مطالبه و خواسته عمومی ملت ایران را جفا به انقلاب میداند. در حقیقت اگر جنایات و خیانتهای سران فتنه از یاد همراهان سران فتنه خارج شده و به عبارت دیگری همدستی در این جریان،گناه سرزده آنان را توجیه کرده است، اما ایا اذهان ملت ایران از همه رفتارهای ساختارشکن و قانون گریز این افراد بیاطلاع و بیخبر است. با کمیتأمل در اظهار نظر اینگونه افراد که بنا بر شواهد موجود، سوابق ملاقات با جرج سوروس (سرمایهگذار صهیونیست کودتاهای مخملین) و راسموسن دبیرکل ناتو (حامی کاریکاتورهای ضد اسلامی در دانمارک) را در کارنامه خدمتی خویش دارند، به دفاع تلویحی از فتنهگرانی چون موسوی و کروبی که تحریککننده حرکت آشوبگرانه مذکور در طول سال گذشته و 25 بهمن بودهاند میتوان به واقعیت بسیار روشن اشاره کرد. حقیقت ماجرایی که رویکرد تحریفگرانه و نفاق آلود سران فتنه را بیش از پیش رسوا میکند.
در واقع روند جفا به انقلاب در حالی در طول حوادث فتنه 88 شکل میگیرد که همه تابلوداران ضد انقلاب از همه جریانات و گرایشهای رادیکالی در آن حضور داشته و با همه ملاحظات نظام اسلامی، سران فتنه بر طبل اغتشاش طلبیخویش کوبیده و در حرکتی آشکار با دعوت از آشوبگران و اغتشاشگران در خیابان و عدم توجه و احترام به آرای مردم و برگزاری انتخابات 40 میلیونی ملت ایران، فرآیند قانون شکنی و جفا به انقلاب، امام، رهبری و مردم را در دستور کار خویش قرار داده و شادی و خوشحالی سران غرب و امریکاییها را به وجود میآورند، به گونهای که چشم امید و توجه همه رسانههای غربی را متوجه ایران کرده و در اجرا و پیاده سازی سناریوی کاملاً امریکایی- اسرائیلی خروج خود را از صف انقلاب و امام و ولایت عنوان میکند در حقیقت جفای به انقلاب در حالی از سوی سران فتنه صورت میگیرد که با همه ادعایهای قبلی و کنونی خویش به تقابل با قانون اساسی، اندیشههای حضرت امام و اصل ولایت پرداختند و در روز قدس، 13 آبان و 16 آذر بدون توجه به ماهیت ضد استکباری این روزها حرکتهایی در جهت تأمین منافع استکبار و متعاقب آن بیحرمتی به تصویر حضرت امام و آرمانها و شعائر امام یعنی جمهوری اسلامی و اقدام وقیحانه و شرمآور، اهانت به ساحت قرآن کریم و بیحرمتی به خون پاک سالار شهیدان و عاشورای حسینی و اصل مترقی ولایت فقیه را به وجود آوردند که این مسئله جفای به انقلاب و حاکی از دروغگویی این افراد را در قانونگرایی و همراهی با امام و آرمانهای انقلاب و مردم است.
در واقع اجرای سناریوی دشمن در ایجاد اغتشاش 25 بهمن، به دعوت کروبی و موسوی جفای در حق انقلاب اسلامی و ارکان قانون اساسی و انقلاب و انتفاضه اسلامی در خاورمیانه است که با کتمان هویت ضدصهیونیستی و ضد امریکایی نهضتهای مردم منطقه و با شیوه نفاقآلود همیشگی تحرکات ساختارشکنانه و آشوبگرانه سران فتنه در تکرار سناریوهای دیکته شده امریکایی که شعارهای ضدانقلابی آن در یک روز قبل از ماجرای 25بهمن از سوی سایت وزارت خارجه رژیمصهیونیستی ابلاغ میشود؛ ننگ نوکری مستکبران را به جان خریده و به خاطر این حماقت بزرگ، از ستایش آنان برخوردار میشوند! بنابراین در بررسی رفتار و گفتار سران فتنه ادعای اصلاحطلبی در چارچوب قانون اساسی و خدمت به جمهوری اسلامی را میتوان ملاحظه کرد که همچون دروغ و فریب خوارج دین و افرا مدعی و مسلمان نما در دوران امیرمؤمنان(ع) نه تنها به عنوان جفای به اسلام و انقلاب قلمداد میشود بلکه دروغی رنگ باخته برای ملت ایران قابل ارزیابیاست.