
جزیره کوچک بحرین در دومینوی قیامهای مردمی در نسبت با جمعیت موجود در آن، بسیار خوش درخشید. حاضرین در راهپیماییها و تجمعات هر کشور را اگر بر کل جمعیت کشورهای در حال قیام تقسیم نماییم، بحرینیها بیشترین درصد حضور را در نسبت با جمعیت هشتصد هزار نفری این جزیره دارند. بحرین در بین کشورهای عربی سه ویژگی منحصر به فرد و ناهمسو دارد.
1ـ بحرین جزیره است و رفتوآمد هوایی و دریایی در آن، نسبت به کشورهای دیگر قابل کنترلتر است زیرا مرزهای زمینی برای تردد مخالفان و محرکین یا عقبه خارجی کمتر قابلکنترل است.
2 ـ بحرین قطب اصلی تمرکز نظامیان امریکا در منطقه است، به صورتی که سپاه پنجم دریایی امریکا در این جزیره مستقر است. علاوه بر خفت دولت بحرین در مقابل غرب، شاید دلیل اصلی این انتخاب توسط امریکاییها همان جزیره بودن بحرین باشد که امنیت امریکاییها را کمتر به خطر میاندازد.
3 ـ اکثریت جمعیت بحرین شیعه هستند. این ویژگی از عوامل شتابزای انقلاب مردم بحرین است. راشد القنوشی از رهبران اسلامگرای تونس در کتاب «امام خمینی و تجدید حیات اسلامی» علل پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را به رهبری روحانیت و سازماندهی ارجاع میدهد و آسیب عدم پیروزی قاطع اسلامگرایان در حوزه اهل سنت را نداشتن سازماندهی و رهبری میداند. همین قاعده یا استثنا امروز در بحرین قابل انطباق و بومیسازی است. یعنی روحانیت اکنون محور حرکت سیاسی مردم بحرین هستند و مسجد در اندیشه سیاسی شیعه پایگاه مبارزه و نقطه ثقل شبکهسازی اجتماعی است. بحرین اکنون از این دو خصیصه برخوردار است. به علاوه تاریخ کاوی شیعه و تجربه سال 61 هجری که منجر به ترجمه حسینیـ یزیدی از رابطه مظلوم ـ ظالم در عصر حاضر میشود، جزء دیرینه و تبارشناسی مردم بحرین است. لذا «خون» در بحرین نه تنها موجب فروکش کردن قیام نمیشود بلکه شعله آتش را فروزانتر میکند و راهبرد پیروزی خون بر شمشیر را از حافظه تشیع بازخوانی میکند.
از همین روست که پس از قتل عام سحرگاهان میدان لولو، بلافاصله تانکها به پادگانها بر میگردد و مردم دوباره وارد این میدان میشوند و در میانه میدان به سجده الهی میافتند و در تجمعات چند صد هزار نفری خویش فریاد «لبیک یا حسین» آنان اعماق ناوگان امریکا را در مینوردند. مثل مبارزه مردم بحرین در این جزیره مثل لشکر طارق در اندلس است. در جزیره راه فراری وجود ندارد باید جنگید یا پیروز میشوند یا به شهادت میرسند که در مکتب تشیع هر دوی آن پیروزی است. در مکتب تشیع شکست امری غیرقابل فهم و غیرقابل ترجمه است. تکلیف الهی به میدان میآید و انجام وظیفه اعم از نتیجه آن میگردد. بنابراین در پرتو سازماندهی و رهبری، بحرین اکنون آماده خیزش اساسی است و فرهنگ تشیع این مهم را تسریع میبخشد.
در صورت کشتار مردم توسط حکومت، قطعاً شیب انقلاب تند خواهد شد و نیمه دوم سال 1356 ایران در بحرین تکرار خواهد شد. بعید است حاکمان بحرین از حاکمان ایران عهد پهلوی عاقلتر باشند و به همان سرنوشتی دچار خواهند شد که آنان گرفتار شدند.