
قاسم غفوری | جهان در هفتههای اخیر شاهد تحولاتی جدید و بعضاً غیرمنتظره میباشد. محور این تحولات را شمال آفریقا و خاورمیانه تشکیل میدهد. البته این امر نه بر اساس جنگهایی که نظام سلطه برای رسیدن به اهداف استعماری یا درگیری داخلی میان کشورها بلکه با محوریت قیامهای مردمی برای پایان دادن به حاکمیت دولتهای غیرمردمی و دستنشانده میباشد.
قیامهایی که نمود آن را در تونس، مصر، بحرین، یمن، لیبی، مراکش، امارات و... میتوان مشاهده کرد. قیامهایی که نتیجه آن سقوط بن علی و مبارک رؤسای جمهور تونس و مصر و تزلزل پایههای قدرت سایر سران کشورهای عربی میباشد.
در کنار تحولات جاری این کشورها نکته قابلتوجه اصل محاکمه سران این کشورها پس از سالها جنایت و اقدام غیربشری و سکوت و تلاش غرب برای مقابله با این روند میباشد.
هرچند کشورهای غربی ادعای حمایت از مردم را سرداده و با این ادعا به دنبال مصادره قیامهای آنها در جهت منافع خویش میباشند، اما اقدامات حمایتی آنها از سران فراری کشورهایی مانند تونس و مصر نشانگر واهی بودن این ادعاها میباشد. در این چارچوب محافل رسانهای و سیاسی غرب در قبال حضور بنعلی در عربستان و مبارک در مقصد نامعلومی سکوت کرده و با تبلیغات خود برآنند افکار عمومی را از آنها دور سازند. آنها حتی از مرگ این افراد سخن به میان میآورند تا مانع اقدامات مردمی برای بازداشت و محاکمه این افراد شوند.
موضع سؤال برانگیز غربیها در این حوزه در حالی صورت میگیرد که همین کشورها برای مسائلی چون ترور رفیق حریری نخستوزیر فقید لبنان یا در قبال عمرالبشیر رئیس جمهور سودان دادگاه بینالمللی تشکیل داده و حتی به بهانه انتقامگیری از عاملان حوادث 11 سپتامبر به اشغال افغانستان پرداختهاند.
با توجه به سوابق غربیها، دوگانگی آنها در قبال محاکمه سران کشورهایی مانند مصر و تونس میتواند برگرفته از چند اصل باشد که باید از آن به نام هراس از رسوا شدن غرب در عرصه بینالملل یاد کرد. اولاً افرادی مانند بنعلی و مبارک در طول زمامداری خویش فرمانبردار امریکا و اروپا بوده و جنایات ضد بشری خویش را نیز بر اساس خواست آنها انجام دادهاند. محاکمه این افراد برای افشای جنایات و طرحهای ضد بشری غرب میباشد که نتیجه آن حذف منافع غرب در این کشورها و حتی صحنه بینالملل میباشد. غرب تلاش دارد تا همچنان خود را الگویی از دموکراسی و حقوق بشر معرفی کند تا در لوای آن بتواند اهداف خویش را محقق سازد چنانکه در محاکمه جنایتکاران جنگ بالکان به صراحت میتوان این روند را مشاهده کرد. افراد محاکمه شده زمان فرارسیدن اعترافاتشان در مورد عملکرد غرب با مرگ مشکوکی مواجه شدهاند که قاتلان جنگ بالکان و یوگسلاوی سابق نمودی از آن میباشد.
ثانیاً افرادی مانند مبارک و بنعلی از وابستگان و تأمینکنندگان منافع صهیونیستها بودهاند. اظهارات و اعترافات آنها به منزله رسوا شدن رژیم صهیونیستی و جنایات ضد بشری آن میباشد. غرب که همواره مطیع صهیونیستها بوده اکنون با جلوگیری از محاکمه سران مصر و تونس به دنبال اجرای برگ دیگری از این وابستگی است.
ثالثاً غربیها که جنایات ضد بشری بسیاری داشتهاند همواره از بازگشایی پرونده خود در محاکم بینالمللی در هراس بوده و هستند. اکنون نیز آنها بازگشایی پرونده افرادی مانند بنعلی و مبارک را الگویی میدانند که میتواند در قبال سران جنایتکار امریکا، انگلیس، فرانسه و... به دلیل کشتار در افغانستان و بسیاری از نقاط جهان اجرا شود.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که غربیها برای جلوگیری از رسوا شدنهای بیشتر در عرصه بینالملل به هر ابزاری برای عدم محاکمه افرادی چون بنعلی و مبارک متوسل میشوند و حتی کشتار این افراد را در دستور کار دارند. با تمام این تفاسیر مقاومت غرب در قبال خواست ملتها برای محاکمه این افراد بار دیگر واهی بودن ادعاهای بشردوستانه کشورهای غربی را برای جهانیان، آشکار میسازد هرچند که آنها با ادعای حمایت از فوق بشر و قیامهای مردمی به دنبال سرپوش نهادن بر اقدامات خود در حمایت از حاکمان دست نشانده و غیرمردمی میباشند.