
یکی از نعمات پربار ماه رمضان امسال برای صدا و سیما تولد برنامه جذاب و دیدنی «راز» بود که به طور هر شبی در ماه مهمانی خدا به روی آنتن رفت. عنوان پرکشش و یگانه این برنامه از همان ابتدای کار مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرد و طرح مباحثی چون چگونگی ایجاد اختناق رسانهای در جوامع غربی، کنکاش در جریان اصلی هالیوود، انقلاب و جریانهای مؤثر آن و... به همراهی مخاطب با این برنامه انجامید. راز، علاوه بر کسب اقبال عمومی با حضور مهمانان آشنایی که حضورشان در این برنامه با طرح مسائلی همراه بود که جامعه تشنه دانستن درباره آنهاست، به دلیل صراحت و صداقت با استقبال برخی خواص نیز روبهرو شد و پای افرادی را به تلویزیون باز کرد که دلزدگی و بیاعتمادی آنها ناشی از برخی عوامل، مانع حضورشان در تریبونهای رسمی و رضایتشان برای مصاحبه و انتشار گفتوگو شده بود. اما حضور و رهبری نادر طالبزاده مجری- کارشناس «راز» اعتماد از دست رفته آنها را دوباره جلب کرد.
بررسی نگرشهای جدید سینمای ایران، حوزههای مغفول مانده در سینما و نقد سینمای روز ایران در کنار نشان دادن حرکت هوشمند سینمای آخرالزمانی امریکا و مسائل دیگری در حوزههای گوناگون برای مخاطب عام نیز قابل توجه است و راز با وجود حفظ جایگاهش به عنوان برنامهای برای متخصصین هر رشته خود را تا مرز فهم مخاطب عادی نیز پایین میکشد. به این ترتیب راز در میان انبوه برنامههای به اصطلاح دور میزی گفتوگومحور که ضعفهایشان شانس کمی برای دیده شدن به آنها میدهد، در فرصتی کوتاه به یکی از پربینندهترین برنامههای غیرنمایشی تلویزیون تبدیل شد و البته باعث آشتی بسیاری افراد با صدا و سیما که همیشه با افتخار میگویند: ما که هیچوقت تلویزیون نمیبینیم!
فاصله گرفتن یکی از برنامههای رسانه ملی از فضای معمول چارچوبهای محافظهکارانه تلویزیون که نه پیشرفتی در کار سازندگان آنها ایجاد میکند و نه برای مخاطبان قابل توجهند از دیگر گامهای مؤثر صدا و سیما در راستای بازگرداندن علاقه از دست رفته مردم به برنامههای خود است که با ادامه پخش راز به شکل هفتگی نقطه امیدی برای برنامهسازی به حساب میآید. به شرطی که به تدریج در راستای همان عادیسازی و گرفتار شدن در طنابهای روزمرگی ناخودآگاه به یکی از برنامههای بیثمر تنها در راستای درآمدزایی تبدیل نشود. جوامع دنیا خصوصاً کشوری چون ایران که در برابر تیر هزاران دشمن فرهنگی قرار گرفته، برای رویارویی با امواج مهاجم فرهنگی به ابزارهایی چون اطلاعات و سواد رسانهای بالا نیازمند است و تلویزیون با لقب رسانه ملی باید این وظیفه را پذیرفته و به تولید برنامههای مشابه راز اقدام کند چرا که این برنامه مخالف با جریان برنامههایی است که چیزی به مردم نمیدهند، مخاطب و شعور او را در نظر میگیرد و میکوشد دانشی بر او بیفزاید. با این حال در میان خلأ اساسی برنامههایی مشابه راز، اعمال برخی فشارها که گاه به جابجایی و حذف مهمانان یا مباحث طرح شده در این برنامه انجامیده است نشان میدهد دستهای پنهانی همچنان محافظهکارانه از آگاهی مردم میترسند و صدا و سیما برای مقابله با این سدگذاریها باید اندکی از ظرفیت بدون استفاده مانده خود بهره برده و بپذیرد که مخاطب، مردم 10، 20 یا 30 سال پیش نیستند و به آب خوردنی شبکه را عوض کرده یا پاسخ نیاز بیجواب ماندهشان را در تلویزیونهای بیگانه جستوجو میکنند.