سران فتنه که مدتهاست در اغمای سیاسی به سر برده و به خاطر عملکرد غلط و خائنانه خویش از سوی مردم طرد و منزوی شدهاند،با فراخوان به دور از منطق و ابلهانه خویش برای تجمع در روز 25 بهمن ماه به بهانه حمایت از قیامهای مردمی در مصر و تونس زمینه بروز خیانتهای آشکار زیر را فراهم ساختند: 1- انحراف افکار عمومی از وقایع مصر به سمت جمهوری اسلامی ایران که در واقع نوعی فرصت برای امریکا و اسرائیل جهت انجام تغییرات هدایت شده توسط نظامیان جایگزین حسنی مبارک به حساب میآید و در غوغای برآمده از بلاهت سران فتنه در ایران با آسودگی بیشتری میتوانند خیانت به آرمانهای مردم به پا خاسته را پیش برند. 2- مجابسازی مردم مسلمان و به ستوه آمده از نظامهای وابسته و سکولار کشورهای عربی – اسلامی به اینکه سرانجام استقلال و برپایی حکومت خارج از مدلهای سکولار وابسته،مدلی مثل جمهوری اسلامی است که اینک با اعتراض داخلی مواجه است؛ پیامی که دقیقاً همسو با خواست امریکا و اسرائیل و سایر حامیان نظامهای استبدادی و از جمله بن علی و مبارک میباشد. 3- وارد آوردن خسارتهای مادی و معنوی با میدان دادن به منافقین، سلطنتطلبها و گروهکهای معاند و یاغی مثل گروهک پژاک و ریگی که علاوه بر آتش زدن و خسارت به اموال عمومی و خصوصی دستشان به خون پاک جوانان بسیجی و نیروهای مدافع نظام آلوده شده و در تلاش بودند با شدت بخشی و خشونت موج جدیدی از نزاع و درگیری را پدید آورند. استقبال سران امریکا و اسرائیل و ذوقزدگی رسانههای بیگانه از اقدامات بلاهتآمیز آشوبطلبان و توصیف کردن آن به حرکتی شجاعانه که باید مورد حمایت قرار گیرد، حاکی از نوعی همسویی و مطابقت این فتنه با اهداف و منافع بیگانگان و ضدانقلاب است که از فراخوانی به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس غائلهای با نتایج معکوس با هدف اعلامی پدید آمد که کارکردی دقیقاً علیه قیامهای مردمی داشته و تنها فرصتی برای عقدهگشایی علیه مردم و نظام پدید آورد که در روز 22 بهمن ماه همزمان با بزرگداشت خاطره پیروزی انقلاب اسلامی و شکوهمند خویش، همراهی با مردم و نفرت از استبداد حاکمان مخلوع تونس و مصر را فریاد کشیده و مردم مصر نیز آنان را پشتوانه معنوی و الگوی مناسبی برای حرکت خویش قرار دادهاند. حال این واقعه تلخ نشان داد که بلاهت و لجاجت سران فتنه نه تنها راه هرگونه بازگشت را بر آنان بسته و رأی و تدبیر مناسب از آنان گرفته، بلکه در این مسیر باطل از دست زدن به هر گونه جنایت و خیانتی ابایی نداشته و فروگذار نخواهند بود، بنابراین دیگر حجت بر مسئولان و متولیان امنیت و عدالت تمام است. همانگونه که از شعارهای مرگ بر موسوی،کروبی و خاتمی نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و تقاضای تجمعکنندگان راهپیمایان روزهای اخیر برمیآید، دستگیری و مجازات سران فتنه هم یک ضرورت امنیتی و هم خواست همگانی مردم خسته از لجاجت و آشوبگری آنان است که انتظار میرود در اسراع وقت صورت پذیرد؛ اقدامی که میتواند راه را بر قانونشکنان سد کرده و از رویه شدن فتنهگری و قانونشکنی جلوگیری کند. بیتردید یک عامل ادامه فتنهگری، تأخیر در دستگیری و احساس حاشیه امنی است که به زعم فتنهگران، سابقه گذشت یا حمایت و سکوت برخی از خواص قدرتطلب و دلالمسلک برای آنان پدید آورده است. حال آنکه هم مردم و هم رهبری هیچ مصلحتی را بالاتر از حفظ نظام و عدالت ندانسته و با هیچ کس پیمان اخوت نبستهاند که در صورت هر نوع رویکرد و عملکردی ولو ضدانقلابی و همراهی با امریکا و اسرائیل به صرف داشتن سابقه مسئولیت مورد اغماض قرار دهند. حال این دستگاه قضایی است که باید این حجت را مورد توجه قرار داده و اقدام لازم نسبت به آن را تسریع نماید. دیگر زمان آن فرا رسیده که چشم فتنه از حدقه به درآید.