
به گزارش فارس، همسر شهابالدین واجدی در خصوص حوادث اخیر و ضرب و شتم همسرش توسط منافقین و فتنهگران یادداشتی منتشر کرده است که متن آن به شرح ذیل است:
بسم الله
آن شب که شهاب را خونین و بال و پر شکسته دیدم بدترین شب زندگیام را گذراندم. این خیلی برای من سخت بود که همسرم را در چنین وضعیتی ببینم، ولی حالا افتخار من خونی است که همسرم برای دفاع از انقلاب اسلامی، آرمانهای امام راحل، راه سرخ شهدا و دفاع از حریم ولایت هدیه کرده است.
افتخار من جانبازی شهابالدین برای صیانت از جمهوری اسلامی است. افتخار من این است که شوهرم یک هنرمند بسیجی است، یک عکاس بسیجی که پروندهای در بسیج ندارد، اما تفکرش تفکر یک بسیجی است. همه ما که عاشق این انقلاب و ولایتیم بسیجی هستیم و تا آخر بسیجی میمانیم و تا آخرین قطره خونمان پای این انقلاب میایستیم.
شهاب وقتی ماجرای آن غروب کذایی را برایم تعریف کرد، از آن موقع تاکنون مسببین آن را لعن و نفرین میکنم، آخر آن افراد منافق بعد از جنایتشان، میخواستند شوهرم را لخت کنند و در کوچه بنبستی که در آن آتش روشن کرده بودند بسوزانند. یقیناً اینها بویی از انسانیت نبردهاند. اینها یزیدیان دورانند که رخت عوض کرده و میخواهند حکومت اسلامیمان را از ما بستانند، اما کور خواندند.
درد من از خانوادههایی است که فرزندان خود را برای راهی غیر از راه اسلام تربیت میکنند و به میدان میفرستند، که این عاقبتی بد برای آنها رقم میزند و مسئولیت خونهای به زمین ریخته شده فرزندانشان، گریبان خود آنها را هم در این دنیا و هم در آخرت خواهد گرفت.
خوشحالم از اینکه سایه شوهرم را هنوز بر سر خود و فرزندم دارم تا خود او بتواند پسرش را برای این انقلاب مثل خودش تربیت کند تا هردو سرباز ولایت باشند و انشاءالله در رکاب حضرت ولی عصر (عج) سربازی کنند.
دوستان و دشمنان بدانند اگر از سرهایمان کوهها بسازند، فرزندهایمان هرگز در کتاب تاریخ خود نخواهند خواند که: "خامنهای را تنها گذاشتند ".
شوهرم، خودم و فرزندم فدای ولایت.