
پس از تحولات سیاسی در تونس و مصر و شکلگیری نهضت مردمی در سرزمین نیل که فرار فرعون را در پی داشت، تلاشهای فراوانی با محوریت رژیم صهیونیستی - امریکا برای وارونه نشان دادن فریاد مسلمانان و انقلاب اسلامی مردم در خاورمیانه به کار گرفته شد.
این تلاشها که ایجاد یک خط انحرافی شاه بیت آن بود درصدد بود که شکلگیری زنجیره انقلاب اسلامی در منطقه را گسسته و گسست معکوس را در لبنان،غزه،سوریه و سرانجام ایران(به عنوان نقطه کانونی آگاهی و بیداری اسلامی)،عملیاتی سازد. به شکلی که اولاً این کشورها با اعتراضات فتنهگران خود مواجه شده و ثانیاً ایران به عنوان نقطه ایجابی نهضتهای اسلامی در منطقه با پارادوکس رفتاری مواجه شود.
دقیقاً در همین چارچوب بود که اردشیر امیرارجمندی حلقه واسط بین فتنهگران داخل ایران و رژیم صهیونیستی در پی یک برنامهریزی برای عقیم کردن سرمنشأ قیامهای اسلامی در منطقه برآمد. تکاپو برای راهاندازی راهپیمایی 25 بهمن گرچه نشاندهنده ترس رژیم صهیونیستی از صدور روزافزون انقلاب اسلامی ایران به سراسر دنیا بود اما در دایرهای دنبال شد که صحنهگردانان و پادوها به یک آغاز رسیدند؛ آغاز پروژه آشوب اسرائیلی در ایران. در این میان اما برای رسیدن به این پروژه مشترک باید کمی به عقب بازگشته و عقبه را خوب رصد کنیم.
اعتراف اسرائیل بر یک حقیقت
روز گذشته سایت وزارت خارجه اسرائیل در تازهترین مطلب خود از قول دانی ایالون معاون وزیر خارجه اسرائیل نوشت:« به این واقعیت توجه داشته باشیم که بزرگترین تهدید علیه ثبات و امنیت خاورمیانه و صلح جهان، نه تغییرات مصر و تونس که حکومت فتنهگر و تعصبگرای ایران است که با کمک همدستان خود و از جمله حزبالله لبنان، حماس و دیگر گروههای اسلام بنیادگرا میکوشد هدفهای خویش را پیش برد. در چنین وضعی، جامعه بینالمللی باید فشار سیاسی و اقتصادی بر این رژیم واپسگرا در تهران را افزایش دهد!»
همچنین این سایت در بخش دیگری از مطلب خود این نگرانی را به این شرح بیان کرد:
« آشنایان امور خاورمیانه در اسرائیل این نگرانی را عنوان کردند که حکومت ایران بخواهد با بهرهگیری از دوران گذار در مصر و از طریق تماس و پیشنهاد همکاری به احزاب کوچک یا گروههایی که در حال تشکیل هستند، جای پایی برای خود در مصر ایجاد کند.
تلاش برای سوار شدن بر تحولات
با این حال اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مصر و تونس، امریکا و اسرائیل تلاش کردند تا بر این تحولات که تماماً به زیان آنان است، سوار شوند و چنان نمایش دهند که گویی خواسته ما نیز چنین بوده و است! باراک اوباما رئیس جمهور امریکا پس از آنکه کار مهرههای خودفروختهای نظیر مبارک را تمام شده دید، در اظهارنظری مثبت گفت:«مردم مصر با قیام خود دنیا را تغییر دادند» و نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز در حالی که مردم مصر در شعارهایشان به صراحت تنفر خود از اسرائیل را فریاد میزنند، ابراز میکند که «مردم و دولت آینده مصر دوست اسرائیل باقی خواهند ماند.» دستپاچگی در چنین اظهاراتی البته به قدری بود که مقامات غربی را به تناقضگویی انداخت. چنانکه پیش از این ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی امریکا طی مصاحبهای با شبکه سیبیاس امریکا، ضمن اظهار نگرانی از تکرار حادثهای مثل انقلاب اسلامی در مصر، گفته است:«چیزی که ما هرگز در مصر نمیخواهیم، تکرار حادثه سه دهه پیش ایران است!» و از سوی دیگر تلویزیون رژیم صهیونیستی با پخش تصاویر متعددی از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در بهمن سال 1357 و مقایسه آن با تحولات مصر اینگونه ابراز میدارد که «انقلاب مصر ما را به سال 57 برد.»
تکاپو برای خشکاندن سرچشمه تحولات
رفتارهای متناقض نظام سلطه خصوصاً اسرائیل و امریکا در ادامه راه چنان شدت گرفت که دو موجود کاملاً متفاوت از هم و در واقع متناقض یکدیگر از دید آنان به یکدیگر وصل شد؛ موجود ناقصالخلقهای به نام «جنبش سبز» که رفتارهای ضد دین و مغایر با انقلاب اسلامی آن عیان است با موجود تکامل یافته و در مسیر اهداف دین و انقلاب اسلامی با عنوان انقلاب اسلامی مصر و تونس.
در این مسیر سران فتنه نظیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز هم فکر با سران غرب پیش رفتند و واسطه میان آنان با رژیم صهیونیستی یعنی همان اردشیر امیرارجمند به محض بلندشدن زمزمههای فرار مبارک از مصر، طرح راهپیمایی فتنهگران در روز 25 بهمن را زیر لوای ظاهری حمایت از قیام مردم مصر و تونس، جلوی پای موسوی و کروبی انداخت؛ طرحی که حتی واکنش سیدمحمد خاتمی را نیز برانگیخت و وی در این باره گفت:«این کار به ضرر اصلاحات است و با خرابکاری اغتشاشگران در روز 25 بهمن، دایره برای ما تنگتر میشود.»
اما درباره این رابطه ناچسب که مورد تأیید و تأکید و همگرایی سران فتنه داخلی و خارجی شده بود، رابرت گیتس سخنگوی کاخ سفید احمقانهتر از هر کسی اظهارنظر کرد و گفت:«اگر دولت ایران از اعتراض مردم مصر خوشحال است، همان اجازه و حقوق را به مردم خود بدهد.»
صدای رسانههای غربی در میدان فتنه
خبرپراکنی، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از سوی رسانههای اسرائیلی و امریکایی و انگلیسی پس از حماسه ملت ایران در روز 22 بهمن و گرامیداشت سی و دومین جشن پیروزی انقلاب اسلامی، شدتی وصف ناپذیر گرفت؛ به گونهای که در فاصله روزهای 22 تا 25 بهمن، تیتر اکثر سایتهای حامی فتنه سبز مرتبط با راهپیمایی 25 بهمن بود و حتی کاخسفید برای حمایت از این راهپیمایی غیرقانونی، در توئیتر صفحه اختصاصی باز کرد.
اما نکته جالبتر که همگامی سران فتنه با اسرائیل و نقش اردشیر امیرارجمند که اخیراً به دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی وصل شده است را ثابت میکند، این مورد میتواند باشد که تمامی شعارها و مسیر راهپیمایی غیرقانونی 25 بهمن در صبح این روز توسط سایت وزارت خارجه اسرائیل منتشر شد.
سایت رادیو اسرائیل که حتی یک صفحه ویژه برای 25 بهمن تشکیل داده بود، همچون اغتشاشات سال 88 که برای اولین بارشعار «نه غزه نه لبنان» را طراحی کرده بود،شعارهای راهپیمایی هنوز برگزار نشده را به این شرح اعلام کرد:
- «دموکراسی، مطبوعات آزاد و حقوق بشر، سه خواست ملت ایران است»
- «احمدینژاد، احمدینژاد، استعفا، استعفا»
- «سهرابیم، نداییم، ما همه یک صداییم»
- «تهران، قاهره، دیکتاتورها باید بروند»
- «آزادی برای ایران، دموکراسی برای ایران»
- «مردم متحد هیچگاه شکست نمیخورند»
- «زندانی سیاسی، آزاد باید گردد.»
جعل خبر برای فراهم آوردن لشکر
اما این پایان تلاش رسانهای غرب و اسرائیل نبود. اواسط روز گذشته برخی از رسانههای حامی فتنه خبر از اعطای مجوز وزارت کشور ایران برای برگزاری راهپیمایی 25 بهمن دادند؛ خبری که دقایقی بعد از انتشار، توسط مقامات وزارت کشور تکذیب شد. دستهای دیگر از سایتهای حامی فتنه در اقدامی بسیار تعجببرانگیز به دروغ ادعا کردند که قرار است راهپیمایی سکوت 25 بهمن با حضور عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه که برای گسترش روابط به ایران سفر کرده است، برگزار شود. با این حال تلاش غرب برای راهاندازی آشوب و درگیری و برنامه خودسوزی یک شخص در ایران، در محیط رسانههای حامی فتنه محدود نبود؛ تیمهای عملیاتی منافقین نیز جهت اغتشاش در روز 25بهمن و عملیات تروریستی وارد تهران شده بودند و به نقل از منابع موثق برخی از لیدرهای این تیمهای عملیاتی در برخی خیابانهای تهران مشاهده شدند.
حاصل یک راهپیمایی اسرائیلی
اما حاصل تکاپو و سرمایهگذاری سنگین سیاسی- تبلیغاتی که از جانب رژیم صهیونیستی و رسانههای غربی برای برون رفت از محاصره نهضتهای انقلابی در جهان اسلام و نیز برای انحراف افکار عمومی از حقایق و دلایل اصلی تحولات اخیر صورت گرفته بود و در ادامه هم تظاهرات سفارشی اسرائیل با فراخوان و حمایت رضا پهلوی و مسعود رجوی مواجه شد، چه بود؟
اخبار دریافتی از سطح شهر تهران در روز گذشته حاکی از آن بود که آن راهپیمایی ادعایی که قرار بود از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی برگزار شود(!) بهرغم همه تلاشی که بیبی سی فارسی از ساعت 14 برای تحریک مردم انجام داد با بیاعتنایی قاطبه مردم مواجه شد.
در تهران جز در چند تقاطع خیابان آزادی که گروههای چند نفره سازمان یافته، تلاش به ایجاد آشوب داشتند هیچ حرکت قابل ملاحظهای انجام نشد. بنا براین گزارشها، حرکتهای محدود ایجاد شده نیز شباهت فراوانی با اقدامات سازماندهی شده تیمهای منافقین و بهائیان در عاشورای سال 88 داشت که البته دامنهای پیدا نکرد و با بیاعتنایی مردم و هشدار مأموران پلیس، آشوبگران متفرق شدند. بدین گونه راهپیمایی مورد حمایت موسوی، کروبی، رضا پهلوی، مسعود رجوی و... که قرار بود انقلاب عظیمی(!) در ایران برپا کند، با شکست سنگینی مواجه شد و نه کسی خود را سوزاند و نه تجمع گستردهای برپا شد فقط آنچه را که عیان کرد،شکست پروژه آشوب اسرائیلی بود. حال باید دید که نقشه آینده سران فتنه برای هزینه کردن مابقی 50 میلیون دلار و میلیونها دلار دیگر که برای همگرایی با نظام سلطه و حرکت در مسیر دلخواه اسرائیل دریافت کردهاند، چیست؟