کد خبر: 437818
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۸:۵۹
در راستای این اهداف، اتاق فکر غرب به رهبری آمریکا و صهیونیست ها و عوامل وطنی آنان در تلاشند تا سه ضلعی همسان ‏انگاری، تقابل ‏سازی و امید بخشی را در داخل کشور اجرا کرده و همانگونه که فرصت بدست آمده از یک نمایش بی نظیر مردم سالاری را در سال گذشته سوزاندند، فرصت تاریخی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان نماد یک حکومت مترقی در ایفای نقش مناسب خود در تحولات منطقه بسوزانند.
حوادث مهم و اثرگذار روزهای اخیر در منطقه خاورمیانه و کشورهای عربی، اتاق فکر غرب به رهبری آمریکا و اسراییل را عملا با تناقضی شدید در باب تصمیم گیری و اجرای سناریوهای خود مواجه ساخته است.

به گزارش «تابناک»، از آنجا که هدف نهایی غرب برای تحصیل حداکثر منافع خود در منطقه استراتژیک خاورمیانه در عین ارائه چهره ای دموکراتیک از خود در میان جوامع، قاعدتا قابلیت پیروی از یک نسخه پیچیده شده واحد را ندارد، لذا با توجه به شرایط جدید پیش آمده در منطقه آنها را دچار یک سردرگمی و تناقض گفتاری و رفتاری نموده است.

در واقع چون آمریکا تاکنون با هدف در انزوا قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان و جلوگیری از صدور روح انقلابی مبتنی بر بیداری اسلامی سعی داشت با حمایت از حکام دست نشانده کشورهای اسلامی، ایران را به عنوان بزرگترین خطر برای ثبات منطقه معرفی کرده و در نقشه طراحی شده خاورمیانه جدید، کفه معادلات را به نفع خود سنگینتر کند، در مدت حیات جمهوری اسلامی همواره با ترفندهای مختلف، نظام حاکم بر ایران را ضد مردمی، جنگ افروز، مرتجع، استبدادی و ضد حقوق بشر معرفی کرد و این در حالی است که امروز و با توجه به گسترش بیداری اسلامی در کشورهای منطقه، چون دست خود را برای همگان رو شده می بیند، نمی داند که چگونه ادعای خود مبنی بر ضد دموکراسی بودن ایران را در کنار حمایت های گسترده خود از نظام های دیکتاتوری منطقه توجیه کند.

از سویی، به درستی روح اسلام خواهی و استبدادستیزی ملت های به ستوه آمده از دیکتاتوری های ضد اسلامی دست نشانده در منطقه و اثر پذیری آن از انقلاب اسلامی ایران را درک کرده و از سویی وا دادن در مقابل آن را به معنای پایان یافتن رویای خاورمیانه جدید می داند.

بنابر این گزارش، دغدغه حفظ منافع استکباری در منطقه، آمریکا را فعلا به این نتیجه رسانده است که با کمک جوسازی رسانه ای، هر چند در ظاهر خود را حامی مردم نشان داده و بر ترک قدرت امثال مبارک اصرار ورزد اما در پشت پرده با سوار شدن بر موج جدید ایجاد شده، منویات و اهداف خود را پیاده کرده و از الگوگیری مردم از انقلاب اسلامی ایران جلوگیری کند.

در راستای این اهداف، اتاق فکر غرب به رهبری آمریکا و صهیونیست ها و عوامل وطنی آنان در تلاشند تا سه ضلعی همسان ‏انگاری، تقابل ‏سازی و امید بخشی را در داخل کشور اجرا کرده و همانگونه که فرصت بدست آمده از یک نمایش بی نظیر مردم سالاری را در سال گذشته سوزاندند، فرصت تاریخی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان نماد یک حکومت مترقی در ایفای نقش مناسب خود در تحولات منطقه بسوزانند.

بر این اساس عوامل داخلی غرب به رهبری آمریکا در تلاش اند تا در این رویارویی جدید:

الف) با القای همگونی جنس انقلاب مردم منطقه و به ویژه مردم مصر با حوادث سال گذشته در ایران؛

1 ـ اثرگذاری روح بیداری اسلامی انقلاب مردم ایران در سال 57 را بر تحولات منطقه در حد صفر تقلیل داده و خاستگاه این تحولات را معیشتی و اقتصادی تعبیر کند.

2 ـ بر رفتار متناقض غرب در قبال حوادث سال 88 ایران و حمایت آنان از حکام دیکتاتور منطقه سرپوش گذاشته و از این رهگذر از الگوگیری انقلابیون منطقه از انقلاب اسلامی ایران جلوگیری کنند.

3 ـ با مشغول کردن نظام در داخل و القای وجود دیکتاتوری در ایران، آتش زیر خاکستر فتنه سال گذشته را شعله ور کرده و از اثرگذاری ایران در مسائل منطقه بکاهند.

ب) با شبهه افکنی در اصول ساختار مترقی جمهوری اسلامی و القای تقابل میان جمهوریت و اسلامیت نظام؛

1 ـ ملت انقلابی و آزادیخواه منطقه را از الگوگیری از انقلاب اسلامی ترسانده و با ایجاد تصویری مخدوش از وضعیت جمهوری اسلامی، آنها را به سمت ایجاد نظام های سکولار تشویق کنند.

2 ـ از این رهگذر غرب را در مواجهه با تشکیل یک خاورمیانه اسلامی و ضد غرب یاری رسانده و از بروز چنین اتفاقی با محوریت ایران جلوگیری کنند.

ج) با امیدبخشی به افراد و جریانات داخلی همسو؛

1 ـ سرمایه اجتماعی از دست رفته در داخل را بازیابی کنند.

2 ـ با اطمینان از اینکه در صورت بروز هر اتفاقی بالاخره نظام با عوامل آشوبگر برخورد خواهد کرد، خوراک رسانه ای مورد نیاز رسانه های معاند را برای تداوم شانتاژ علیه جمهوری اسلامی فراهم کرده و حقیقت حمایت همه جانبه مردم و نظام را از حرکت ملت های آزادیخواه منطقه، وارونه جلوه کنند.

با توجه به آنچه گفته شد و با توجه به این نکته که در طول حیات جمهوری اسلامی در ایران، عوامل داخلی دشمن همواره رفتاری ریاکارانه برای فریب مردم داشته اند، رفتارشناسی اعتقادی آنان برای شناخت بهتر از سوی افکار عمومی به نظر ضروری می رسد. بر این اساس اشاره ای کوتاه می کنیم به گفتار و اندیشه زلال معمار کبیر انقلاب در بازشناسی قلوب مومن از قلوب مریض و منافق:

حدیث سی ام از چهل حدیث حضرت امام خمینی(ره) در خصوص اقسام قلب، حیله های شیطان و فرق بین قلب مؤمن و قلب منافق است.

آن راحل عظیم الشأن مبحث را با روایتی از امام باقر(ع) آغاز می کند که حضرت فرمود:همانا دل ها بر چهار قسم است. قلبی که در آن دورویی (نفاق) و ایمان قرار دارد، قلبی که وارونه می باشد، قلبی که بر آن مُهر خورده و تاریک است و دلی که نورانی و صاف می باشد.

راوی می گوید: از حضرت پرسیدم: منظور از "ازهر" [که در خصوص قلب مؤمن فرمودید] چه می باشد؟ حضرت فرمود: منظور قلبی است، که در آن چراغی منور [از ایمان] قرار دارد. قلب تاریک، قلب منافق است، قلب نورانی قلب مؤمن است که اگر [چیزی] به او عطا شود شکر گوید و اگر [به رنجی] مبتلا گردد صبر ورزد و قلب وارونه قلب مشرک است. سپس حضرت آیه "افمن یمشی …" را تلاوت فرمود [آیا کسی که راه می رود در حالی که به رو افتاده، راه هدایت را بهتر یافته است، یا کسی که بر طریق استوار راه برود؟] و اما قلبی که در آن ایمان و نفاق است، پس طایفه ای در طایف بودند که چنین بودند، پس اگر مرگ آنها برسد در حالی که بر حال نفاق هستند، هلاک خواهند بود، و اگر در حال ایمان بمیرند رستگار خواهند شد.

قلب مؤمن

قلب مؤمن روشن و نورانی است اگرچه احیاناً از قلب خود بی خبر باشد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که برخی مردم از لحاظ فصاحت در لام یا واوی خطا نمی کنند، ولی قلب آنها از شب تار، تاریک تر است. و برخی مردم از قلب خود با زبان خویش نمی توانند خبر بدهند، اما قلب آنها مثل چراغ نورانی است.

مؤمن بر طریق مستقیم حرکت می کند و از مسیر فطرت ـ که حق تعالی قلب او را با آن تخمیر کرده است ـ خارج نمی شود. اما سایر قلب ها از مسیر فطرت خارج اند. آمده است که رسول خدا(ص) خطی مستقیم بر زمین کشید، خطوطی نیز در اطراف آن رسم کرد و فرمود: این خط مستقیم وسطی راه من است.

ثانیاً مؤمن تابع انسان کامل است و انسان کامل مظهر جمیع اسماء و صفات خدا و سیرش مستقیم است.

این که در سوره حمد می خوانیم "اهدنا الصراط المستقیم" این صراط مستقیم، راهی است که پروردگار انسان کامل بر آن است از لحاظ ربوبیت و ظاهریت؛ و انسان کامل هم بر همین مسیر است از لحاظ مربوبیت و مظهریت. البته سایر موجودات بر این صراط مستقیم نیستند و انحرافاتی در آنها مشاهده می گردد. مؤمن تابع انسان کامل است و در مسیر عقل، خود را در کیفیت سیر معنوی مداخله نمی دهد نتیجتاً وصول او به کمال هم تابع وصول انسان کامل است. به شرط آن که قلب خود را از تصرفات و وسوسه های شیطان و خودپرستی حفظ کند.

برخی حیله های شیطانی

برخی حیله های شیطان آن است که انسان توجه خود را از جاده و صراط مستقیم متوجه شخصی خاص کند و با این وسوسه که هر گاه دل انسان متوجه دلبری بذله گو شود، زودتر می تواند علائق را از دل بزداید و یا این که هرگاه دل در گرو شیخی افتد، همین توفیق زودتر حاصل می شود، و این وسوسه را نیز ضمیمه کند که شیخ، انسان کامل است و از این جهت این کبیره را در نظر انسان موجه جلوه می دهد، در حالی که اینها از حیله های شیطان است.

ضمناً باید دانست که چون سیر مؤمن در این عالم مستقیم است در عالم آخرت نیز که باطن وی آشکار می شود مستقیم و بر طریق انسانیت است. بر همین قیاس، از آن جا که مشرک از مسیر حق منحرف است، در قیامت نیز به هیئت انسانی محشور نمی گردد، و چه بسا به صورت حیوانی از حیوانات باشد. پس دل هایی که از حق منحرف هستند و متوجه دنیایند در قیامت نیز از مسیر مستقیم خارجند و به طریق غیرعادی مشی می کنند، زیرا در این جهان بر غیر مسیر حق و غیرمستقیم بودند. در برخی روایات "صراط مستقیم"، به امیرمؤمنان و ائمه معصومین تفسیر شده است. چنان که امام باقر(ع) در روایتی صراط مستقیم را به راه امیرمؤمنان و اوصیای حضرتش تفسیر فرمود.

فرق قلب مؤمن و قلب منافق

قلب مؤمن از فطرت اصلی خارج نشده و هر چه از حقایق ایمانی و معارف الهی به او القا شود، خواهد پذیرفت. لذا در روایت آمده است که قلب مؤمن مفتوح است، اما قلب منافق چون با تیرگی های مخالف فطرت آغشته شده است (مانند حب نفس، تعصبات جاهلی و اخلاق ناپسند) مسدود می باشد و حرف حق و حقیقت را پذیرا نیست و صفحه آن همچون صفحه ای سیاه وتاریک است که نقشی نمی پذیرد. قلب مشرک و منافق واژگون و بسته است؛ اما تفاوت بین قلب مشرک و منافق این است کهقلب مشرک به دلیل این که متوجه معبود غیر حقیقی است دو ویژگی دارد: خضوع صادقانه در برابر غیر خدا و ویژگی دیگر نقص و کدورت به خاطر این خضوع. لذا قلب مشرک واژگونه است.

اما منافق گاهی وقت ها مشرک است؛ لذا در این هنگام قلب او مثل قلب مشرک، "واژگونه" می باشد و گاه مطالب حق را می شنود و می فهمد، ولی به دلیل ظلمت و تیرگی قلبش آن را نمی پذیرد، لذا در این اوقات قلب او "مسدود" می باشد. پس قلب منافق هم واژگونه است و هم مسدود.

همچنین حدیثی که در ابتدای نوشتار آمد دو صفت برای مؤمنان عنوان کرد: شکر در عطاها و صبر در هنگام سختی ها. این دو ویژگی به دلیل اهمیتی که دارند در حدیث عنوان شده اند و این دو صفت منشأ بسیاری از کمالات فرد خواهند شد.

غفلت از حق، قلب را وارونه می سازد

اگر انسان یکسره متوجه عالم دنیا باشد قلبش از حق منصرف می گردد، هر چند ظاهراً مبدأ و معاد را هم قبول داشته باشد.در حقیقت میزان وارونگی قلب غفلت از خداست. گاه انسان اظهار ایمان به غیب و حشر و نشر و قیامت هم می کند، اما در عمل گونه ای دیگر است، چنین شخصی در زمره منافقان است، نه مؤمنان. باید مواظب باشیم که آثار ایمان در ظاهر و باطن ما جاری باشد تا این امانت الهی و قلب طاهر ملکوتی را که با فطرت آغشته شده است دور از تصرف شیطان، به آن ذات مقدس باز پس بدهیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار