
بحث ظهور حضرت حجت از مباحثی است که سالیان طولانی تمام تشنگان معارف اهل بیت را به خود مشغول کرده و هرکس را به نوعی مشغول خود کرده است اما آنچه به حقیقت در معارف اصیل به جامانده از اهل بیت به آن تأکید شده، انتظاری هوشمند است که در برخی از مواقع واصلین به این درگاه نکاتی را در این خصوص ذکر کردهاند. میرزا اسماعیل دولابی یکی از کشاورزان واصل است. الگویی بسیار خوب برای رهروان مسیر تکامل و سلوک الی الله است. ایشان با توجه به اینکه شغلشان کشاورزی بوده، به مقامی رسیدند که برخی از علمای حوزه علمیه قم برای رسیدن به مقام ایشان به حضرت ولیعصر(عج) توسل میکردند.یکی از علمای بزرگ که شاگرد میرزا بودند میگفت: «هفتهای نبود که میرزا خدمت حضرت صاحب الزمان نرسد». شخصیتهای بزرگی چون شیخ جعفر آقا مجتهدی، شیخ عبدالقائم شوشتری و. . . از محضر این بزرگ استفاده بردند.
نه انتظار ما طوری است که آنها پهلوی ما بیایند و نه حرکت ما جوری است که به آن طرف برویم و آنها را ببینیم.
اگر به راستی منتظری، چرا لاغر و خانهنشین نشدهای؟!
به محض اینکه حقیقتاً منتظر بشوی او رسیده است. آیا خوب است آدم این قدر بیرگ باشد؟ یک دوستت یک ساعت دیر از سفر بیاید این همه تقلا میکنی.
اگر انتظار داری، آثارش کو؟!
اگر انتظار داری باید غم دنیا برود، حتی اگر خود امام هم آمد با او دعوا نکنی و هی نگویی عجل. البته طلب تعجیل ظهور، برای افراد مبتدی خوب است، ولی بالاتر از آن هم هست. آن وقتی است که از تقلای خودت مأیوس شدی و در خانهات نشستی و چشم و گوش به در ماندی. از آن بالاتر وقتی است که منتظر در هم نیستی و از آن هم مأیوس شدی. چنین فردی خود حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه) پهلویش نشستهاند و همه ملائکه نگاهش میکنند. کسی که میتواند خدمت حضرت برسد ولی معرفت حضرت چنان همه وجودش را پر کرده است که میتواند طاقت بیاورد و خدمت ایشان نرود، چنین کسی به حضرت «علیهالسلام» راه دارد. او میبیند که دلش که تا دیروز غنچه بود، در خودش فرو رفته و بسته و گریان، ولی امروز باز و شکفته شده و عطر آن همه وجودش را گرفته است. از اینجا میفهمد که آقا تشریف آوردهاند. ما مثل بچهای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور میکنند. بچه جلب ویترین مغازهها میشود و دست پدر را رها میکند و در بازار گم میشود و وقتی متوجه میشود که دیگر پدر را نمیبیند، گمان میکند پدرش گم شده است، در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیا و اولیا پدران خلقند و دست خلایق را میگیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلایق جلب متاعهای دنیا شدهاند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شدهاند. امام زمان(ع) گم و غائب نشده است، ما گم و محجوب گشتهایم.