کد خبر: 437782
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۰
جوان بررسی می کند
ترجمه: معصومه صبورروح | فرقه‌های ضددینی به صورت تشکل‌های فردی و گروهی رسماً شکل یافته‌اند. این فرقه‌ها اعضایشان را از اعضای مذاهب قبلی یا مرتدها، مسیحیان و یهودیان می‌گیرند. با توجه به شرایط و سیاست حاکم در کشورها در هر منطقه‌ای ساختاری ایجاد می‌کنند تا به سمت جهانی شدن پیش روند. فرقه‌ها از دیدگاه علوم اجتماعی تعاریف گوناگونی دارند. اقلیت قابل توجهی معتقدند که تجزیه و تحلیل‌ها باید فرقه‌های ضد دینی سکولار را جدا از انگیزه‌های مذهبی قرار دهند. فرقه‌های مذهبی در چهار دسته قرار می‌گیرند:1- گروه‌های سکولار ضد دین 2- گروه‌های ضد مسیحیت 3- گروه‌های خاص مخالف دین 4- گروه‌هایی که توصیه‌هایی در مورد مرگ ارائه می‌دهند در اغلب مواقع گروه‌ها دیدگاه‌هایی را مطرح می‌کنند که در فرقه‌های مذهبی جدید آثار منفی ایجاد می‌کند. تاریخچه در اوایل قرن بیستم بعضی دانشمندان محافظه‌کار مسیحی، اغلب پروتستان‌ها استدلالاتی ارائه دادند که از نظر آنها پایه و اساس دیدگاه‌های مسیحیت و مخالف تعالیم گروه‌های حاشیه‌ای بود. کم و بیش تا به امروز کلیساها و گروه‌ها این فعالیت‌ها را در سطوح مختلف تئولوژی تخصصی ادامه داده‌اند که جمعاً به عنوان فرقه ضد مسیحیت مطرح شده است. اعضای این گروه‌ها آیینی را تعریف کرده بودند که هر گروه ترجمه‌های غیرمتعارفی از کتاب مقدس و یا نوشته‌های غیرمتعارف معادل تدریس کتاب مقدس را فراهم می‌‌کرد. (گروه‌هایی شامل (مورمون Mormon)، دانشمندان مسیحی، شاهدان یهود دوم و گروه‌های متلاشی شده آنها از قبیل دیویدیان Davidians)اغلب مفسران ضد فرقه‌ای مسیحیت حد و مرزی در بین اپوزیسیون سکولار و فرقه‌های مذهبی نگه می‌دارند. در دهه 1960 و اوایل دهه 1970 طبقه متوسط جامعه به پیروی از فرقه‌های مذهبی جدید و گروه‌های دیگر پرداختند. فرقه‌هایی از قبیل فرزندان خدا (children of god)، کلیسای متحد (the unification church)، فرگوش کریشناز (the hare krishnas)، نورالهی میژن (the divine light mission)، سانیتولوژی (scientology)، خانواده چارلز منسون (the charles manson) و خانواده عشق (the love family). این فرقه‌ها اغلب در تضاد عقاید معمول سنتی بودند. خانواده‌های این جوانان نگران رفتارهای فرزندانشان شدند و متوجه عقاید عجیب و غریب آنها شدند و اقدام به از بین بردن این فرقه‌ها کردند، بعضی از آنها ادغام شدند و سازمان‌های ملی و منطقه‌ای ایجاد کردند. اولین گروه سازمان یافته در امریکا (FREECOG) بود که در سال 1971 توسط والدین افرادی که عضو گروه «فرزندان خدا» بودند سازماندهی شد. در روزهای اول بعضی از این گروه‌ها قوانینی را برای متدین کردن اعضایشان وضع کردند. آنها سعی کردند باوضع قوانین فعالیت‌های خود را قانونی کنند. مخالفت با فرقه‌ها نه تنها از طرف پدر ومادرها بلکه از طرف طیف وسیعی از مردم جامعه شروع شد. در دهه‌های 1970 و 1980 عمده افراد مخالف شامل روانپزشکان، روانشناسان و تعدادی از وکلا و همچنین اعضای سابق گروه‌ها بودند. مخالفت عمومی مردم با NRMS پس از انبوه خودکشی‌های اعضای فرقه از معبدی در شهر جونس (Jones town) در سال 1978 شروع شد. این اختلاف فرقه‌ها در دهه‌های 1960 و 1970 منجر به افزایش توجه محققان به جایگزینی مذاهب و شکل‌گیری سازمان‌های دانشگاهی برای تحقیق و مطالعه آنها شد. پس از مباحثه محققان را در بین دو اردوگاه مخالف تقسیم کردند: 1- اردوگاه اول (longone) که یک ائتلاف مذهبی را توضیح می‌داد و از حقوق مذهب‌ها و گروه‌های مذهبی برای ادامه دادن عقاید و تعریفاتشان دفاع می‌کرد. این ائتلاف شامل محققان مذهبی بود.2- اردوگاه دوم شامل ائتلاف حقوق فردی بود که از حقوق افراد در برابر تعرضات مذهبی و غیرمذهبی و فردی دفاع می‌کرد. روانشناسان و روانپزشکان و جامعه‌شناسان در هر دو گروه وجود داشتند. هر دو اردوگاه پس از 20 سال آثار علمی و مباحثی را تولید کردند اما برخی از هواداران هنوز از نظر اردوگاه دیگر غیرموجه هستند. در سال‌های اخیر محققان هر دو اردوگاه برخی از موارد قابل قبول یکدیگر را با مواضع مخالف دنبال می‌کنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار