
از زمانی که فریاد بلند مصریها مبنی بر ضرورت کنارهگیری حسنی نامبارک از قدرت در میدان التحریر قاهره طنینانداز شد، این تنها دیکتاتور و فرعونک مصر نبود که لرزه بر اندامش افتاد، بلکه تمامی حکام خودکامه و مستبد در کشورهای عربی نگران آینده خود شدند. فرار خفتبار دیکتاتور مصر و ناتوانی حامیان او برای نگه داشتنش بر اریکه قدرت، پیامهای روشنی را برای دیکتاتورهای مشابه در دیگر کشورهای عربی در پی دارد. این دیکتاتورها به خوبی میدانند که تمامی زمینها، بسترها، علل و عوامل شکلدهنده به جنبش اجتماعی و خیزش عمومی در مصر، در کشورهای آنان نیز کم و بیش وجود دارد.
رژیم مصر، رژیمی مستبد و دیکتاتور بود و با استفاده از خشونت و دستگاههای سرکوبگر، طی چندین دهه حقوق ملت مصر را پایمال کرده بود و عمده رژیمها در دیگر کشورهای عربی از همین ویژگی برخوردارند. حسنی نامبارک برای ماندن در قدرت، نوکری امریکا، رژیم صهیونیستی و اروپاییهای سلطهگر را به قیمت پایمال شدن عزت و حقوق ملی مصریها پذیرفته بود و دیگر دیکتاتورها در کشورهای عربی نیز برای حفظ قدرت خود، تن به نوکری بیگانگان و در رأس آنها امریکاییها و صهیونیستها دادهاند. دیکتاتور مصر با تسلیم شدن در برابر صهیونیستها و تن دادن به خواستههای آنان، ملت مصر را تحقیر و هویت ملی و دینی آنان را مخدوش ساخته بود و دیگر دیکتاتورها نیز به همین صورت ملتهای خود را تحقیر و ذلیل کردهاند. فساد رژیم نامبارک و غارت اموال بیتالمال از سوی سردمداران این رژیم، موجب فقر و بدبختی و شکاف طبقاتی در میان مردم مصر شده و این اوضاع نابسامان و نفرتانگیز که خصلت عمومی همه حکومتهای خودکامه و مستبد است در دیگر کشورهای عربی ملاحظه میشود. بیداری اسلامی مردم مصر که نشأت گرفته از انقلاب اسلامی ملت ایران است،در میان تمامی ملتهای عربی تحت سیستم نظامهای خودکامه دیده میشود. پیروزی مردم مصر بر دیکتاتور کشورشان، اعتماد به نفس دیگر ملتهای عربی را تقویت خواهد کرد و از این پس باید شاهد تحقق تئوری دومینوی انقلابها در کشورهای عربی باشیم؛ انقلابهایی که به عمر دیکتاتورهای عرب پایان خواهد داد، گرچه این انقلابها در طراز انقلاب اسلامی نباشد، لکن جبهه مقاومت اسلامی را تقویت خواهد کرد.