
«جمهور» در جهان معاصر به معنی نقش مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خویش است. در عرف دنیای غرب، جمهوری ملاک حضور مردم و میزان آن است که سطح و میزان مشارکت، مشروعیت نظام مستقر را دچار نوسان میکند.
در نظام جمهوری اسلامی که بسیاری از بنیانهای نظری و عملی آن درونزا یا بومی شده است از «جمهوری» برداشتهای مستقل از غرب صورت میگیرد. مقام معظم رهبری در دیدار کارکنان نیروی هوایی، تفسیری متفاوت از «جمهوری اسلامی» ارائه فرمودند که شاخص زیبایی جهت پیوند اسلامیت و جمهوریت محسوب میشود.
معظمله از نقش مردم در عرصه مشارکت و جمهوریت به عنوان «ایمان عمومی» نام بردند. بدین معنی که چون مردم مسلمان هستند، پیوند آنان با اسلام و اسلامیت نظام جمهوری اسلامی، امری اعتقادی و قلبی است. بنابراین حضور آنان در صحنههای تبلور جمهوریت، برخاسته از عمق اعتقادی و شرعی آنان است که تفسیر دینی آن «ایمان عمومی» است. نظریهپردازی و تبیین این مهم و باز شدن دریچهای دیگر برای تلقی یکپارچه از «جمهوری اسلامی» امری ضروری است که به عهده نخبگان دینی- فکری جامعه میباشد.
ضرورت این مسئله زمانی بیشتر میشود که در 13 سال گذشته عدهای تلاش کردند با الهام از نظریهپردازان مکاتب انتقادی در غرب، جمهوریت و اسلامیت نظام را دو مقوله کاملاً مجزا و غیرهمسو معرفی کنند و در قالب نظریه «حاکمیت دوگانه» اسلام و مردم را دو مسیر مجزا معرفی کنند و خود را نیز بانی و مدافع جمهوریت بدانند. این دسته تلاش کردند در قانونگذاری و اقدامات نوشتاری و رسانهای خویش اصالت را به جمهوری بدهند و خود را به صورت جدی نقطه مقابل اسلام بدانند.
حزب مشارکت سردمدار این مسئله بود. اکنون که مقام معظم رهبری جمهوریت را به مثابه ایمان عمومی مردم درحمایت از نظام جمهوری اسلامی تفسیر کردند، هیچ منفذ و مجرایی برای دوگانه خواهان باقی نمیماند. بدین معنی که چون مردم مسلمان هستند، برای حمایت از حقانیتی که بدان ایمان دارند به عرصه سیاست و مشارکت وارد میشوند و «ایمان جمعی» خود را در قالب جمهوریت به مانوری سراسری تبدیل میکنند. حمایت از نظام جمهوری اسلامی برخلاف حمایت از نظامهای معمول جهان نمیتواند خاستگاه قلبی و ایمانی نداشته باشد زیرا در نظریه سیاسی اسلام، حکومت واجد صلاحیت برای پرداختن به دو بعد دنیوی و معنوی مردم است و تقویت بعد معنوی و دینی مردم توسط حاکمیت به صورت چرخهای است که بازخورد آن از طریق جمهوریت تبلور مییابد که اگر اینچنین باشد، مشارکت مردم در راستای جمهوریت نظام صرفاً جهت تغییر مهرههای سیاسی موجود در قدرت نیست یا هدف غایی آنان بهتر شدن وضعیت معیشت و گشایش دنیوی نیست بلکه رأی به عمق بخشی به ایمان خویش و تحکیم مبانی اعتقادی و اخلاقی جامعه است.
رأی به نظامی که رسالت آن فراتر از اقتصاد است، نمیتواند صرفا یک مشارکت بشری و معمول باشد. بلکه اراده قلبی است که پیوند اسلام و مسلمان را به نمایش میگذارد و تجلی عملیاتی شدن اراده اسلام در عرصه اجتماعی است. شهید سید مرتضی آوینی در تبیین این مهم مینویسد: آنچه که مردم را در ساعت 30: 4 روز 21 بهمن 1357 به میدان آورد، عشق به آزادی و دموکراسی نبود بلکه عشق به رهبری بود که آن را مظهر صفات و اسمای الهی میدانستند. لذا اینچنین جمهوری از مسیر ایمان میگذرد و مشارکت سیاسی مردم در جمهوری اسلامی به معنی موافقت با استمرار احکام اسلام در جامعه است و اینچنین است که پیوند بین دین و سیاست، اسلام و جمهوریت به زیبایی اتفاق میافتد و به الگویی بینظیر، برای انسان سرگردان امروزی در جهان تبدیل میشود.