
حمید نورشمسی -بیست و نهمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامیایران در بحبوحه برگزاری جشنواره فیلم فجر و در مهجوریت تمام و بدون حتی تشریفات برگزاری مرسوم و حتی حضور رئیسجمهور برگزار شد.
این مهجوریت تا اندازهای امسال خود را نمایان کرد که حتی خبرگزاریها و نشریات سراسری نیز در گزارشهای خود به بیان موضوعات پراکنده و خرد در رابطه با بزرگترین رخداد سال در حوزه کتاب بسنده کردند.
در همین گیر و دار از برج میلاد و جشنواره بیست و نهم فیلم فجر خبر میرسد که تمامی رسانهها و فعالان فرهنگی و حتی دولتی حاضر در جشنواره فیلم فجر در بررسی آثار شرکت کرده در جشنواره امسال از نبود عنصر قصه خوب و فاخر به عنوان یک شاخصه مهم در آثار سینمایی جشنواره به عنوان نماینده یک سال فعالیت هنری کشور به شدت گلهمند هستند؛ گلهمندی که یک بررسی کوتاه و حتی اینترنتی در رابطه با آن نشان میدهد تنها در پناه اهمیت به ادبیات داستانی، حمایت از آن و نیز مطرح کردن آن در فضای جامعه از طریق کانالهایی مانند جایزه کتاب سال به عنوان بزرگترین و معتبرترین جایزه ادبی سال در کشور میتوان برای تحقق آن متصور بود. با این حال جایزه کتاب سال برای سومین سال متوالی در سال جاری نیز به ادبیات داستانی به نوعی دهن کجی میکند و هیچ اثری را شایسته حتی تقدیر نمیشناسد.
چه کسی در سطح من است
جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از بدو راهاندازی تا کنون بر مبنای آییننامهای مشخص در تمامی حوزههای فکری فرهنگی و هنری به صورت سالاانه به انتخاب برترین اثر دست میزند.
شکی نیست که این انتخاب در هر یک از حوزهها نماینده یک سال تلاش متخصصان و اهالی آن حوزه در تحقیق و تألیف و البته مشقتهای چاپ کتاب در ایران است. این موضوع که در جریانسازترین حوزه فرهنگ عمومی در کشور ما که بیشک چیزی جز ادبیات داستانی به عنوان مادر هنرهای نمایشی نیست، در سه سال گذشته هیچ اثری عنوان برگزیده را به خود نمیبیند به چه معنی است؟ آیا باید هنوز به این موضوع بسنده کنیم که سلیقه داوران و کیفیت آثار نازل بوده است؟ آیا باید بپذیریم در سه سال گذشته هیچ اثر شاخص داستانی در کشور تولید نشده است که بتواند به عنوان نماد ادبیات توجه هنرمندان، فیلمنامهنویسان و حتی نمایشنامهنویسان و فعالان سایر بخشهای فرهنگی و هنری را به آن جلب کند؟ بدون شک این چنین استدلالی را نمیتوان پذیرفت.
حتی اگر به روال مرسوم تقسیمبندیهای چند سال اخیر جایزه کتاب سال را به عنوان نمادی از جشنواره های ادبی دولتی در نظر بگیریم، آیا هیچ نویسندهای در کشور در سال گذشته و هیچ کتابی از میان بیش از 9 هزار عنوان اثر منتشر شده در 9 ماهه نخست امسال با مجوز معاونت فرهنگی کشور با سیاستهای این معاونت برای برگزیده شدن همخوانی ندارد؟
نگاهی به روال اجرایی این جایزه در سالهای گذشته نشان میدهد که رواج بیندازه سلیقهگرایی، فرد محوری و نیز عدم معرفی شاخصهای مشخص علمی در قواره جایزهای مثل کتاب سال در چند سال اخیر کار را به جایی رسانده است که عدم معرفی برترین اثر داستانی سال در این جایزه به امری کاملاًَ بدیهی مبدل شده است.
دبیر بیدبیر
پس از آنکه محمدرضا سرشار در تیرماه سال جاری و به دنبال خروج محسن پرویز از معاونت فرهنگی وزارت ارشاد از سمت دبیری جایزه کتاب سال کنارهگیری کرد، بسیاری از فعالیت حوزه فرهنگ و کتاب به دنبال تعللهای متعدد معاونت فرهنگی وزارت ارشاد فرجام بیاثر شدن وجودی جایزه کتاب سال را به ویژه در حوزه ادبیات هشدار دادند. کم نبودند مصاحبهها و نشستهای خبری مسئولانی که از یک سو خبر از انتصاب دبیر این جشنواره ظرف چند روز و ساعت میدادند و از سوی دیگر اعلام میکردند این پست، چیزی جز یک پست تشریفاتی برای امضای احکام نیست و هیئتهای داوری کماکان به کار خود مشغول هستند.
صرف نظر از اینکه در مجموعه فرهنگی کشور چرا هیچ کس حاضر به قبول چنین مسئولیتی نبوده به جز مدیری که سابقه کاری وی پیشاپیش مشخص است و صرف نظر از اینکه چرا به نظر مسئولان معاونت فرهنگی در مجموعه دلسوزان فرهنگی کشور هیچ فردی قابل اعتماد برای این سمت تا نزدیک به شش ماه مشخص نشد، باید گفت عدم تأثیرگذاری ادبیات داستانی در بخشهای مختلف فرهنگی کشور و نیز بیخاصیت شدن جشنوارهها و جایزههای ادبی سالانه کشور و عدم جریانسازی از سوی آنها، نتیجه قطعی و طبیعی سیاستگذاری های احساسی و غیر مسئولانه مسئولان فرهنگی حوزه کتاب است که تا زمانی که عزمیبرای اصلاح آن به وجود نیاید، ماجرا همینی است که هست.