
به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه متهم – رستم- در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
نماینده دادستان متهم را گناهکار دانست و برایش تقاضای مجازات کرد. در ادامه جلسه قاضی همتیار متهم را به جایگاه فراخواند. رستم به دادگاه گفت: من با مرارت بسیار شرایط تحصیل فرزندانم را فراهم کردم تا همگی آنها تحصیلات عالی داشته باشند اما حتی تحصیل در دانشگاه نتوانست پسر ناخلفم – عباس 26 ساله- را سر به راه کند. او از هر فرصتی برای شرارت استفاده میکرد. عباس بارها در غیبت من و همسرم در خانه زنان خیابانی را به خانه میآورد و با آنها رابطه پنهانی داشت. او معتاد به شیشه بود و با چندین زن شیشهای هم ارتباط داشت. من بارها از دست او به مراجع قانونی شکایت کردم اما سرانجام آن چیزی جز واهمه از تهدیدات او نبود.
متهم در ادامه گفت: یک بار که به ارتباط پنهانی او با زنان اعتراض کردم مرا به شدت مضروب کرد به طوری که شنوایی یکی از گوشهایم را به طور کلی از دست دادم. بعد از آن مرا مجبور کرد تا سهم الارث او را پرداخت کنم اما چند روز بعد به خانه آمد و بدون اینکه سلام کند شروع به فحاشی کرد. میگفت برای چه برای مادرش طلا خریدهام. من بعد از 30 سال 148 گرم طلا برای مادرش خریده بودم که ناگهان با انبردست طلاها را از دست مادرش درآورد و برای تهیه شیشه از خانه خارج شد.
متهم گفت: پسرم از همه کسبه محل زندگیام زورگیری کرده است به طوری که همگی از او وحشت داشتند. او بارها از قصابی محل گوشت گرفته بود اما پول آن را نداده بود. وقتی از قصاب میخواستم به او گوشت ندهد میگفت، عباس مغازهام را ویران میکند، بنابراین از ترس مجبور بود خواستهاش را اجابت کند. عباس حتی به کلیدساز محل هم رحم نکرده و از او هم زورگیری کرده بود. او آخرین بار به اندازه 40 هزار تومان در ساندویچی محل ساندویچ خورده و پولش را نداده بود. من مجبور بودم پول مردم را به آنها بازگردانم.
متهم درباره روز حادثه به دادگاه گفت: ما تازه از سفر تبریز رسیده بودیم که عباس بنای فحاشی را با کتک زدن مادرش گذاشت، او میگفت اگر پنج میلیون به او ندهم به مادرش تجاوز خواهد کرد. من به شدت عصبانی شدم و به او گفتم شش میلیون به او خواهم داد، به شرط آنکه با مادرش کاری نداشته باشد. از او خواستم تا مشغول تماشای تلویزیون شود تا پول را برایش فراهم کنم. وقتی از توجه او به تلویزیون مطمئن شدم به سراغ دشنهام رفتم و پسی از غافلگیر کردنش او را به قتل رساندم.
در ادامه جلسه رسیدگی وکیل متهم در جایگاه حاضر شد و گفت از آنجا که مجازات متهم اعدام نیست، رسیدگی به پرونده در صلاحیت دادگاههای عمومی است. پس از این اظهارنظر اعضای دادگاه وارد شور شدند و با نظر اکثریت اعضا پرونده به دادگاه عمومی ارسال شد.