
میرحسین موسوی که به گفته برخی از همفرقهایهایش، این روزها در حالت کمای سیاسی به سر برده و با قطع ارتباط با واقعیتهای بیرونی در فضای مجازی ساخته و پرداخته ضدانقلابیون فراری و بنگاهها و بنیادهای وابسته به آژانسهای جاسوسی یا تحت پوشش دیپلماسی عمومی امریکا، انگلیس، موساد و برخی دیگر از کشورهای همسو به آنها، سیر کرده و به مطالب سایتها و وبلاگهای زنجیرهای متصل به آنها دلخوش است، در قیاسی معالفارق و خندهدار، خلق قیامهای مردم تونس و مصر را با فتنه رنگی پس از انتخابات مقایسه و شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» مردم به ستوه آمده از نظامهای استبدادی و سکولار و وابسته به امریکا و غرب را در مصر و تونس شبیه شعار «رأی من کجاست» نامیده و از فرا رسیدن روز خشم و غضب ملی سخن به میان آورده و بالاتر از آن شعار مردم تونس، مصر و یمن را گسترش دامنه شعارهای اغتشاشگران فتنه رنگی دانسته است.
هرچند صدور این اطلاعیه به قصد بهرهبرداری از فضای سیاسی متأثر از قیامهای مردمی در منطقه صورت گرفته اما این نوع قیاس نهتنها توهین به حرکتهای انقلابی مردم مصر، تونس و یمن است بلکه عوارض انزوا و دنبالهروی از پیامهای فضای مجازی و گرفتاری به خیالپردازی و شاید هم فراموشکاری و آلزایمر سیاسی مهندسی را نشان میدهد که تا پیش از این هم به خاطر تأخیر در فهم مسائل، برخی دوستانش به او لقب دیرحسین نیز داده بودند. نشانگان برآمده از همین اطلاعیه که احتمال بروز آلزایمر سیاسی برای میرحسین را قابل توجه میسازد عبارتند از:
1 ـ گویا آقا مهندس فراموش کردهاند که مشابه دیکتاتورهای حاکم بر مصر و تونس تنها در مقام حرف به انتخابات پایبند بوده و زمانی که نتیجه رأی مردم را به نفع خویش نیافته بود با ظلم تاریخی به مردم، به نادیده گرفتن رأی مردم روی آورده و مقابل جمهوریت به اردوکشی پرداخته و به زعم اینکه میتوان با باجخواهی انتخابات را به سوی یک انتخابات نمایشی سوق داد و لذا قبل از شروع شمارش آرای خود را برنده انتخابات اعلام کرده بود. این دقیقاً شبیه روحیه همان دیکتاتورها است که قبل از شمارش آرای مردم خود را برنده انتخابات دانسته و فقط انتخابات ظاهری را یک نمایش برای کسب قدرت میدانند.
2 ـ احتمالاً میرحسین نمیتواند به یاد داشته باشد که همان حامیان غربی و صهیونیستی سران دیکتاتور مصر، تونس و یمن که سالها به دوام استبداد آنها کمک کردهاند، حامیان آشکار ادعاهای میرحسین و اغتشاشگران همراه وی نیز بودهاند، به طوریکه نخستوزیر اسرائیل که امروز دغدغه سقوط مبارک را دارد سران فتنه و در رأس آنها میرحسین موسوی را امید اسرائیل دانسته و امریکا و انگلیس نیز از هیچگونه کمک و حمایت مادی و معنوی از فتنه آنان فروگذار نبودهاند.
3 ـ شاید میرحسین به عمد نمیخواهد به یاد آورد که سران مستبد کشورهای مصر و یمن نیز دقیقاً مثل خود میرحسین هرگونه مقابله با اسرائیل را حرکتی ایدهآلیستی دانسته و قبل از میرحسین همان شعار فتنه رنگی یعنی نه غزه نه لبنان را در نظر و عمل دنبال میکردهاند.
4 ـ احتمالاً میرحسین فراموش کرده که سران مصر و اردن هم مثل خود وی سلطنتطلبان، منافقین، بهائیها و سایر ضدانقلابیون را خداجو یافته و همانگونه که فتنه رنگی میزبان حضور آنان بود از هیچگونه حمایت و همراهی از این گروهها و عناصر فروگذار نبودهاند.
آخر اینکه باید به میرحسین گرفتار شده به آلزایمر سیاسی یادآور شد که مزین بودن یک خیابان اصلی در تهران به نام شهید خالد اسلامبولی به افتخار حرکت جهادی وی در اعدام انقلابی سلف مبارک و شکستن هیمنه فرعون پیش از این در نظام مقدس جمهوری اسلامی و قطع روابط دیپلماتیک ناشی از تفاوت دو نظام و دیدگاههای برخاسته از آن، همان واقعیتی است که میرحسین و همفکران مدعی اصلاحطلبی وی سالها است مشروعیت آن را نادیده گرفته و به عنوان اقدامی که برای مردم و نظام هزینه دارد، از آن انتقاد میکردهاند. راستی که آلزایمر درد آزاردهندهای است و وقتی در عرصه سیاسی ظهور کند، خندهدار و مضحک نیز میشود.