
به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار و مستشاران دادگاه برگزار شد.
در این جلسه نماینده دادستان متهم را گناهکار دانست و برایش تقاضای مجازات کرد. مادر سمیرا به دادگاه گفت که متهم ـ نادر 30 ساله ـ دخترم را با طرح نقشه قبلی به کام مرگ کشانده است.
قاضی در ادامه متهم را به جایگاه فرا خواند و تفهیم اتهام کرد. نادر ارتکاب قتل را پذیرفت و گفت: من با سمیرا در خیابان آشنا شدم و پس از مدتی که از دوستی ما گذشت به او پیشنهاد ازدواج دارم. من اوضاع مالی خوبی نداشتم و سمیرا هم از این موضوع با خبر بود، بنابراین پس از مدتی با یکدیگر ازدواج کردیم.
متهم در ادامه گفت: پس از ازدواج خانهای در جوادیه تهران اجاره کردم، اما مشکلات مالی از همان ابتدای زندگی مشترک خودش را نشان داد من تلاش میکردم که زندگی ایدهآلی برای همسرم فراهم کنم.
نادر در ادامه گفت: مشکلات مالی سبب شد تا اختلافات ما از همان ابتدا خودش را نشان دهد. سمیرا همواره به دنبال یک زندگی ایدهآل بود اما من توانایی این را نداشتم تا برایش خانه و ماشین تهیه کنم تا اینکه زنگهای تلفن مشکوک به خانه و گوشی سمیرا زندگی ما را با بحران دیگری نیز مواجه کرد. ادامه این مزاحمتهای تلفنی سبب خروج بدون اجازه گاه و بیگاه سمیرا از خانه میشد و من که توان مقابله با این مشکلات را نداشتم، خانهام را عوض و به محل دیگری اسبابکشی کردم.
در منزل جدید سمیرا عکس پسر جوانی را به من نشان داد و به من گفت دلم میخواهد تو هم ظاهر آراستهای چون صاحب عکس داشته باشی. این اتفاق سبب شد من با جدیت بیشتری همسرم را تحت نظر بگیرم و آمد و شدهایش را کنترل کنم تا اینکه بار دیگر مزاحمتهای تلفنی در خانه جدید هم خودش را نشان داد.
متهم گفت: سماجتم باعث شد مزاحم تلفنی را شناسایی کنم و او کسی نبود جز صاحب همان عکس. من دو بار سمیرا را در خودروی پژو 206 او دیدم اما چون وسیلهای برای تعقیب آنها نداشتم نتوانستم مرد جوان را دستگیر کنم، از همین رو به کلانتری رفتم تا از او شکایت کنم اما چون مدارک کافی در اختیار نداشتم کارم به جایی نرسید.
متهم در ادامه گفت: با روشن شدن مزاحمتهای پسر جوان در زندگیام با سمیرا دعوا کردم اما نتیجهای جز قهر کردن و رفتن او به خانه پدرش نصیبم نشد تا اینکه با به دنیا آمدن پسرم تصور کردم که همسرم از رفتارش متنبه شده باشد اما ادامه مزاحمتهای تلفنی سبب شد ماجرا را برای پدر و مادرش بازگو کنم.
متهم درباره روز حادثه ـ نهم مهرماه امسال ـ گفت: ساعت 5 عصر بود، پسرمان شایان سومین ماه تولدش را سپری میکرد که بار دیگر بر سر پسر مزاحم با سمیرا مشاجره کردم. بعد از مشاجره به اتاق خواب رفتم و مشغول گوش دادن به آهنگی که دوست داشتیم شدم تا شاید مقداری از بار روانیام کاسته شود. من همسرم را دوست داشتم اما او شرایط مرا درک نمیکرد. سمیرا وارد اتاق شد و کنار من نشست، من تصمیم گرفتم آخرین راه را انتخاب کنم از همین رو لحظهای به او نگاه کردم، از جا برخاستم، به سراغ کمد لباس رفتم و روسریاش را برداشتم. بار دیگر برای آخرین بار به چشمهایش نگاه کردم و به سرعت روسری را دور گردنش انداختم و از دو طرف کشیدم. سمیرا مدام التماس میکرد و میگفت ارتباطش را با پسر جوان قطع میکند اما لحظاتی بعد برای همیشه صدایش قطع شد. متهم در ادامه گفت: سمیرا به من خیانت کرده بود و در حالی که او را دوست داشتم به قتل رساندم.من شایان را به خانه برادرم بردم و از آنجا راهی کلانتری 130 نازیآباد شدم و خودم را تسلیم مأموران پلیس کردم.
رئیس دادگاه پس از شنیدن آخرین اظهارات متهم ختم جلسه را اعلام و با مستشاران وارد شور شد تا رأی نهایی را به زودی صادر کند.