
مجتبی بهرامی | دور تازه مذاکرات اتمی میان گروه 1+5 و جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۲۱ و ۲۲ ژانویه در استانبول، در حالی انجام شد که ایران یکبار دیگر ابتکار عمل روند مذاکرات را دست گرفته بود. در وهله نخست، انتقال مکان مذاکره به کشور ترکیه، برای ایران همانند بازی در زمین خودی بود و یک امتیاز مهم محسوب میشد.
در واقع استانبول از آنجهت به عنوان محل بعدی مذاکرات اتمی میان گروه 1+۵ و ایران انتخاب شد که ترکیه بهطور سنتی مناسبات خوبی با ایران دارد. پیش از این، مذاکرات در غرب و در کشوری انجام میشد که عموماً از سوی گروه 1+5 تعیین میشد. علاوه بر این، ابتکار عمل ایران در برپایی تور هستهای به بسیاری از کشورها ثابت کرد که جمهوری اسلامی در پی اهداف صلحآمیز است و تاسیسات پنهانی ندارد. پیش از آغاز مذاکرات نیز به نظر میرسید که ایران با پیشنهادهای تازه قصد دارد موضوع مذاکرات را به سمت دلخواه خود پیش ببرد.
با این تفاسیر، مذاکرات استانبول در شرایطی شروع شد که از آغاز نیز شکست غرب و عدم تمایل برخی از کشورهای حاضر در مذاکرات برای پیشبرد گفتوگوهای سازنده کاملاً مشخص بود. این مسئله را به خوبی میتوان از موضعگیری طرف غربی مذاکره در پایان گفتوگوها نیز مشاهده کرد. به نحوی که ایران از امکان شکلگیری همکاری هستهای بین ملتهای جهان صحبت کرد و آمادگی خود را برای همکاری در عرصههای مشترک اعلام کرد؛ اما کاترین اشتون، مذاکرهکننده ارشد گروه 1+5، این گفتوگوها را مأیوسکننده خواند. علت اصلی این موضعگیری کاملاً متفاوت، به چند نکته مهم باز میگردد که غرب نخواست آنها را مورد توجه قرار دهد. از جمله این نکات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- حق ایران برای استفاده از فناوری هستهای صلحآمیز، بازگشتناپذیر است. از این رو کاملاً مشخص بود که جمهوری اسلامی ایران در خصوص حقوق مسلم هستهای خود مذاکره نخواهد کرد.
2- قطعنامههای شورای امنیت و اعمال تحریمهای یکجانبه از سوی امریکا و اروپا نتوانسته پیشرفت اتمی ایران را متوقف کند. بنابراین بهتر بود غرب به جای اعمال فشار و ابراز تهدید، به مصالحه و تعامل برابر با ایران میاندیشید که البته مورد توجه قرار نگرفت.
3- اگرچه جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر قادر است اورانیوم را تا ۲۰ درصد غنی سازد، ولی نیازی به آن ندارد و اگر مبادله اورانیوم تصویب میشد، دست از این کار خواهد کشید. این بدان معنا بود که چنانچه توافقی میان ایران و گروه 1+5 حاصل نمیشد، جمهوری اسلامی بدون هیچگونه مشکل و مانعی به غنیسازی ادامه میداد. بنابراین غرب باید میدانست که مبادله اورانیوم فرصتی تاریخی برای ادامه گفتوگوهاست.
4- از آغاز نیز مشخص بود که ایران از موضع هستهای خود در استانبول کوتاه نخواهد آمد. غرب باید میدانست که مسائلی همچون ترور دانشمندان هستهای یا ایجاد تبلیغات منفی و غوغاسالاری درباره ویروس استاکس نت، نه تنها سد راه جمهوری اسلامی نمیشود، بلکه ایران را در دستیابی به اهداف خود مصممتر نیز میسازد.
5- ایران به عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی (انپیتی) و یکی از اعضای آژانس بینالمللی انرژی اتمی از حق توسعه فناوری صلحآمیز اتمی برخوردار است. نادیده گرفتن حق ایران یا ایستادگی در برابر مواضع بحق ایران، میتواند سایر کشورها و به خصوص ملتها را متوجه اهداف واقعی غرب کند. در واقع این اتفاقی است که میتواند برای تمام کشورهای در حال توسعه روی دهد. ضمن آنکه پافشاری غرب در محرومسازی ایران از حقوق خود، عملا میتواند به بیاعتبار شدن پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی (انپیتی) و آژانس بینالمللی انرژی اتمی منجر شود. با این حال کشورهای غربی در مذاکرات استانبول یکبار دیگر اشتباهات گذشته خود را در این خصوص تکرار کردند.
6- به رغم آنکه ایران بارها تأکید کرده که به همکاری با سایر کشورهای جهان در زمینه برنامه هستهای اعتنا میکند، اما غرب باید توجه میکرد که تهران به هیچ وجه تحت فشار مذاکره نخواهد کرد. از این رو پیش کشیدن بحث تحریمهای جدید و مضاعف بر ضد ایران، آن هم قبل از شروع مذاکرات، تاثیر بسیار مخربی بر گفتوگوها گذاشت.
7- غرب باید میدانست که در مذاکرات استانبول، با یک کشور کوچک و ضعیف گفتوگو نمیکند، بلکه طرف گفتوگوی غرب، کشوری با اقتدار منطقهای و جهانی است. در واقع غرب و به خصوص امریکا نباید مجدداً در خصوص قدرت ایران و وضعیت منطقه به خطای محاسباتی دچار میشدند.
در مجموع اگرچه بسیاری به این پرسش میاندیشیدند که آیا این دور از گفتوگوها با پیشرفت مواجه خواهد شد یا خیر، اما باید توجه کرد که فرصت ایجاد این پیشرفت در دستان غرب و به خصوص امریکا بود. امریکا در بنبست هستهای با ایران همواره سعی بر آن داشته تا سایر کشورها را تحت فشار قرار دهد تا ایران را مجازات کنند. این در حالی است که واشنگتن در این مسیر در به دست آوردن نتایج دلخواه ناکام مانده است. از این رو در شرایطی که ایران از یکسو در پیشبرد برنامه هستهای خود موفق عمل کرده و از سوی دیگر صادقانه بر سر میز مذاکرات حاضر شده است، اینبار نوبت غرب بود که دست از کوتهبینی سیاسی بردارد و حق مسلم جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد؛ امری که متأسفانه محقق نشد و مذاکرات استانبول را به بنبست بکشاند.