
خروش هفته گذشته مردم تونس علیه حکومت 24 ساله بن علی دومینوی سقوط دولتهای مرتجع و غیرمردمی عرب را گوشزد میکند تا جایی که دبیرکل اتحادیه عرب با تأکید بر رکود و محرومیت در جهان عرب بدین موضوع هشدار داد. مدل انقلاب تونس نقطه مقابل انقلابهای رنگی طراحی شده توسط مراکز غربی است. بدین معنی که هنوز رهبران و حتی رسانههای غربی به صورت دورانی و با حالت سرگیجه بدان میپردازند و تلاش میکنند با حفظ آرامش جای پای خود را حفظ کنند.
مردم تونس از جمله ملتهای مسلمان بودند که از 1980 (1358) به صورت مستقیم تحت تأثیر انقلاب اسلامی قرار گرفتند و جریانات اسلامی آن کشور در قالب «النهضه» اسلامی تونس اعلام وجود کردند.
الگوی انقلاب اسلامی چنان برای رهبران اسلامگرای تونس جذاب بود که در وصف حرکت امام خمینی(ره) کتاب «امام خمینی و تجدید حیات اسلامی» به قلم «راشدالغنوشی» نوشته شد. در این کتاب به صراحت به ویژگیهای مرجعیت دینی در سازماندهی تأکید شده و مشکل جهان عرب سازماندهی نشدن حرکتهای کلان معرفی شده است.
راشد الغنوشی که اکنون در تبعید به سر میبرد، بارها برای برپایی حکومت اسلامی در تونس تلاش کرد. اگرچه وی یک فرد لیبرال است، اما به جامعیت اسلام برای برپایی حاکمیت اعتقاد و اعتماد دارد. وی که اکنون آهنگ مراجعت به تونس را کرده است، درباره انقلاب اسلامی ایران میگوید: «حرکت اسلامی ایران از میراث فرهنگی و سیاسی خود بهره فراوان برد. به گونهای که نهادهای سیاسی نیرومندی به وجود آورد و مردم را در یک مجموعه همبسته سیاسی، اقتصادی و تربیتی جای داد و همگان برتری رهبری امام(ره) را پذیرفتند.»
این میراث سیاسی از عوامل پیروزی انقلاب اسلامی بود، زیرا انقلاب اسلامی از نهادهای خودش همچون حسینیهها و مساجد سر برآورد و زیر نظر روحانیت، وعاظ و پیشتازان مساجد حرکت کرد و امام خمینی(ره) در احیای تجربه این نهادها و تغذیه سیاسی و بسیج همگانی آن برای تحقق هدف واحد اسلامی تلاش کرد و توانست میان آنها و جوانان انقلابی که توسط گروهی از نویسندگان با اسلام آشنا شده بودند، پیوند برقرار کند. امام خمینی(ره) در بخشی از پیام خود به جوانان ایرانی میفرمایند: «به ضرورت ایجاد حکومت اسلامی و اتحاد و یکپارچگی مسلمانان توجه داشته باشید. صفوف خود را متشکلتر سازید. کادرها و آگاهان مسلمان باید ادارهکنندگان این انقلاب باشند و روابط تشکیلاتی را به وجود آورند.» تأسیس حزب اسلامی النهضه در سال 1980 نشان میدهد که این اتفاق بعد از پیروزی انقلاب اسلامی افتاده است و سالهای متمادی تلاش اسلامگرایان برای مشارکت و حضور در قدرت سرکوب شد و رهبران آن یا به زندان فرستاده میشدند یا به خارج از کشور تبعید میشدند.
اکنون راشد الغنوشی اعلام کرده است که به کشورش بازمیگردد. این مهم باید هرچه زودتر تحقق پذیرد. اکنون انقلاب مردم تونس از فقدان رهبری رنج میبرد و جهتگیری اساسی خود را گم کرده است. به تعبیر بهتر، مردم تونس میدانند که چه نمیخواهند اما هنوز جهتگیری خود را به سمتی که میخواهند مشخص نکردهاند. رهبری و ایدئولوژی دو رکن هر انقلاب است و اکنون هیچ ایدئولوژی غیراسلام در تونس کارآمد نیست. تجربه انقلاب اسلامی که قبلاً توسط رهبران اسلامگرای تونس به رشته تحریر درآمده است، پیشروی آنان است و میتوانند دو رکن اساسی انقلاب اسلامی یعنی سازماندهی و رهبری را اقتباس کنند و ایدئولوژی اسلام که در تونس جایگاه ویژهای دارد و میتوانند آنان را به سمت تحقق حکومت اسلامی سوق دهد. برای تحقق این مهم لازم نیست به راهبردهای ویژه متوسل شد، آزاد گذاشتن مردم تونس و الحاق گزینه حکومت اسلامی به گزینههای قابل انتخاب آنان، میتواند دموکراسی آنان را به اسم اسلام متولد نماید و نمونهای مثال زدنی در جهان عرب را به نام خود ثبت کند.
تجربه مردم الجزایر در سال 1988 نیز در مقابل ملت تونس است که چگونه اسلامگرایان با حمایت مردمی پارلمان را تسخیر کردند، اگرچه با پشتوانه غرب و ارتش سرکوب شدند. امروز در تونس حکومتی که بخواهد عمل سرکوب را انجام بدهد، وجود ندارد و از خلأ موجود تنها جریان بومی که میتواند بهرهبرداری کند، اسلامگرایان النهضه هستند. نمادهای این حرکت اکنون در تونس هویداست و اگر اسلامگرایان، به خود نیاید یا افق آینده را درست ترسیم نکند فردا دیر خواهد بود. ورود رهبران اسلامگرایان تبعیدی تونس میتواند نمونهای از حرکت شکوهمند امام خمینی(ره) در ورود به ایران باشد. اکنون در آستانه سالگرد ورود امام خمینی(ره) هستیم، بنابراین تکرار آن خالی از لطف نیست. تاریخ قابل تکرار است...