
خیلی تلاش میکنند تا خود را یکی از موفقترین فدراسیونهای ورزشی جلوه دهند اما به حال و روزشان که نگاهی دقیق بیندازی متوجه میشوی طبق معمول آقایان از سلاح فرافکنی به بهترین وجه ممکن استفاده میکنند. فدراسیون عریض و طویل شنا، شیرجه و واترپلو به رغم ظاهر آرامی که دارد مملو است از حاشیه، انتقاد و استعفا؛ حاشیههایی که همواره تکذیب شدهاند، انتقادهایی که به هیچوجه قابل قبول و کارشناسی نیستند و استعفاهایی که فقط برای تخریب ورزش ما در ایران تقدیم رئیس فدراسیون میشوند. اگرچه در ورزش ما انتقاد بیاساس و مغرضانه کم نیست اما باید پذیرفت که حداقل چند انتقاد از سیل انتقاداتی که به فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو میشود از سردلسوزی است نه چوب لای چرخ گذاشتن مدیران وقت.
با این حال خیلیها همچنان نقدهای کارشناسی مطرح میکنند و امیرحسین آیتاللهی، رئیس فدراسیون نیز پاسخ کوبنده به آنها میدهد. این در حالی است که 3 رشته شنا، شیرجه و واترپلو مشکلات خاص خود را دارند و اهالی هیچکدام هم از شرایط فعلی راضی نیستند اما در این میان اهالی واترپلو بیش از سایرین گلهمندند و از هر موقعیتی استفاده میکنند تا شکایت خود را به گوش آیتاللهی برسانند اما آقای رئیس گوشش به این حرفها بدهکار نیست و همچنان مشغول پیاده کردن سیاستهای خودش است. شناگران هم کم ناراضی نیستند، از کمبود امکانات گرفته تا انتقادهای تند و تیزی که محمد علیرضایی، سرشناسترین شناگر ایرانی اخیراً مطرح کرده. شیرجهروها هم که مظلومتر از بقیه هستند و ترجیح میدهند کمتر به حاشیه بروند. با این وجود آنها هم از بس ناله کردهاند و از نداشتن دایو حرف زدند خسته شدهاند و این اواخر سکوت پیشه کردند تا حداقل درگیر جنجالهای رسانهای نشوند. فدراسیون شنا در ماههای گذشته آنقدر استعفاهای جور واجور از مسئولان کمیتههای مختلف داشته که بررسی علل و عوامل این اتفاقات مدتها زمان میبرد، به ویژه آنکه افراد مستعفی دل پری از شرایط حاکم بر فدراسیون دارند.
اصرارهای بیمورد حذف تیمملی واترپلو از جمع تیمهای اعزامی به بازیهای آسیایی از جمله مشکلاتی بود که فدراسیون با آن دست و پنجه نرم کرد. حاشیههای بزرگ و کوچکی که از نیمه دوم سال 88 دامنگیر فدراسیون شنا شد بیش از همه به ضرر واترپلو تمام شد. نتایج تحقیرآمیز تیمملی در مسابقات جام جهانی رومانی که مردادماه امسال برگزار شد مؤید این موضوع است. شکست مقابل رومانی (26 بر یک)، اسپانیا (26 بر یک)، استرالیا (26 بر 4)، کرواسی (23 بر 2) و چین (20 بر 5) از جمله نتایجی است که ملیپوشان این رشته به ارمغان آوردند، آن هم در شرایطی که باخت با 15 امتیاز اختلاف بهترین نتیجه محسوب میشود!منتها این شرایط هم موجب نشد تا فدراسیون مربوطه دست از خواستهاش بردارد؛ اعزام به بازیهای آسیایی گوانگژو! در حالی که از چند ماه قبل از اعلام اسامی تیمهای اعزامی به گوانگژو معلوم بود سران ورزش کشور که بحث مدالآوری تیمها ملاک اصلیشان محسوب میشود حاضر به اعزام واترپلوئیستها نمیشوند. به علاوه اینکه مسئولان کمیته ملی المپیک در رشته واترپلو بارها در گفتوگو با رسانهها مخالفت خود با اعزام تیمملی واترپلو به شانزدهمین دوره المپیک آسیایی را اعلام کرده بودند. با این حال اواسط مهرماه که خبر حذف تیم بزرگسالان واترپلو از کاروان ایران در گوانگژو رسماً اعلام شد مسئولان فدراسیون واکنشهای جالبی نشان دادند و جوری وانمود کردند که انگار انتظار چنین تصمیمی را نداشتند. صدیقی، دبیر فدراسیون شنا این تصمیم را اتفاقی نادر در ورزش دانست: «حذف واترپلو از بازیهای آسیایی ضربه مهلکی به این رشته میزند. در گروهی که ما میتوانستیم حضور داشته باشیم قطعاً دوم میشدیم و این بدان معناست که واترپلوی ایران در بازیهای آسیایی حداقل میتوانست چهارم شود.» انگار آقای دبیر خبر ندارد در رومانی تیمملی کیسه گل حریفان شده بود، تیمی که 145 گل خورده داشت و در مقابل فقط 19 گل زده! احتمالاً آقایان خودشان هم تصور نمیکردند در جام جهانی اینچنین زنگ تفریح حریفان شوند. اما انتظار میرفت بعد از این نتایج ضعیف اثری از برنامهریزی در این رشته دیده شود احتمالاً آقای صدیقی دلش میخواست نظیر این اتفاق در گوانگژو هم رخ میداد بهویژه آنکه در قرعهکشی مسابقات واترپلو ایران با تیمهای سنگاپور، عربستان، کویت و قزاقستان همگروه بود. البته خوشبختانه افشارزاده دبیر کمیته ملی المپیک و سرپرست کاروان ایران با مشخص شدن همگروهانمان انصراف ایران از بازیها را اعلام کرد و در حقیقت جلوی یک ناکامی تلخ را گرفت.
واکنشهای غیر حرفهایای کاش دغدغههای واترپلو تنها همین مسئله بود و دل خوش میکردیم به آینده و میگفتیم دوره بعد جبران میکنیم. استعفاهای مکرر از سوی کمیتههای شنا، شیرجه و به ویژه واترپلو قدرت عمل را از رئیس فدراسیون گرفته. از مهمترین این استعفاها میتوان به استعفای دستهجمعی اعضای کمیته فنی واترپلو اشاره کرد، آنجا که 7 نفر از این کمیته صبرشان لبریز شد و دیگر تحمل سیاستهای آیتاللهی را نداشتند. اگر چه 7 ماه از آن ماجرا میگذرد اما حمید شبانگیز رئیس مستعفی کمیته فنی واترپلو همچنان دل پری دارد: «نزدیک به 10 سال عضو کمیته فنی واترپلو بودم اما از دنیای ورزش کنار رفتم و دیگر هم دوست ندارم به واترپلو و فدراسیون برگردم.» آیتاللهی اصلاً تحمل انتقاد ندارد و هر کسی علیه او حرف بزند را بایکوت میکند. شاید تعجب کنید اگر بگویم بزرگترین افتخار این آقا ممنوعالورود کردن من و خیلیهای دیگر به استخر آزادی است. من بارها از نزدیک شاهد این موضوع بودهام. به عنوان مثال یک بار ملیپوش واترپلو که مشغول تمرین بود را از استخر بیرون کردند. کامبیز رخشانیمهر عضو تیم دانشگاه آزاد به دلیل اینکه از رئیس فدراسیون انتقاد کرده بود از سوی مدیریت استخر آزادی ممنوعالورود شد، رخشانیمهر هم مجبور شد سکوت کند.واکنشهای غیر حرفهای رئیس فدراسیون مشمول حال حمید شبانگیز هم شده: «در استخر مجموعه ورزشی آزادی بودم که مدیریت استخر (آقای خاکپور) آمد به من گفت که آیتاللهی دستور داده من را دیگر به این استخر راه ندهند. من هم به او گفتم که به آیتاللهی بگوید هر وقت استخر آزادی از جمع اموال بیتالمال خارج و ملک خصوصی رئیس شد، آن وقت او حق دارد من را ممنوعالورود کند. البته به غیر از من چند نفر دیگر نیز با چنین برخوردهایی مواجه شدهاند. مسعود رضوانی، نادر غفوری و آقای پذیرفته که هر 3 از داوران بینالمللی واترپلو بودند هم از سوی رئیس فدراسیون بایکوت شدهاند.»
بانوان را به حساب نمیآورندمشکلات تمامنشدنی واترپلو به اینجا ختم نمیشود و میتوان ادعا کرد دغدغههای بانوان این رشته بیش از آقایان است. در شرایطی که مسئولان فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو کمترین توجهی به واترپلوی بانوان ندارند به نظر میرسد این رشته ورزشی در ایران فاصلهای تا نابودی ندارد. هرچند مدیران فدراسیون اساساً چنین ادعاهایی را رد میکنند اما تنها بانوی عضو کمیته فنی واترپلو مدتهاست با فدراسیون همکاری نکرده و اینگونه که خودش میگوید خیال ادامه همکاری هم ندارد. مریم حسینی اگر چه رسماً استعفا نداده ولی او هم مثل سایر اعضای مستعفی کمیته از زمین و زمان گلایه دارد: « استعفا ندادم اما کارخاصی هم در فدراسیون ندارم که بخواهم بروم، چرا که خبری از مسابقات نیست. چون من از طرف خانم عدل (نایب رئیس فدراسیون) انتخاب شده بودم همراه با بقیه استعفا ندادم چرا که باید صبر میکردم خانم عدل میآمد و با او صحبت میکردم. از زمانی که خانم عدل آمد همهچیز به هم ریخت و قدیمیهای واترپلو رفتند. اصلاً نمیدانم وضعمان به کجا میکشد و نمیدانم که فدراسیون میخواهد بانوان واترپلو فعالیت داشته باشند یا نه. روزبهروز هم وضع بدتر از قبل میشود. به عنوان مثال ما هر ساله از شهرستانهای مختلف تقاضای کلاسهای مربیگری و داوری واترپلو در بخش بانوان داشتیم اما من که تنها مدرس این بخش هستم امسال اصلاً هیچ شهری چنین تقاضایی نداشته. از طرف دیگر ما هر سال آذرماه مسابقات واترپلو قهرمانی کشور را برگزار میکردیم که از هر جهت به نفع بانوان بود اما امسال هنوز خبری از این مسابقات نیست.»محسنی به دیگر کمبودها و معضلاتی که سد راه پیشرفت واترپلو بانوان ایران میشود اشاره میکند: «میگویند امکانات نداریم، خوابگاه و استخر نداریم و مسابقات برگزار نمیشود. فقط استخر شهید کشوری را داشتیم که آن هم فعلاً به دلیل تعمیرات تعطیل است. تازه وضع ما خوب است، شیرجهروها که اوضاعشان از ما هم خرابتر است». این در حالی است که عضو کمیته فنی واترپلو برای ملاقات حضوری با آیتاللهی تلاشش تا به امروز بینتیجه مانده: «چند بار سعی کردم با آقای آیتاللهی صحبت کنم اما سر ایشان خیلی شلوغ بود و به هر حال موفق به ملاقاتشان نشدم. من از وضعیت بودجه فدراسیون خبر ندارم اما قطعاً اگر بخواهند میتوانند واترپلو را از این وضع تجات دهند. به عقیده من یکی از عواملی که همواره باعث شده تا در بخش بانوان سرمایهگذاری نکنند این است که واترپلوی بانوان و دیگر رشتههای آبی اعزام برونمرزی ندارند. شاید اگر مثل 9 تیم فوتبال بانوان به اردوهای خارج از کشور اعزام میکردیم مسئولان به فکر سرمایهگذاری میافتادند، همین مسائل باعث شده تا انگیزهای بر ما باقی نماند، نه کلاس مربیگری برگزار میشود و نه کلاس داوری که دانستههایمان به روز شود.»
حیف از آن همه پولاوضاع شیرجه هم تعریفی ندارد. کار به جایی رسیده که استعفا به کمیته شیرجه هم کشیده شد. امید حدیقی که با حکم آیتاللهی به سمت ریاست کمیته شیرجه درآمد 19 روز پیش کاسه صبرش لبریز شد و ترجیح داد همانند بسیاری از همکارانش در فدراسیون شنا استعفایش را تقدیم رئیس یکهتاز کند. خالی از لطف نیست اگر انتقادهای کسی که سابقه پوشیدن پیراهن تیم ملی، داوری بینالمللی، رئیس و دبیر کمیته فنی شیرجه و سرمربیگری تیم ملی را در کارنامه دارد را بشنوید:«هرگز در 17 سالی که در شیرجه ایران فعالیت میکردم چنین وضعی ندیده بودم، با چند رئیس فدراسیون کار کردهام ولی بعد از چند سفر که با آیتاللهی رفتم متوجه شدم فقط وعدهووعید میدهد. در ابتدا دو دایو برای شیرجه خرید که ما فکر کردیم به آرزوهایمان رسیدهایم و از این پس متحول میشویم اما نمیدانم چه شد که به یکباره همه چیز تغییر کرد.»حدیقی به هزینههای هنگفتی که رئیس فعلی فدراسیون برای کسب کرسیهای آسیایی صرف میکند اشاره دارد:« من قبلاً سرمربی تیم ملی بودم اما تا به حال به خاطر ندارم که برای مسابقات مهمی چون بازیهای آسیایی اینگونه تدارک ببینند. تدارکی که برای شیرجه دیده بودند واقعاً خندهدار بود. فکر میکردیم با رفتن وحید مرادی وضع بهتر میشود و به همین دلیل بود که ماندیم اما آیتاللهی فکر میکند همه بد هستند و مغرض الا خودش. حیف از آن همه پولی که او برای کسب کرسیها خرج میکند.»
بروم بهتر استو اما شنا؛ در این رشته پرحاشیه یک محمد علیرضایی وجود دارد که از وقتی پایش به المپیک باز شده با حاشیه دست وپنجه نرم میکند. از آن بیماری و عمل جراحیش بگیر تا خداحافظی بحثبرانگیزش از دنیای قهرمانی. علیرضایی که در بازیهای آسیایی گوانگژو چهارم شد و سهمیه ورودی مسابقات جهانی 100 متر قورباغه را کسب کرد در عین ناباوری از تیم ملی خداحافظی کرد و این سؤال در ذهن خیلیها نقش بست که چه بر سر شناگر با استعداد ایران آمد که اینگونه دور پیراهن ملی را خط قرمز کشید! رکورددار 100 متر و 50 متر قورباغه ایران اخیراً در مصاحبهای ناگفتههایش از بازیهای آسیایی 2010 را به زبان آورد:« وقتی میبینم عدهای میآیند و از پیشرفت جزیی بقیه سوءاستفاده کرده و تظاهر میکنند که همهچیز خوب است ترجیح میدهم نباشم، هرچند که دوست ندارم. مسئولان قول برنامهریزی دادند اما فقط روی کاغذ که آن را هم رسانهها زحمت کشیدند. امکانات برای آمادگی تیم ملی اعزامی به گوانگژو افتضاح بود. بخشی از تمریناتم را با هزینه شخصی و با کمک مربی کروات دنبال کردم. برای بررسی وضعیت شنای ایران علیرضایی را در نظر نگیرید، ما در گوانگژو به غیر از جابهجایی چند رکورد ملی که آن هم بچهها از جان مایه گذاشتند هیچ عملکرد مثبتی نداشتیم.»علیرضایی خود را مدرک زنده مشکلات شنا معرفی میکند:« برای ارنج و اعزام نفرات به گوانگژو از سوی فدراسیون هیچ کار کارشناسی نشده بود. اگر از آنها بپرسید چه توجیهی برای انتخاب این نفرات داشتید جواب درستی ندارند. حتی یک مربی برای تیم ملی شنا نبود، کوتروویچ مربی کروات از آن سوی دنیا برنامه تمرینی ایمیل میکرد. تیم ملی شنا یک مرحله راهی کرواسی شد که اگر نمیرفت خیلی بهتر بود. فصل سرد و تمرین در استخر روباز و اسکان در زیرزمین هتل در حالی که پولی برای هزینه کردن و غذای مناسب وجود نداشت.»
همه هم بروند من میمانمنکته جالب اینجاست که امیرحسین آیتاللهی اصلاً توجهی به حاشیههای زیاد فدراسیونش ندارد و با اعتماد به نفس همیشگیاش به کارش ادامه میدهد. هر روز خودرا به فدراسیون میرساند تا اوضاع را در کنترل خودش داشته باشد. آیتاللهی وضعیت فعلی را بهتر از هر زمانی توصیف میکند:«برنامهریزیهای از پیش تعیینشده موبهمو اجرا میشود و هدف بلندمدت ما بازیهای آسیایی 2014 است. مسابقات مهمی را پیش رو داریم و سال 2011 برای ما سال پرکاری است.»رئیس فدراسیون شنا همانطور که منتقدانش میگفتند استعفاهای مخالفان را جوسازی تلقی میکند:«با قدرت به کارمان ادامه میدهیم و به جوسازیها اعتنا نمیکنیم. نفس آمدن من به فدراسیون این بود که فدراسیون را از بعضی چهرهها پاک کنم. عملکرد خوب ما پاسخگوی مخالفان است. البته هیچکس منکر نواقص در کارش نمیشود اما من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم.» آیتاللهی مدعی است چون به برخی افراد باج نمیدهد همواره از سوی آنها مورد تهاجم قرار میگیرد:«باج نمیدهم و با کسی هم سر آینده جوانهایمان معامله نمیکنم. یک گروه که مواجبشان از جیب فدراسیون قطع شده صدایشان درآمده. من قدر اعتماد دکتر سعیدلو را میدانم و اگر همه مخالفان هم استعفا بدهند تنهایی به کارم ادامه میدهم.»