کد خبر: 434128
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۲۳:۴۲
بازخوانی مطبوعات دوره اصلاحات (16)
لیبرالیسم فلسفه و جنبشی می‌باشد که نگرانی اساسی‌اش آزادی فردی است. این تفکر و اندیشه که بیشتر ریشه در آرای اندیشمندان رنسانس دارد، در قرن 17 توسط جان لاک به عنوان یک مکتب تحت عنوان لیبرالیسم کلاسیک معرفی و مبانی آن در عصر روشنگری پی‌ریزی شد. در اواخر قرن بیستم به وسیله نظام سرمایه‌داری و لیبرال دموکراسی غرب به عنوان آخرین مأمن بشریت و نسخه سیاسی برای جامعه جهانی معرفی شد که فوکویاما نظام لیبرال دموکراسی را بهترین و آخرین نوع حکومت بشری تحت عنوان پایان تاریخ و آخرین انسان معرفی کرد.
این نظر پس از فجایع آن در غرب و بی‌عدالتی و تبعیض سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که به دنبال خود داشت، اندیشمندان جدید را واداشت تا در اواخر قرن نوزدهم و با اعتقاد به لیبرالیسم مدرن در دخالت دولت برای تأمین آزادی وارد عرصه شدند و در نوع کلاسیک آن تجدیدنظر گردید و با سازش آزادی و برابری مشکلاتی ایجادکرد. در اواخر قرن بیستم با افول دولت‌های رفاهی و گرایش به سیاست‌های لیبرالیسم اقتصادی، ناسازگاری لیبرالیسم مدرن با دموکراسی آشکار شد و به نوعی به لیبرالیسم کلاسیک و اولیه بازگشت. نولیبرال‌ها معتقدند اقتصاد بازار آزاد، لازمه آزادی است و این همان نسخه‌ای است که محصولی جز خشونت، ابتذال، جنایت، فروپاشی اجتماعی و خانواده، مادی‌گرایی و ارزش‌زدایی و فساد اخلاقی و اجتماعی نمی‌تواند داشته باشد.
در این تفکر، جهت‌گیری به سوی قدرت و دولت و حفظ آزادی فرد، آزادی مطبوعات، عقیده و بیان و احزاب تأکید می‌کند که این، موجب گرایش به تسأهل و تسامح و در نهات تکثرگرایی (پلورالیسم) می‌گردد که به آن لیبرالیسم سیاسی می‌گویند. در عرصه اقتصاد، مخالف هر نوع انحصار دولت در تولید و توزیع ثروت و طرفدار سرمایه‌سالاری و سرمایه‌داری و آزادی اقتصادی بوده است که به آن لیبرالیسم اقتصادی می‌گویند. از اصول مهم لیبرالیسم می‌توان به اصل آزادی و مدارا، فردگرایی، انسان محوری، تساهل و تسامح و تحمل مخالف و آسان‌گیری و جدایی دین از سیاست اشاره کرد.
در جریان دوم خرداد 1376 طبقه روشنفکر با نگاه غربی خود را محور این پیروزی قلمداد کرد. در اصل مفهوم روشنفکری در فرهنگ ایران، از مفاهیم وارداتی است که به معانی مختلفی نظیر تحصیلکرده، متجدد و سنت‌شکن، اندیشه‌ورزی و گاهی هم به معنای بی مبالاتی نسبت به حلال و حرام خدا به کار رفته است و در قرن معاصر معادل کسانی است که بخواهند دین را با مدرنیته همراه وهمگام و با آموزه‌های غربی و دموکراسی به اصطلاح آشتی داده و دین را مدرن و به روز نمایند.
روشنفکری دو ملاک نقد و نوآوری دارد. گویی که تقابل با دین از جمله ذاتیات روشنفکری قلمداد می‌شود. در حالی که در دین با وجود عنصر اجتهاد و تصحیح، فکر و معرفت دینی، حاصل نقد است و اجتهاد چون رسالت تصمیم و تطبیق آن با شرایط دارد، نوآوری است. پس در اصل روشنفکری در جوهر اسلام شیعی نهفته است و روشنفکری با دینداری متلازم است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار