
قبل از اینکه به اصل موضوع مدنظر اشاره کنیم ذکر دو مقدمه ضروری به نظر میرسد. این دو مقدمه مربوط به مسائلی است که در حافظه جهانیان خصوصاً ایرانیان باقی مانده است. نکته اول اینکه در زمان دولت قبلی امریکا طرح «خاورمیانه جدید» و سپس «خاورمیانه بزرگ» به عنوان راهبرد درازمدت امریکاییها برای منطقه اسلامی خاورمیانه طرح شد. نکتهای که در طرح خاورمیانه بزرگ خودنمایی میکرد، گسترش جغرافیایی خاورمیانه از محدوده فعلی به کشورهای مسلماننشین شمال آفریقا بود. اگر به نقشه طراحی شده آنان برای خاورمیانه بزرگ بنگریم، متوجه خواهیم شد که این طرح علاوه بر منطقه تعریف شده، تا نیمه مرکز آفریقا را نیز در برمیگرفت. اینکه چرا به طرح خاورمیانه بزرگ فقط کشورهای اسلامی خارج از جغرافیای فعلی خاورمیانه را اضافه میکردند، سؤال اساسی بود که تحلیلهای متفاوتی از آن میشد. نکته دوم اینکه طرح خاورمیانه بزرگ که نقشههای آن نیز چاپ شده و در فضای سایبری نیز موجود است، چهار هدف راهبردی را دنبال میکرد که عبارت بودند از 1- پروسه ملتسازی، بدین معنی که با برشهایی در برخی جمعیتها و اقلیتهای عمومی و دینی در کشورهای موجود، کشوری جدید و ملتی جدید متولد شود. 2- پروسه دولتسازی. در این بخش علاوه بر تولد دولتهای جدید و وابسته به غرب در کشورهای جدیدالتأسیس، دولتهای غیرهمسو را نیز سرنگون یا با فشار مجبور به اصلاحات مدنظر امریکا بشوند. 3- حفظ امنیت رژیم صهیونیستی. شاید دو مورد اخیر در راستای این مسئله بود و همه راهبردهای امریکا در خاورمیانه از قیف حفظ صهیونیستها عبور نماید .4- تسلط بر ذخایر زیرزمینی منطقه یا همان خاورمیانه بزرگ.
یک شنبه آخرین روز برگزاری همه پرسی در جنوب سودان بود. این همهپرسی تحت فشار و حمایت امریکا و انگلیس با هدف تجزیه بزرگترین کشور آفریقا صورت میگیرد و احتمالاً نتیجه همهپرسی مذکور که به زودی اعلام میشود، منجر به تجزیه سودان شود. اکنون به بخش اول این یادداشت برمیگردیم. در طرح خاورمیانه بزرگ که شمال آفریقا را نیز در برمیگرفت، کشور سودان نیز قرار دارد. علاوه بر آن با تجزیه جنوب سودان و تبدیل آن به پنجاه و چهارمین کشور قاره آفریقا، عملاً چهار راهبرد اساسی امریکا در خاورمیانه در خصوص یکی از کشورهای اسلامی اتفاق افتاده است.
سودان یکی از کشورهایی است که متأثر از انقلاب اسلامی تلاش کرده است شریعت اسلامی را در این کشور پیاده کند. سودان در حال حاضر کشوری مستقل و ضد صهیونیستی است و حاضر نشده است به دنیای غرب باج دهد. اکنون پروژه ملتسازی در جنوب این کشور در حال شکلگیری است تا با تشکیل کشوری مسیحینشین به ظاهر مستقل بتوانند اهداف خود را در قلب بخش آفریقایی جهان اسلام دنبال نمایند. سودان کشوری ضد صهیونیستی است و در سالیان گذشته حاضر به ایجاد روابط با غاصبین قدس نشده است. اکنون این کشور بزرگ در حال تبدیل شدن به یک کشور دست دوم و ضعیف در آفریقا است که رژیم صهیونیستی دیگر احساس خطری از ناحیه این کشور نکند. با تشکیل این کشور دولتسازی که هم اکنون نیز مهرهچینی آن اتفاق افتاده است نیز در جنوب سودان به وجود خواهد آمد. نکته چهارم اینکه جنوب سودان منطقه نفتخیز این کشور محسوب میشود و دو سوم از نفت این کشور در منطقهای است که قرار است به زودی از این کشور جدا شود. بنابراین ضمن تضعیف اقتصادی سودان، غربیها به مطامع و منافع خود که تسلط بر چاههای نفت جنوب است، خواهند رسید. بنابراین اگر طرح خاورمیانه در لبنان، فلسطین و عراق جواب نداده است، اکنون این طرح در سودان در حال اجرا است و زمینههای بینالمللی و منطقهای آن طوری طراحی شد که ضمن عدم اشاره به طرح خاورمیانه بزرگ یا مانور روی آن، در بخشی از جهان اسلام و در قالب طرحی به ظاهر مردمی و تحت پوشش سازمان ملل تجریه میشود. بنابراین نخبگان جهان اسلام و تحلیلگران سیاسی باید این نکته را برای مردم بازگو نمایند که اگر طرح خاورمیانه بزرگ فرزند خود را در لبنان سقط نمود و درد زایمان آن همه جهانیان را خبر کرد، در سودان زایمان مذکور بدون درد انجام شد و جهان اسلام مبهوت و خاموش به صحنه مینگرد و از کسی دم برنمیآید. آیا این امکان وجود ندارد که هر کدام از کشورهای جهان اسلام که جنبشهای اسلامی آن روی دماغ امریکا هستند، در اولویت این طرح قرار گیرد؟