کد خبر: 433760
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳
در حالی که طی یک دهه گذشته مدام شاهد کوچ گسترده بازیگران، نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان هنر تئاتر به تلویزیون و سینما بودیم، طی یکی، دو سال اخیر مجدداً شاهد بازگشت و حضور پررنگ هنرمندان نامدار کشور که کار خود را از تئاتر آغاز کردند و به سینما و تلویزیون پناه برده بودند روی صحنه‌های نمایشی کشور هستیم.
بدون هیچ تعارفی باید گفت که دلیل اصلی آن کوچ اجباری و ناخواسته هنرمندان مهجوریت هنر تئاتر و کم درآمد بودن این هنر برای فعالان این عرصه بود، چرا که مشکلات اقتصادی و مسئله امرار معاش جزو جدایی ناپذیر زندگی هر انسان در جامعه به شمار می‌‌رود و طی یک دهه گذشته متأسفانه هیچ هنرمندی در تئاتر نمی توانست زندگی خود را از طریق حضور در این عرصه بگذراند، به همین دلیل دسته دسته از هنرمندان بزرگ کشور به جبر یا به اختیار پا روی علاقه قلبی خود می‌‌گذاشتند و با پشت کردن به صحنه تئاتر، هیجان اجرای زنده و درک نفس به نفس شدن با مخاطب خود را در قاب دوربین‌های تلویزیونی و سینمایی جا می‌‌دادند. عده‌ای که گرفتار نام و شهرت شدند دیگر علاقه خود به ارائه بازی دلچسب و مخاطب پسند از دست دادند و با تکرار نقشی از نقش‌های ایفا شده در رسانه‌های تصویری که به مذاق مخاطب خوش نشسته بود زندگی خود را ادامه دادند.
گروه دیگر نیز به امید روزی که دوباره شرایط برای حضورشان در صحنه تئاتر فراهم خواهد شد با قدرت به کارخود ادامه دادند و درگیر نان و شهرت سینما نشدند و خود و هنر بازیگری‌شان را همچنان زنده و قوی نگه داشتند تا با بازگشت به صحنه تئاتر مخاطبان و طرفداران خود را ناامید نکنند!
حال بعد از گذشت 10 سال که تئاتر با صرف بودجه‌های مناسب برای تولید آثار نمایشی در کنار افتتاح چند سالن جهت اجرای نمایش خصوصی مجدداً رونقی دوباره یافته است، شاهدیم که هنرمندان گروه دوم مجدداً آرام آرام به خانه اصلی خود باز می‌‌گردند و با حضور در اجراهای متنوع و مختلف پاسخی در شأن استقبال خوب مخاطبان و حمایت از آنها در طول سال‌های دوری از صحنه می‌‌دهند. نام‌هایی مانند رضا کیانیان، پرویز پرستویی و آتیلا پسیانی طی دو سه سال اخیر و حضور اصغر همت، گلچهره سجادیه، پانته آ بهرام و ... در نمایش‌های این روزها حرارتی خاص را به سالن‌های نمایشی بخشیده است. البته این صرفاً شروع رجعت دوباره بزرگان به صحنه تئاتر است و باید همین حضور را مغتنم شمرد و به فال نیک گرفت و تلاش کرد تا با حفظ شرایط موجود و البته ارتقای آن تداوم این حضور را بر صحنه ها تضمین کرد.
ناگفته پیداست که این مهم اینبار ابتدا از سوی مردم مطالبه شد و پاسخی در خور از طرف هنرمندان مردمی گرفت و از اینجا به بعد دیگر وظیفه متولیان امور نمایش کشور است که از بازگشت این سرمایه ها به تئاتر با تمام قوا صیانت کنند. این روزها با نگاهی به پرده سینماها و مقایسه ستاره‌های آنها در قیاس با بیلبوردهای آثار نمایشی و ستاره‌های حاضر در آن می‌‌توان به وضوح به حسرت خوردن سردر سینماها به سالن‌های تئاتر پی برد. نکته پایانی اینکه هنرمندان با توجه به بی‌برنامگی چند وقت اخیر در زمینه عدم انعقاد قرارداد با آنها از سوی مرکز هنرهای نمایشی برای مردم ماندند و حالا وظیفه رئیس مرکز هنرهای نمایشی و مرکز تحت نظارت اوست که به این اعتماد پاسخی شایسته دهند و برای تحقق شعار جذب مخاطب بیشتر به تئاتر به حفظ این میراث دوباره بازگشته به خانه با تمام توان اقدام کنند که این بار کوتاهی در این راه تنها و تنها به پای آنها نوشته می‌‌شود و نه هنرمندان و مخاطبان!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار