کد خبر: 432160
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۰
به بهانه انتشار تازه‌ترین داستان محمود کیانوش در ایران
تعلق خاطر یک نویسنده و اثر داستانی او به چندین فضا و زمان ملموس برای خلق اثری داستانی می‌‌تواند همچون راه رفتن روی لبه تیغ باشد. از سویی یک نویسنده می‌‌تواند با تلفیق این فضاها در داستان خود، این امکان را فراهم بیاورد که طیف وسیعی از مخاطبان با اثر او ارتباط برقرار کنند و هر یک به اقتضای علاقه‌مندی خود پس از ایجاد کشش نسبت به اثر، برای همراه شدن با آن بهانه‌ای داشته باشند.
از سوی دیگر همین فضای چندگانه زبانی و مکانی گاهی مخاطب همیشگی داستان را با تشتت ذهنی روبه‌رو می‌‌کند و او نمی‌‌تواند به خوبی از حس موجود در فضای روایت برای همراهی با آن همراه شود و نتیجه آن هم چیزی جز تورق سطحی کتاب و ناکام ماندن پیام نویسنده در انتقال آن نیست.
تازه‌ترین اثر محمود کیانوش با عنوان« این آقا کی باشند» نیز باید راه رفتن در چنین موقعیتی دانست که از سوی این نویسنده و شاعر 76 ساله ایرانی به تازگی مورد تجربه قرار گرفته است.
کیانوش را بیشتر با شعرهای او در حوزه کودک و نوجوان در ایران می‌‌شناسیم. شعرهایی که به گفته خود وی نخستین متون منثور آهنگین منتشر شده در ایران بود و طی سالیان حضور وی در ایران در قالب هشت عنوان کتاب منتشر شد. کیانوش البته دستی جدی نیز در داستان نویسی دارد. جدای از اینکه نخستین داستان جدی خود را در سنین نوجوانی نوشت در کار ترجمه نیز خبره بود و حاصل این فعالیت چند جانبه انتشار 70 عنوان کتاب با محوریت کودک و نوجوان در ایران بوده است.
کیانوش در تازه ترین اثر خود که این روزها از سوی انتشارات مروارید به بازار کتاب وارد شده است نیز نگاه روایی ساده و روان داستان‌های کودکان را با خط فکری منسجم خود که در زبانی ساده متفاوت زیستن و عدم همراهی با عوام زدگی در بستر اجتماع است عنوان می‌‌کند.
«این آقا که باشند» داستان زندگی فردی با نام سهراب عامری است که از کودکی با مشکل گرفتگی زبان خود را همراه می‌‌بیند.مشکلی که به ویژه در زمان برافروختگی و عصبانیت وی بیشتر از قبل خود را نمایان می‌‌کند و منجر به بیان کلماتی می‌‌شود که هیچ مفهومی ندارند.
عامری در ادامه پس از جلب رضایت پدرش برای تحصیل و طی مدارج تحصیلی خود در دانشگاه به استخدام اداره آموزش و پرورش در می‌‌آید و به رغم استقبال دانش آموزان مدرسه از نگاه او به درس تاریخ که عهده‌دار آموزش آن شده است، به دلیل پذیرفته نشدن نگاهش به تدریس و عدم حضور در جمع معلمان از سوی مدیر و معاونان مدرسه از آن محیط اخراج می‌‌شود و به دستگاه اطلاعاتی قبل از انقلاب فرا خوانده می‌‌شود.
عامری به جرم فعالیت‌های ضد حکومتی که در واقع چیزی جز عدم تمایل وی به جمع‌های به گفته وی غیر اخلاقی معلمان مدرسه بود مورد بازجویی قرار می‌‌گیرد و در نهایت به دلیل شدت فشارهای وارده قدرت تکلم خود را از دست می‌‌دهد و پس از آن در رجعتی قابل اعتنا در مغازه بقالی پدرش به کار مشغول می‌‌شود در حالی که هر روز با این سؤال جامعه پیرامونش از پدرش روبه‌رو است که «این آقا کی باشند؟»
در یک نگاه کلی باید گفت داستان کیانوش در ساده‌ترین شکل روایی و با زبان همیشگی داستان‌های خود که تلفیقی از کلمات و اصطلاحات ساده موجود در داستان‌های کودکان و نوجوانان است با مخاطبان خود روبه‌رو می‌‌شود و در این بستر و در قالب واگویه‌های درونی سهراب و نیز دیالوگ‌های بر قرار شده میان وی و برخی از عناصر حاشیه‌های داستانی به سراغ نگاه اصلی نویسنده به دگر اندیشی و متفاوت بودن در بستر حیات اجتماعی نگاه می‌‌اندازد.
از نظر کیانوش هم راستا بودن با ظواهر جامعه در زمانه‌ای که او و داستانش روایت می‌‌کند(پیش از پیروزی انقلاب اسلامی) نفی کننده هدف حقیقی شخصیتش از زندگی است. عامری در بخش‌های مختلف زندگی خود و تکاپوهای درونی و بیرونی‌اش چه در جمع و چه در تنهایی خویش به دنبال تثبیت و ارائه نگاه خود به زندگی است. نگاهی که از سر سادگی و فراموشی و نیز همراهی نکردن با توده‌های اجتماعی مخرب شناخته شده و منجر به بازخواست از وی می‌‌شود.
اندیشه کیانوش در این داستان بلند چیزی جز اثبات خود حقیقی انسان نیست. وجودی که پس از ایجاد و شکل گیری نمی‌‌توان آن را به راحتی تغییر داد و عامری در برابر انبوه جملاتی از این دست که «آدم بهتر است در مواجهه با دیگران نگاه خود را تا انداز‌ه‌ای مطابق فهم و سلیقه او تغییر بدهد» پس از طی یک دوره نزاع درونی و بیرونی سرانجام به سکوت و خاموشی تن می‌‌دهد. سکوتی که نه از سوی خود که از محیط به وی القا می‌‌شود تا جایی که حتی در پایان داستان مخاطب را با سهرابی بی هویت و صامت روبه‌رو می‌‌کند، شخصیتی که دائماً با طعنه درباره وی پرسیده می‌‌شود:«این آقا کی باشند؟»
به بیان ساده‌تر زبان داستانی آگاهانه نویسنده از فضای زمانی روایتش در این داستان به شدت قابل تحسین است. فضایی به دور از هیجان و احساس که خط فکری و داستانی اثر و اندیشه انسانی ساده موجود در آن هرگز فراموش شده امری دیگر نیست.
نکته قابل توجه اما در این داستان نوع زبان به کار رفته از سوی نویسنده است که در ادبیات داستانی بزرگسال این روزهای کشور تا اندازه‌ای بدون هر نوع حاشیه و رفت و آمدهای روایی است. کیانوش کلمات را در نهایت سادگی انتخاب کرده است و فضا سازی داستانی او نیز به رغم تعلیق مناسبی که به خود گرفته تا اندازه‌ای یک دست و ساکن مانده است و این موضوع تا اندازه‌ای همراهی مخاطب با داستان را با تهدید مواجه می‌‌کند.
با این وجود نوع نگاه کیانوش در مواجه شدن با سوژه‌ای که در ابتدای امر تکراری و نخ نما نشان می‌‌دهد و نیز پختگی نگاه نویسنده در مواجهه با تفکری که قصد ارائه آن را در داستان دارد، می‌‌تواند توجه مخاطب را از این موضوع دور کند و با همراه کردن ذهن او با خود، چشم او را بر آنها ببندد.
«این آقا کی باشند» در کلاس آثار داستانی این روزهای کشور ما می‌‌تواند نمونه قابل اعتنایی باشد از چگونگی پرورش صحیح و دقیق سوژه بر پایه عناصر داستان و نیز منطق فکری داستان نویسی به همراه تلفیق صحیح و روان اندیشه در آن.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار