رضاخان، عامل بیگانه و هنرپیشه اصلی ماجرای تجدد اجباری و تقلیدی، مصمم میشود تا حجاب را از میان بردارد و زنان را از محیط خانه بیرون آورد و به كارخانه و كارگاه و خیابان و انجمنها و گردشگاهها بفرستد. وی ایناندیشه را از سالها پیش از رسمیت بخشیدن به آن در دی ماه 1314 در سر داشت، اما با سفری كه در سال 1313 بهتركیه داشت، با دیدن فضای آن كشور و تحصیل دختران در مدارس و دانشگاهها، مصمم شد تا قانون كشف حجاب را رسمی كند.شعار رضاشاه اصلاحات بر پایه «یا مرگ یا تجدد» و ابزار آن تعویض لباسهای مردم و یكسان كردن لباس و كلاه آنان و برداشتن حجاب از بانوان بود. این اقدام با فشار هرچه تمامتر، با زور شهربانی و امنیه آغاز شد و چند سال مداوم ادامه یافت. گزارش روند اجرای این قانون را در اسنادی كه در این باره منتشر شده است، میتوان به دست آورد.در این زمینه و سایر اقدامهای اصلاحطلبانه رضاخان، مهمترین هدف و طبعاً نتیجه، ویران كردن سنتهای دینی و ملی بود كه سبب شد ایران هویت گذشته خویش را از دست بدهد و همزمان نتواند به هویت جدیدی دست یابد؛ امری كه امروز آثار آشفته آن را شاهد هستیم و بلایی همانند آن را در تركیه هم میبینیم. طرفداران اصلاحات تجددگرایانه، با تمام وجود به یاری رضاخان رفتند و نثر و نظم خویش را در طبق اخلاص نهادند. گوشهای از اشعار آنان را در بخشی تحت عنوان «حجاب و ضد حجاب در شعر فارسی معاصر» آوردهایم. زنان چندی نیز كه بهشدت از گذشته خویش متنفر بوده و سخت تحت تأثیر شكل و شمایل غرب قرار داشتند، در این باره تلاش كردند و انواع و اقسام كانونها و انجمنها و حتی نشریات را پدید آوردند.دو مرحلهای بودن بحث كشف حجاببدونتردید سنت جاری حجاب در جهان اسلام به گونهای بوده است كه زنان همه بدن خود را كه در بیشتر موارد، شامل صورت و دستها هم میشده، میپوشاندهاند. این رسم، هنوز هم میان بسیاری از مسلمانان در نقاط مختلف دنیای اسلام رواج دارد. با این حال، هم به لحاظ فقهی و هم تاریخی، لزوم و وجوب شرعی پوشاندن وجه و كفین محلتردید بوده و هست و در حال حاضر نیز، اكثریت زنان متدین در دنیای اسلام، حجاب اسلامی را منهای پوشش وجه و كفین رعایت میكنند.تردید در پوشش وجه و كفین، به این معنا بوده كه افزون بر اینكه نصوص مربوط به حجاب در قرآن و حدیث به گونهای است كه سبب اجتهادهای متفاوت شده، به لحاظ تاریخی نیز پوشاندن صورت و دست همیشه معمول نبوده و شواهدی وجود دارد كه در همان عصر نخست اسلام، كسانی قرص صورتشان باز بوده است. البته برای این مسئله توجیهاتی ارائه شده، اما آن مقدار اطمینانبخش نبوده كه نظر فقهای مخالف را تغییر دهد و هنوز جای بحث هست. این وضعیت در شهرها وجود داشته است. در كنار آن، اكثریت قریب به اتفاق زنان قبایل بدوی، ایلات و عشایر و روستائیان، به دلیل درگیر بودنشان با كار و تلاش اقتصادی، نه تنها صورت و دست را نمیپوشاندند، بلكه برخی از آنها با داشتن لباسهای محلی مخصوص، ممكن بود بخشی از موهای سر خود را نیز باز بگذارند و به علاوه، با مردان طایفه و محله، اختلاط در محیط كار و رفت و آمد داشته باشند. این مسئله، پس از طرح كشف حجاب، مورد استناد كشفیین (قائلین به كشف حجاب) قرار گرفت، اما در برابر، پاسخهای شایستهای بر مبنای احادیث به آن داده شد كه آنان نیز مكلف به رعایت حجاب هستند، اما چون نهیپذیر نیستند، در چنین شرایطی از سختگیری بیشتر صرفنظر شده است. آنچه در اینجا اهمیت دارد، دانستن این نكته است كه در دوره اخیر، بحث از كشف حجاب به صورت دو مرحلهای طرح شده است. معتقدین به كشف حجاب تا آنجا كه میكوشند دلایلی قرآنی و حدیثی برای نظر خود بیاورند، یا به عبارتی مدعای خود را درباره غیر شرعی بودن حجاب اثبات كنند، تنها در مرحله بازگذاشتن صورت و دو دست به بحث از آیات و روایات و دین میپردازند. در این مرحله، وقتی گفته میشود كه حجاب در قرآن نیامده، مقصود برقع و نقابی است كه زنان به صورت میزدند. اینكه چنین حكمی از قرآن و روایات استفاده میشود یا نه، در آثار فقها محل بحث بوده و هست، اما طرح آن توسط كشفیین دلیل خاص خود را دارد كه بایستی در مرحله دوم كشف حجاب به معنای اروپایی آن دنبال میشد كه البته كسی جرئت ابراز این مسئله را نداشت كه بگوید چنین حكمی در قرآن وجود ندارد. از این پس، بحث جنبه اجتماعی به خود گرفت و به صورت دیگری مطرح شد.این دو مرحله، به مقدار زیادی با یكدیگر خلط شده و گاه این خلط عمدی هم بوده است، برای نمونه وقتی ایرج میرزا بنا دارد تا بحث را به قرآن و دین بكشاند، طبعاً بیش از نكته اول نمیتواند چیزی مطرح كند، اما همین افراد، در نهایت طالب مرحله دوم هستند، یعنی آن را بهانه قرار دادهاند تا راه را برای كشف حجاب در مرحله دوم باز كنند. شبیه همین خلط عمدی را میتوانیم در مقاله مجتبی مینوی و دشتی مشاهده كنیم. مینوی برای تفسیر آیه حجاب به كتاب تفسیر ابوالفتوح رازی استناد میكند، اما او هم كشف حجاب رضاخانی را كه بیرون آمدن زنان از منزل به صورت نیمه عریان است، در شمار بهترین كارهای انجام شده دوره رضاخان ارزیابی میكند. علاوه بر بحث از حجاب یا پوشش، در آمدن زن از خانه و وارد شدن او در عرصه كارهای اجتماعی و اقتصادی هم باید به عنوان یك مسئله مستقل از حجاب و در عین حال وابسته به آن، مورد توجه قرار گیرد. در این بخش دیدگاهها و نظرات، متفاوت هستند و مخالفان و موافقان استدلالهای خاص خود را ارائه كردهاند.توطئه كشف حجاباز ماجرای كشف حجاب و جنایاتی كه رضاخان خائن و مزدورانش نسبت به زنان مردم و نوامیس مسلمین انجام میدادند، خاطرات بسیار تلخی دارم كه واقعاً نمیدانم چگونه بیان كنم. مناظری میدیدم كه از بس سنگین و سخت بودند، نمیتوانستم بایستم و نظارهگر باشم و با عجله رد میشدم كه نبینم. فراموش نمیكنم روزی پیرزنی كه موهای سفیدش را حنا بسته بود، چادر به سر كرده بود و زیر چادرش هم روسری داشت كه آن زمان چارقد میگفتند. از منزل بیرون آمده بود ناگهان یك پاسبان پلید سر رسید و چادر را از سر پیرزن كشید، اما وقتی چارقد را كشید مقداری از موی سر زن هم كنده شد. پیرزن بیچاره سر برهنه بر زمین نشست و نمیدانست چه باید بكند. عمل آن مأمور جانی با آن زن محترم در آن سن و سال خیلی دردآور و تأسفبار بود. در همان روزها از طرف دولت به مردم دستور داده بودند كه اهالی هر محل مجلسی بگیرند و زنها و دخترهایشان را بدون حجاب به آنجا بیاورند تا بیحجابی عادی شود. خدا میداند كه در اوایل كار در محلات شهر چه خبر بود. وقتی میگفتند امشب مجلس در این كوچه برگزار میشود، مردم مسلمان و متدین و زنهای شریف و با عفت نمیدانستند چه بكنند. آنها لباس گشادی میپوشیدند و سر را با یك پارچه بزرگ میبستند. من بارها دیدم كه عدهای با آن هیئت به طرف مجلس جشن میرفتند، اما زار زار بر بدبختی خود اشك میریختند. با این وضع، مجلس بلا و مجلس مصیبت به نام مجلس جشن بر پا میشد و رژیم گمان میكرد كه مردم مسلمان ننگ بیحجابی را پذیرفتهاند. آن روزگار گذشت، اما تاریخ تلخی بود، آنقدر تلخ كه هرگز از یاد نمیرود. هر وقت بعضی از آن مناظر را به یاد میآورم بیاختیار حالت تأثر و گریه به من دست میدهد.تلاشهای علمی علما در برابر بدعت كشف حجاببرخورد علما و روحانیون این دوره را با مسئله كشف حجاب، در دو بخش میتوان دنبال كرد. نخست برخوردهای سیاسی – اجتماعی كه به تلاش و مبارزه آنان با مأموران حكومتی، اعلان مخالفت بر سر منابر و حتی درگیر شدن با مأموران دولتی و حتی افراد خاندان سلطنتی كه مورد اخیر در ارتباط با مرحوم آیتالله بافقی رخ داد. در كنار آن، همراهی برخی از روحانیون، گهگاه با انتخاب خود و بیشتر در فشار و اجبار و استبداد مأموران را نیز میتوان دنبال كرد كه نمونههایی از هر دو مورد، مخالفت و گاه همراهی، در اسناد منتشره در باره كشف حجاب آمده است. در این باره، مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالكریم حائری تلگرافی به شاه زدند و این قبیل اقدامات را خلاف شرع اعلام كردند. برخورد شاه با ایشان بسیار تند و زننده بود و پس از آن هم مرحوم حاج شیخ دیگر اقدامی نكردند.اما نوع دیگری از برخوردهای علمی و فرهنگی روحانیون كه تا به حال مورد توجه چندانی قرار نگرفته است، انتشار بحثهای مربوط به حجاب در مطبوعات و جراید بود كه سبب شد برخی از نویسندگان متدین و روحانی به فكر نگارش رسالهها و كتابهایی برای مقابله علمی و فرهنگی با این پدیده بیفتند و آثاری را پدید آورند. این درست است كه بهرغم فراوانی این نوشتهها، به دلیل موافق نبودن فضای زمانه، كار آنان تأثیر فوری نداشت، اما به هر روی باید توجه داشت كه آثار علمی روی كسانی كه تحت تأثیر فضای رسمی جامعه نیستند، بهمرور تأثیر خود را بر جای خواهد گذاشت و چنین نیز شد.گزارش پژوهشهای انجام شده در باره تاریخ كشف حجاب1- حجاب و كشف حجاب در ایرانتا به امروز چندین كتاب در باره ابعاد مختلف كشف حجاب در ایران نوشته شده است. قدیمیترین پژوهش در این زمینه، كتاب «حجاب و كشف حجاب در ایران» نوشته خانم فاطمه استاد ملك است كه پژوهش خود را در سال 1345 ش. در قالب پایان نامه تحصیلی برای مدرسه تجربی مطالعات عالی وابسته به دانشگاه سوربن نوشت. اثر یاد شده به سال 1367 به زبان فارسی منتشر شد. فصل نخست كتاب در باره مفهوم حجاب و چگونگی آن در ادیان مختلف و فصل دوم در باره «حجاب و تغییرات پوشش در ایران» است. عنوان فصل سوم «رفع حجاب در ایران» است و در فصل چهارم «نتیجه كشف حجاب در ایران» مورد بحث قرار گرفته است.2- خشونت و فرهنگ (اسناد محرمانه كشف حجاب 1322 – 1313 . ش)كتاب دیگری كه در باره كشف حجاب و به تعبیر دقیقتر در زمینه نشر اسناد كشف حجاب انتشار یافته، اثری است با عنوان «خشونت و فرهنگ» كه از سوی مدیریت پژوهش سازمان اسناد ملی به سال 1371 .ش تدوین شده است. در این كتاب، اسناد كشف حجاب بر اساس تقسیمبندی جغرافیایی از هر شهر ایران، جمعآوری و تدوین شده است. مقدمه این اثر را آقای حسامالدین آشنا در چهار صفحه نگاشته و ضمن آن تحت عنوان «نوگرایی و حجاب» به مسیر نوگرایی در ایران از جنگهای ایران و روس تا روی كار آمدن رضاخان اشاره و پس از آن از نوسازی فرهنگی رضاشاه كه در سال 1307 با طرح متحدالشكل كردن لباس آغاز شد و پس از آن بحث حجاب به صورت جدی پس از سفر شاه بهتركیه مطرح گردید، یاد كرده است. تنظیم اسناد كشف حجاب با طرح «كلیات و سیاستگذاری» آغاز شده و پس از آن، اسناد و گزارشهای مربوطه به كشف حجاب از استانها و شهرهای مهم به دنبال یكدیگر آمده است. در این كتاب جمعاً 576 سند ارائه شده است كه شرح وقایع مربوط به كشف حجاب، همراهیها، مخالفتها، تلاش مأموران، دشواریها و مسائلی جزو اینهاست.3- واقعه كشف حجاب (اسناد منتشر نشده از واقعه كشف حجاب در دوره رضاخان)این كتاب كه در آغاز آن دو مقدمه آمده است، ایضاً مشتمل بر اسناد كشف حجاب است و در سال 1371 توسط سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی و مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی منتشر شده است. نخستین مقدمه از دكتر رضا شعبانی است كه كلیاتی در باره وضعیت طبیعی ایران و زندگی مشترك زن و مرد و ارتباط این مسئله با طبقات اجتماعی در روستا و شهر و مسائل سنتی و رویكردهای تجددگرایانه است. مقدمه دوم از آقای غلامحسین زرگرینژاد است كه بهطور خاص درباره تاریخچه مسئله كشف حجاب نوشته شده است. (19-29) وی از زمینههای تجدد در ایران سخن گفته و از تلاشهای رضاخان در این باب یاد كرده است. بعد از این مقدمه، اسنادی كه در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی (مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر فعلی) و نیز وزارت كشور درباره كشف حجاب بوده، در این باب ارائه شده است. این اسناد، گو اینكه ممكن است در مواردی مشترك با مورد پیشین باشد، اما غالب آنها اسناد جدیدی است كه گوشههایی از داستان كشف حجاب را آشكار میكند. این مجموعه بر اساس تاریخ سند تنظیم شده و از این جهت، بهتر میتوان مسیر اجرای كشف حجاب را دنبال كرد.به طور قطع، درباره این اسناد میتوان كارهای جالب توجهی انجام داد. یكی از گرایشهایی كه در این اسناد باید دنبال شود، دنبال كردن خط تجدد و نوگرایی است كه به عنوان یك اصل پذیرفته شده و مصداق روشن آن، در بیحجابی و برانداختن چادر خود را نشان میدهد. وقتی سخن از برداشتن چادر به میان میآید، از آن با عنوان «چادر سیاه مذلت» یاد میشود (ص 212). موضوع «تجدد نسوان» و «نهضت نسوان» و «آزادی نسوان» چنان و چندان در این اسناد تكرار میشود كه گویی قرار است یك شبه تهران به پاریس و لندن تبدیل شود. مخالفان اجرای این قانون نیز روحانیون هستند كه به قول نویسندگان این اسناد، در شمار «اشخاص قدیمالافكار» و بالطبع مانع از عملی شدن «موضع تجدد نسوان» هستند. (ص 354).در میان این اسناد، چندین سند مربوط به وقایع پس از رفتن رضاشاه است كه مسیر مبارزاتی را كه بر لغو قانون اجباری كشف حجاب صورت گرفت، نشان میدهد. از جمله در سال 1322ش. آیتالله كاشانی طی نامهای به وزیر داخله نوشت: «عجب است با این وضعیات ناهنجار مملكت كه ملت از هر حیث دچار زحمت و شدت و محنت است، در گیلانات مامورین شهربانی و فرمانداری متعرض چادر زنهای بیچاره كه ستر عورت و ژندگی لباس خود را به آن مینمایند، با كمال سختی و شدت میشوند. معلوم نیست این تعدی و اجحاف مطابق كدام قانون و عقل و انصاف میباشد» (ص 418). پاسخ وزیر كشور، هنوز به همان روال سابق است كه «زن جاهل و بردهنشین قادر به حفظ حیثیت و شرافت» خود نبوده، به علاوه شكایت جمعی نشده و «چون قاطبه اهالی این موضوع را حسن استقبال میكنند» مأموران كماكان به كار خود ادامه خواهند داد (ص 422).همچنین پس از اعتراض آیتالله حاجآقا حسین قمی از مشهد، هیئت وزیران در این باره جلسه تشكیل میدهد و مصوبهای را در دوازده شهریور 1322 به این صورت تصویب میكند كه مأموران متعرض زنهای چادری نشوند. بهعلاوه، در اولین فرصت ممكن مدارس مختلط، تفكیك شوند. (ص424). نامههایی نیز به صورت طومار خطاب به وزیر كشور ارسال میشد كه همگی خواستار رفع قانون اجباری كشف حجاب بودند. (ص 442) شماری از علما و فضلا نیز ضمن تلگرافهایی خطاب به نخست وزیر نوشتند: «وضعیت اخلاقی بانوان پس از 17 دی بهخوبی فلسفه دستور آیه قرآنی«و لیضر بن بخمرهن على جیوبهن» را در الزام بانوان به حجاب روشن كرده است. ما هم با تمام علاقهمندان به دستورات اخلاقی و اجتماعی اسلامی، انتظار انجام تقاضای مراجع دینی و اجرای دستورات قرآنی و الزام بانون به حجاب را داریم» (ص 451).از نامههای فوق چنین بر میآید كه از سوی علما و متدینین، برای لغو قانون اجباری كشف حجاب، حركتی هماهنگ آغاز شده است. پس از تصویبنامه هیئت دولت، علما آن را روی منابر خواندند و اعلام كردند كه: «به موجب امر دولت، خانمها در استعمال چادر آزاد هستند.» (ص 456). در باره فعالیت علما در لغو قانون، نامهای هم از شیخ عبدالله مسیح تهرانی در شهریور 1321 در دست است كه خطاب به نخستوزیر وقت نوشته شده و در آن آمده است: «انشاءالله تمام بدعتهای آن زندیق به دست این مرد مسلمان رفع شود.» (خشونت و فرهنگ، ص 82). نخستوزیر نوشته است: «درست تحقیق شود، شاید در زمره علما باشد، در این صورت باید نامه را محترمتر بنویسد.»4- حكایت كشف حجابكتاب یاد شده در دو مجلد منتشر شده و هدف خود را گردآوری «خاطرات و حكایتهای واقعه كشف حجاب، حادثه گوهرشاد، اسناد و مدارك خشونت رضاخانی و مقاومت مردمی» نامیده است. در این كتاب كه اطلاعات مربوط به كشف حجاب به صورت جسته و گریخته گردآوری شده، بخشی به مطالب كلی پیرامون كشف حجاب اختصاص یافته و در ادامه شماری از اسنادی كه پیش از این در كتابهای پیش گفته، چاپ شده بودند، فراهم آمده و واقعه گوهرشاد نیز به روایت بهلول در همان مجلد اول نقل شده است. در ادامه خاطراتی از علما در باره كشف حجاب آورده شده كه هر كدام میتواند بهنوعی در تبیین این واقعه كمك كند. در جلد دوم كتاب، طی سه فصل مطالبی درباره كشف حجاب و حكایتها و خاطرات شاهدان عینی در بخش نخست، در فصل دوم اسناد و مدارك تغییر لباس و كشف حجاب و در فصل سوم، جایگاه حقوق زن از دیدگاه اسلام و غرب كه طبعاً ربط آنچنانی با بحث كشف حجاب ندارد، آمده است. كتاب یاد شده نوعی گردآوری و در عین حال گزینشی از مطالبی است كه درباره كشف حجاب منتشر شده است. برای نمونه مقاله «روند كشف حجاب و واكنش روحانیون» كه در مجله تاریخ معاصر ایران (سال اول، ش 2) از آقای بصیرتمنش چاپ شده، یكجا در این كتاب درج شده است. مقاله یاد شده بخشی از كتاب «علما و رژیم رضاشاه» است كه معرفی خواهیم كرد. بخش دیگری از این كتاب در باره قیام گوهرشاد در صفحات 102 به بعد درج شده است. همینطور خاطرات پراكندهای كه طی سالها از واقعه گوهرشاد، اعتراض مرحوم بافقی به خانواده رضاخان و وقایع كشف حجاب در مطبوعات مختلف بوده، در اینجا فراهم آمده است. طبعاً نگارش تاریخ مبسوط و تحلیل دقیق واقعه كشف حجاب بدون استفاده از این كتاب مقدور نخواهد بود.5- تغییر لباس و كشف حجاب به روایت اسنادمجموعه دیگری از اسناد كشف حجاب با عنوان بالا توسط مركز بررسی اسناد تاریخی چاپ شده است. در این كتاب جمعاً 208 سند تاریخی درباره مسئله تغییر لباس و بحث كشف حجاب كه عبارت از گزارشهای رسمی و دولتی است، منعكس و گوشهای دیگر از تلاشهای دولت پهلوی برای توسعه كشف حجاب و تجدد نسوان بازگو شده است. نویسنده ابتدا مقدمهای را در 94 صفحه در باره مباحثی چون ایران و اهمیت آن برای استعمار، زمینههای كودتا، قرارداد 1919 و روی كارآمدن رضاخان عنوان كرده و پس از آن به بحث در باره تغییر لباس و كشف حجاب و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و عقیدتی آن پرداخته است. 6-كشف حجاباین كتاب از سری دانستنیهای انقلاب اسلامی برای جوانان است كه توسط فاطمه حیدریان چاپ شده است. مؤلف این كتاب با بهرهگیری از اسناد منتشر شده و نیز برخی از آثار تاریخی و تحلیل، گزارش كوتاهی از مسئله كشف حجاب را آورده است.7- كشف حجاب در ایراناین كتاب نیز در سری «تاریخ جوان» (ج 17) انتشار یافته و هدف آن ارائه گزارش كشف حجاب برای نسل جوان بوده است. كار جالب در این اثر آن است كه درباره جنبههای مختلف كشف حجاب، بر اساس اسناد منتشره و به صورت عناوین موضوعی بحث شده است. 8- علما و رژیم رضا شاهفصل پانزدهم این كتاب تحت عنوان «واكنش روحانیون در برابر تغییر لباس و كشف حجاب» طی پانزده صفحه، به بحث در باره كشف حجاب و برخورد علما اختصاص یافته و طی آن بر اساس اسناد منتشره، گزارشی از برخورد علما، اعم از علمای شهرستانها و نیز مرحوم آیتالله حائری ارائه شده است. همچنین اشاره اندكی به آثار علمی علما در باره حجاب شده و اطلاعات پراكنده مقاومت علما بر ضد كشف حجاب را از منابع مختلف فراهم آورده است. 9- كشف حجاب در لرستان به روایت اسناددر این مقاله ابتدا گزارشی مختصر، اما گویا و مفید در تاریخچه كشف حجاب آمده و تقریباً خلاصه آنچه به شكل تاریخی در این باره بوده، در آن ارائه شده است. پس از آن، اسناد مربوط به كشف حجاب در لرستان ارائه شده است. جدای از اسناد، مقدمه این مقاله، اثری ارجمند و قابل استفاده است.گفتنی است كه شماری از تصاویر مربوط به كشف حجاب در برخی از آثار پیشگفته از جمله كتاب تغییر لباس و كشف حجاب به روایت اسناد چاپ شده است. در واقع، رؤسای امنیه شهرستانها كه مسئول اجرای كشف حجاب بودند و با همكاری ارگانهای اداری جشنهایی را برپا میكردند، برای نشان دادن سابقه كار خود، تصاویری از این جشنها میگرفتند و به مركز ارسال میكردند. شماری از این تصاویر هم در مجله تاریخ معاصر ایران شماره 12 (زمستان، 1378) صص 321-297 چاپ شدهاند. رساله كوچكی با عنوان «قرهالعین: درآمدی بر تاریخ بیحجابی در ایران»، از سینا واحد، داستان نخستین زن بابی است كه حجاب را از سر برداشت. باید توجه داشت پس از قرهًْالعین كه روشن نیست دقیقاً از چه روی دست به این اقدام زده، كشف حجاب از متاعهایی بود كه پس از گشوده شدن دریچه تجدد از اروپا به ایران آمد. ارتباط مبهم بابیگری و تجدد نیز مسئلهای است كه این بعد قضیه را بیشتر روشن میكند. مقاله دیگری نیز با عنوان كشف حجاب در آئینه اسناد توسط آقای حسامالدین آشنا در مجله گنجینه اسناد، سال اول (1370) چاپ شده است. اسناد یاد شده بعدها در مجموعهای كه توسط مركز اسناد ملی ایران چاپ شد، درج شده است. همینطور مقاله دیگری با عنوان «شكست توطئه كشف حجاب در آینه اسناد تاریخی» در مجله 15 خرداد، شماره صفر (دی ماه 1365) صص 19-14 چاپ شده است. نیز مقالهای با عنوان «كشف حجاب و واكنشهای رجال حكومت رضاخان» در مجله سروش سال 11، ش 501 و مقالهای نیز با عنوان «زنان و حجاب بیان» (دی ماه 1369) ش. 8 توسط آقای محمدحسن رجبی نوشته شده است. همین نویسنده در كتاب زندگینامه سیاسی امام خمینی (صص 101-97) مطالبی درباره كشف حجاب آورده است. علیمحمد نقوی نیز در كتاب جامعه شناسی غربگرایی (ج 2، صص 72-66) درباره پیامدهای كشف حجاب در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، عقیدتی و سیاسی سخن گفته است. بحث كوتاهی نیز تحت عنوان مواضع آیتالله حائری در قضیه كشف حجاب در كتاب حاج شیخ عبدالكریم حائری (مؤسس حوزه علمیه قم) صص 102-100 درج شده است.