
مصطفی خدابخشی-در حالی که مردم شهرهای بزرگ کشور نفس به نفس و یک در میان آلودگی را به درون فرو میکشیدند، عدم مهار گازهای پالایشگاه آبادان در فرآیند تولید فرآوردههای نفتی و همچنین نوع بنزین به کار رفته در خودروها گریبان مردم آبادان را گرفت تا دم و بازدم آنان به شماره بیفتد وآلودگی قصه تلخ این روزهای این شهر صنعتی کشور شود.تنفس گاز ترش یقیناً بسیار مرگبارتر از مونوکسید کربن و سایر آلایندههایی است که تا کنون مردم تهران با آن عجین شده و آن را استنشاق میکنند. در حالی که تهرانیها با بالا رفتن شاخصهای آلودگی شهر را تعطیل میبینند و دستکم میتوانند برای ساعاتی کمتر به ششهای خود جفا کنند، مردم آبادان مجاری تنفسی خود را هر ساعت از شبانهروز میزبان آلودگی میبینند و به سختی نفسهای عاری از آلودگی خود را در حساب روزانه میگنجانند.
پنجه آلودگی در گریبان شهر
در حالی که اخبار رسیده حکایت از بالا رفتن سطح آلایندهها در سطح آبادان دارد زنگ خطر برای شهروندان این شهر به صدا درآمده است. در همین رابطه نماینده مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار «جوان» گفت: یکی از مشکلاتی که امروز مردم استان خوزستان و به ویژه شهر آبادان با آن روبهرو هستند، آلودگی هواست.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا پالایشگاه آبادان را میتوان به عنوان یکی از اساسیترین مشکلات آلودگی هوای این شهر برشمرد؟ پاسخ داد: نظارتهای ویژهای از سوی سازمان حفاظت محیط زیست روی دودهای خارج شده پالایشگاه صورت میگیرد تا سطح آلایندگی به کمترین حد خود برسد ولی متأسفانه در برخی از موارد فیلترهای تصفیه به خوبی نظافت یا تعویض نمیشوند و همین عاملی میگردد تا شهر با آلودگی دست و پنجه نرم کند.
سیدعلی موسویجرف با بیان اینکه تکنولوژیهای به کار رفته در پالایشگاه آبادان مانعی است برای اینکه نتوان این تأسیسات را از شهر خارج نمود، افزود: تکنولوژیهای به کار رفته در این پالایشگاه بسیار پیشرفته است لذا ضروری است به جای اینکه ما به دنبال انتقال پالایشگاه باشیم تأسیسات جدید را خارج از شهر بنا کنیم و این مهم را در دستور کار خود قرار دهیم که این رویه هم سیاستگذاری شده و قرار بر این است که پالایشگاه شماره 2 در محلی خارج از شهر مکانیابی شود و فاصله فیزیکی مناسبی با شهر داشته باشد.
جنگلهایی که شاید نجاتبخش باشند
علاوه بر آلودگی هوایی که توسط پالایشگاه نصیب شهروندان ابادانی میشود هر سال ریزگردها نیز شاخصهای بالایی در آلودگی را به خود اختصاص میدهند که عمده علل آن را کارشناسان به عوامل خارجی نسبت میدهند، اما تا کنون چه اقداماتی برای رفع این معضل در سطح استان صورت گرفته و آیا مدیران برای آن تدبیری اندیشیدهاند؟
در همین رابطه موسویجرف گفت: با توجه به اینکه اغلب عوامل ناشی از ریزگردها خارجی هستند، نشستهای مختلفی از سوی وزارت امور خارجه با حضور نمایندگانی از وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو با مسئولان دیگر کشورهای منطقه برگزارشد که برای رسیدن به نتایج مطلوب نیاز است وقت و سرمایه بسیاری صرف شود.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در ادامه به مجموعه اقداماتی که در داخل خاک کشور برای مقابله با ریزگزدها میتوان انجام داد نیز اشاره نمود و اظهار داشت: طی سفر دوم هیئت دولت کاشت 200 هزار هکتار جنگل با منابع مالی وزارت نفت به تصویب رسید که هم اکنون یکسوم از منابع مالی این طرح تأمین اعتبار شده و برای اجرا محول شده است.
وی در ادامه گفت: امید است با این دست اقدامات بتوان در حد قابل توجهی آلودگی را کاهش داد و مردم را از چالشهای پیش رو نجات داد.
و اما ...
اگر روزگاری زمستان آبادان را مطبوع میخواندند و برای آن برنامه سفر تعریف مینمودند، امروز آلودگی چنان در ابعاد آن نفوذ یافته که حتی نمیتوان رامهرمز را نیز از جریان مرگبار آلودگی نجات داد. یکی از برنامههای مهم دولت در سالهای اخیر و به ویژه برای رسیدن به افقهای 1404 استفاده از پتانسیلهای گردشگری منطقه برای توسعه هر چه بیشتر است؛ حال سؤال اینجاست در شرایطی که آلودگی در آبادان نفسها را تنگ نموده و خط به خط با زندگی مردم عجین شده چگونه میتوان توقع داشت تا گردشگری در این شهر پا بگیرد و گردشگران خارجی تنها چند روز از عمر خود را برای گذران زندگی در این شهر سپری کنند؟
آیا با این میزان آلودگی میتوان شهری همچون اهواز را که سومین قطب صنعتی کشور به حساب میآید در امان داشت و قطبیت در بخشهای مختلف را برای آن تعریف نمود؟ آیا میتوان توقع داشت در شرایطی که آلودگی نفس کشیدن را به سختی ممکن ساخته و یک در میان اکسیژن را در لابهلای آلایندهها به بدن شهروندان میرساند ورزش این شهر که یکی از پایههای اصلی کشور به حساب میآید را از زمینگیر بودن نجات داد؟