
وقتی زمزمههای آغاز دور جدید مذاکرات هستهای بین ایران و شش کشور دیگر به گوش میرسید، کشورهای غربی هیچ علاقهای نداشتند که مکان مذاکرات از ژنو سوئیس خارج شود. اما این اتفاق به دو دلیل در حال رخ دادن است.
ابتدا باید به تلاشهای بیوقفه جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که به هر ترتیب به دنبال این بود که مکان مذاکرات را از اروپا خارج کند و دوم به تمایلات شرقگرایانه دستگاه دیپلماسی ترکیه بر میگردد که معتقد است مسائل منطقهای باید در منطقه حل و فصل شود. اتحاد و اتفاق نظر ایران و ترکیه در این باره غرب را مجبور کرده است که میزبانی مذاکرات هستهای را در اختیار ترکیه قرار دهد.
ترکیه از اینکه مذاکرات هستهای ایران و گروه 1+5 در خاک این کشور انجام شود اهداف خاصی را دنبال میکند. ابتدا اینکه میخواهد اعلام کند که این کشور پتانسیل آن را دارد تا بسیاری از پیچیدگیهای بینالمللی، حداقل در سطح منطقهای در خاک این کشور دنبال و راهحلی برای آن پیدا شود. دوم اینکه به همسایگان خود ثابت کند که آنکارا به جد در پی کم کردن فاصله بین خود و آنهاست.
پس از جنگ جهانی دوم به خصوص زمانی که غربگرایان ترکیه به شدت به دنبال اروپایی شدن گام برمی داشتند هیچگونه تمایلی برای ایجاد رابطه با همسایگان نشان نمیدادند، اما در حال حاضر دولتمردان ترکیه با سیاست گرایش به شرق و راهبرد به صفر رساندن مشکلات با همسایگان به این سمت گام برداشتهاند. روی کار آمدن حزب اعتدال و توسعه و گرایشهای شرقگرایانه رجب طیب اردوغان در این راه به ترکیه کمک زیادی خواهد کرد، اگر چه در برخی موارد تنشهایی برای این کشور به وجود خواهد آورد مثل آنچه درباره رژیمصهیونیستی یا ارمنستان و آذربایجان پیش آمده است. سوم اینکه ترکیه با به رسمیت شناختن فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران و حمایت بیشائبه از آن میخواهد به گوش کشورهای قدرتمند برساند که آنکارا نیز از این مشروعیت برخوردار است که فعالیتهای خود را به سمت هستهای شدن پیش ببرد.
بارها این جمله از سوی دولتمردان ترکیه شنیده است که این کشور نه نفت درخوری دارد و نه گاز آنچنانی که بتواند از آنها به نفع خود استفاده کند. بنابراین ترکیه این حق را به خود میدهد که به سمت هستهای شدن گام بردارد.
اما ادامه مذاکرات در ترکیه چه نفعی میتواند برای ایران داشته باشد. پیش از هر چیزی باید با این مسئله اذعان کرد که ترکیه کنونی اگر چه با غرب مراودات زیادی دارد، اما دوست و متحد نزدیک ایران محسوب میشود. با توجه به اینکه ترکیه کشوری مسلمان و همسایه است ادامه مذاکرات در خاک این کشور به جای سوئیس، مثل بازی در زمین خودی است. در درجه دوم با این کار مشخص میشود که هر کشوری حتی اگر مخالفان زیادی در نظام بینالملل داشته باشد با تأکید بر سیاستهای خود میتواند حرفش را پیش ببرد.
ایران از مدتهای پیش پیشنهاد ادامه مذاکره در خاک ترکیه را ارائه داده بود و بالاخره توانست این حرف خود را به کرسی بنشاند و کشورهای غربی را وادار کند که در مدار و محور پیشنهاد ایران بچرخند. مسئله سوم این است که چنین موفقیتی دو کشور ایران و ترکیه را بسیار به هم نزدیک میکند و این اتحاد غیرعربی میتواند کشورهای خاورمیانه را با این سؤال مواجه کند که وقتی دو کشور غیرعرب قدرتمند منطقه با یکدیگر متحد میشوند تا چه اندازه میتوانند منافعشان را یکسو کرده و علیه یا له آنها پیش ببرند. به خصوص که در حال حاضر هر دو کشور ایران و ترکیه به گرد مقاومت میچرخند. مسئلهای که رژیمصهیونیستی را نیز آزار میدهد.
با این وجود یک مسئله را نباید فراموش کرد. دستگاه دیپلماسی ایران نباید به گونهای رفتار کند که ترکیه با وجود اینکه دوست و متحد ایران است، به تنها دروازه ورود ایران به دنیای خارج تبدیل شود. این مسئله نه تنها ترکیه را در موضع قدرت قرار میدهد بلکه در بسیاری از موارد دست ایران را میبندد.
بنابراین جمهوری اسلامی ایران با پتانسیلهای ملی و منطقهای که دارد میتواند خود تبدیل به دروازهای شود که دیگران برای یافتن راهحل بسیاری از پیچیدگیهای منطقهای از آن عبور کنند.