
«وَ مَنْ یعَظِّمْ شَعائِرَاللّهِ فَاِنَّها مِنْ تَقْوی القُلُوب» هرکس شعائر دین خدا را بزرگ و محترم بدارد همانا این صفت، نشانه تقوای دلهاست.
عالیترین ارزش وجودی انسان در نظام خلقت، عبودیت حق تعالی است و زیارت و حضور در آستان مقدس اولیای حق، از پربارترین نمونههای نمایش دلدادگی است که زائر عارفِ دلباخته، پیوسته آن را از خداوند طلب میکند. در طول تاریخ، مسلمانان برای انجام زیارت، جان و مال خود را فدا کردهاند و در این راه سختیها را به جان خریدهاند تا بتوانند لحظاتی در حرم اهل بیت علیهم السلام، از فیض آنان بهره ببرند.
لحظههای مهیا شدن برای زیارت و دیدار اولیای حق نیز در نزد گذشتگان و نیاکان ما مسلمانان، از اهمیت شایانی برخوردار بوده است. زیارت دارای سنتها و آدابی بوده است که زیباییهای معنوی در آن موج میزده و آثار فراوانی هم داشته است. از جمله این سنتها که نشانی از تعظیم شعائر و تقوای قلوب مؤمنان است، سنّت «چاووشی خوانی» است. چاووشی خوانی چنین بوده است که کاروان عشق، هنگام عزیمت به خانه خدا و عتبات عالیات عِطر صلوات و سلام بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم را در فضای شهر و روستا و در کوچه پس کوچههای آن به مشام شیعیان میرساندند و همراه آن، بوی خوش نینوا را در محلّ زندگیشان منتشر میکردند و چاووش ندا سر میداد که:«بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا».
شیعیان اهل بیت علیهم السلام با برپایی این سنت، یاد و نام اوصیای الهی و عشق و معرفت به آنان را در جان و روان پیر و جوان و زن و مرد به جریان میانداختند و چنان شور و هیجانی ایجاد میکردند که جذبه آن اختیار از کفها میربود و شیعیان دلباخته را بی مقدمه راهی زیارت میکرد.
دریغ و افسوس که در زمان ما بر این سنّت اسلامی- همچون بسیاری از سنتهای حسنه دیگر- گرد فراموشی نشسته و کم رنگ شده است. دیگر، کوچههای روستاها و شهرهای مان آن فضاهای سرشار از معنویت و صفا را کمتر در خود میبیند. دیگر در محیط زندگیمان صدای صلوات و درود بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم کمتر شنیده میشود؛ در حالی که گذشتگان ما با این سنن، دین و آیین را در تمام ابعاد زندگی شان وارد میکردند. و آنچه تأسفمان را بیشتر میکند، این است که این سنت روحبخش جای خود را به بعضی سنتهای وارداتی داده است که نه با روح معارف اسلامی سازگاری دارد و نه با فلسفه زیارت. منافع شخص و اغراض مادی در آنها مورد توجه قرار میگیرد. این سنتهای وارداتی نه تنها آثار تربیتی چاووشیخوانی را ندارد بلکه دارای اثرات مخربی است که با روح زیارت مناسبت ندارد.
سادهپوش خوشصدا
«چاووش» واژهای ترکی است، به معنای جارچی، پیک، پیشرو کاروان، کسی که دعوت رفتن به زیارت عتبات عالیات و خانه خدا کند. در اصطلاح روستاییان خراسان، چاووش، کسی بوده که در فصل مناسبِ زیارت، در دهات و روستاها، سواره یا پیاده به راه میافتاده و روستاییان را به وسیله جارزدن و خواندن اشعار نغز و دلکش- در مدح و منقبت امامان معصوم علیهم السلام- برای رفتن به زیارت تهییج و تشویق میکرده است.
چاووشان، مردان پاک و خداشناسی که وجودشان سرشار از عشق و محبت به خدا و اوصیای او بوده است، همواره در بین مردم به نیک نامی و صلاح مشهور بودهاند. آنها خصلتهای ویژهای داشتهاند که از جمله آنها خلوص نیت بوده است: آنها همواره چشم به لطف و کرم خدا و حجتهای او داشتهاند و تنها به همین لطف و عنایت دم زدهاند. به همین جهت هیچگاه این خدمت به زائران را وسیلهای برای کسب موقعیت اجتماعی یا مالی قرار ندادهاند و حاضر نشدهاند حتی نامی یا دفتر شعری از آنها و به نام آنها تنظیم شود. این موضوع را میتوان از زندگی ساده آنها بهتر درک کرد. اغلب آنها با لباسی ساده و معمولی، شالی سبز یا سیاه بر گردن و پرچم سه گوش سبز رنگ بر دوش، به صورت خود جوش از بین مردم، به این کار معنوی و زیبا مشغول بودهاند.
صدای خوش دیگر صفت چاووشخوانان بوده است. صدای خوش و نفس گرم، نعمتی است که خداوند متعال تنها به بعضی از انسانها بخشیده است. حنجره انسانها و صدایی که از آن تولید میشود، خود از ابزار و وسایل موسیقی طبیعی است که خدا به انسانها مرحمت کرده است. چاووشان، از این صدای گرم و مؤثر برخوردار بودهاند و با صدای زیر میخواندهاند و گاه برای این که از صوت خود هنرمندانهتر بهره ببرند، به همراه شاگردان خود و یا افراد دیگر چون زائران و بدرقهکنندگان، به صورت همخوانی چاووشی میکردهاند؛ تا تأثیر آن را دو چندان کنند. در نتیجه، صحنههایی ایجاد میشد که بیاختیار اشک چشمها را روان میکرد و دل شنوندهها را میربود و بیمقدمه راهی سفر و زیارت میکرد.
از دیگر ویژگیهای چاووشان، هدایت و راهنمایی زائران در طول سفر بوده است. آنها در انجام واجبات، مستحبّات، دعاها، خواندن زیارتنامهها و همچنین معرفی مکانهایی که زائران از آنها دیدن میکردند، راهنمای آنها بودند. چاووشان در هر مکان، زائران را با وقایع و مصایبی که بر خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم گذشته، آشنا میکردند.
چاووشان از بدو حرکت کاروان تا هنگام برگشت، در تمام مراحل، حامی زائران بودهاند. گاه افراد جوانتر از بردن افراد سالخورده به دلیل سختی و مشکلات راه امتناع میکردند، در این موقع آن پیر دل باخته، ملتمسانه دست به دامن چاووش میشد و چاووش از خانواده او میخواست که مانع او نشود و خود حمایت و مراقبت از او را به عهده میگرفت. همچنین چاووشان در گرفتن تذکره، مهیا کردن آذوقه راه و تهیه منزل، همواره حامی و پشتیبان زائران بودهاند.
ادبیات چاووشخوانی
چاووش خوانی از حیث ادبی، از نمونههای ادبیات عامیانه و از نوع غنایی آن به شمار میرود که محتوای آن، احساسات، عواطف، عشق و دلدادگی، بیان آرزوها، برآورده شدن حاجات، غم و اندوه سفر و مشکلات راه و مصائبی است که بر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گذشته است. چاووش خوانی بیش از هرچیز به طهارت باطنی و صفا و اخلاص و در مرحله بعد به کسب تجربه و تمرین و ممارست نیازمند است. چاووشانِ پیشکسوت، پس از رسیدن به مرحله علمداری، درصدد برمیآمدند به تربیت شاگرد بپردازند؛ بنابراین به آموزش مراحلی به نوآموزان چون نوچگی، روخوانی از چاووشنامهها، از بر کردن، همآوایی و همراهی با چاووش ماهر میپرداختند.
چاووش خوانی با توجه به ظرائف هنری آن، گاه به صورت تکخوانی و گاه به صورت همآوایی اجرا میشده که در شکل دوم، حال و هوای خاصّی داشته است. در این نوع از چاووش خوانی، زوار و مردم بدرقهکننده با چاووشان همنوا میشدهاند. در چنین فضای معنوی، هیجان و شور همه جا را فرامیگرفت و لحظاتی زائر و غیر زائر با خداوند متعال و اولیایش به زمزمه مشغول میشدند. همین حال روحانی باعث میشد که اگر افراد احیاناً کینه و کدورتی در دل نسبت به هم داشتند، آن را فراموش کرده و محبّت و همدلی بر آنها حکمفرما شده، از هم حلالیت بطلبند.