
کشورهایی که در چارچوب قواعد دیپلماتیک تلاش دارند در سطح مقامات عالی سیاسی سفرهای دوجانبهای را انجام دهند، پیش از هر سفر رسمی در سطح کارشناسان و حداکثر وزرای خارجه، توافقاتی را انجام میدهند که چارچوب این قواعد کاملاً پیشبینی شده و روشن است. مثلاً چند سند راهبردی در حوزههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید به امضا برسد یا چه موضع مشترکی را باید برای نشان دادن همگرایی و اتحاد طرفین در خصوص تحولات جهانی و منطقهای اعلام نمایند. پس از سفر نیز طبیعی است کارشناسان برای پیگیری توافقات انجام شده، اقدامات بعدی را انجام میدهند. این سیکلی است که در همه سفرهای مقامات عالیرتبه کشورها رعایت میشود و کمتر کسی است که توافقات اینگونه سفرها را بخش اندکی از دستاورد سفر فرض کند و بیشتر به حواشی و تأثیر و تأثر سفر مقام سیاسی در حوزه پیرامونی و فعل و انفعالات آن توجه داشته باشد.
سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران به لبنان از آن جمله سفرهایی است که بیش از آنکه توافقات و 17 سند همکاری امضا شده طرفین، توجه جهانیان را به خود جلب کرده باشد، اتفاقات شیرین و وصفناشدنی آن در حوزه پیرامونی سفر در کانون توجه رسانههای دولت و دشمن قرار گرفت. استقبال بینظیر آن هم از یک مقام عالیرتبه سیاسی کشور دیگر از جمله مواردی است که تاکنون کمتر اتفاق افتاده است و شاید نمونه این اقدام لبنانیها را در سفر مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوری ایشان به پاکستان بتوان سراغ گرفت.
صرفنظر از مباحث گفته شده، سفر احمدینژاد به لبنان حاوی چند دستاورد مهم بود:
1 ـ این سفر و استقبال کمنظیر مردم لبنان از احمدینژاد نشان از ظرفیت و وزن بالای سیاسی ایران در تحولات خاورمیانه، جهان اسلام و فراتر از آن تحولات جهانی دارد. سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران به لبنان در شرایطی که امریکا و برخی قدرتهای سلطه تلاش دارند تا تعریف جدیدی از منطقه خاورمیانه ارائه دهند و با طرح «خاورمیانه جدید» معادلات سیاسی منطقه را به نفع خود و رژیم صهیونیستی تغییر دهند، تمام اندیشههای آنها را نقش بر آب کرد و نشان داد این جمهوری اسلامی است که میتواند با کمک کشورهای آزادیخواه منطقه تعریف جدیدی از خاورمیانه ارائه داده و معادلات منطقهای را به گونهای تغییر دهد که منجر به حذف رژیم صهیونیستی و پایان سیاستهای سلطهطبانه امریکا در منطقه گردد.
2 ـ تأکید بر حمایت دائم ایران از جریان مقاومت در لبنان و فلسطین، بزرگترین پیامی بود که جمهوری اسلامی با سفر رئیس جمهور لبنان و حضور احمدینژاد در منطقه ضاحیه و بنت جبیل نشان داد. این سفر خط بطلانی بر همه شعارهای انحرافی جریان فتنه در سال گذشته بود که با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» به دنبال انحراف در سیاستهای اصولی نظام و نگرانی دوستداران انقلاب اسلامی و رهبری در خارج از مرزهای جغرافیای ایران، مطلوب خود را در اندیشههای مترقی جمهوری اسلامی، امام (ره) و رهبری معظم انقلاب جستوجو میکردند. قطعاً از این پس وظیفه ایران در مقابل ملتهای مظلوم فلسطین و منطقه و جریان مقاومت سنگینتر خواهد شد.
3 ـ پیش از سفر احمدینژاد برخی رسانههای صهیونیستی و غربی با جوسازی علیه ایران به دنبال آن بودند تا اولاً از انجام این سفر ممانعت به عمل آورند و ثانیاً اگر سفر انجام شد، کمترین تأثیر را در منطقه خاورمیانه بر جای گذارد. بحث نارضایتی دولتمردان لبنانی از سفر رئیس جمهور ایران به لبنان و طرح برخورد سرد مقامات لبنانی از هیئت ایرانی و در نهایت تهدید به ترور احمدینژاد و... هیچ کدام مانع این سفر نشد. هم مقامات لبنانی اعم از جریان منتسب به 8 و 14 مارس استقبال شایانی از رئیس جمهوری اسلامی ایران انجام دادند و هم استقبال گسترده و کمنظیر مردم مانع اجرایی شدن توطئه ترور احمدینژاد توسط دولت تروریستی رژیم صهیونیستی شد.
4 ـ سفر احمدینژاد همچنین حاوی پیام بینتیجه بودن سیاستهای تحریمی غرب علیه ایران بود. استقبال گسترده از نماینده ملت ایران این مفهوم را دربرداشت که جمهوری اسلامی را نمیتوان با سیاست تحریم اقتصادی و سیاسی به گوشه رینگ برد، چراکه دولتها و ملتهای منطقه خواهان ارتباط و مراودات گسترده با ایران اسلامی بوده و جمهوری اسلامی نیز بدون ملاحظه و محدودیتهای غرب مسیر ارتباط با جهان خارج را همچون گذشته طی میکند. اعلام آمادگی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای آغاز دور جدید مذاکره 1+5 با ایران آن هم در پایان سفر احمدینژاد به لبنان، گویای این واقعیت است که سیاستهای تحریم غرب علیه ایران شکست خورده و در دور جدید مذاکرات این ایران است که باید برای غرب شروط تعیین کند.
5 ـ در نهایت این سفر یک پیام روشن نیز برای جریان فتنه در داخل داشت. فتنهگرانی که با متوسل شدن به هر ابزار و تحلیل غلطی سعی داشتند تا سفر نماینده دولت ایران را همچون عوامل رژیم صهیونیستی و دولتهای غربی غیرواقعی قلمداد کنند و حتی در استقبال از احمدینژاد ابلهانه اعلام کردند که مستقبلین رئیس جمهور ایران، ایرانیانی بودند که از کشور با هواپیما، قطار و اتوبوس به لبنان برده شده بودند، پس از حضور احمدینژاد در خیل مردم مشتاق منطقه ضاحیه و بنت جبیل باید دانسته باشند که جمعیتهای میلیونی که در چند تجمع بزرگ شرکت داشتند، بدون عرف معمول خروج اتباع از کشور و مقررات تردد، نمیتوانستند در لبنان حضور داشته باشند، شاید بتوان در داخل کشور با برخی شبههافکنیها در ذهن مردم مبنی بر اینکه جمعیت حاضر در راهپیماییهای نهم دی و 22 بهمن 88 از شهرستانها به تهران آورده شده بودند، ایجاد تردید کرد، ولی قطعاً هیچ عقل سلیمی این سخن موسوی، کاندیدای شکستخورده انتخابات که گفته بود مستقبلین رئیس جمهور ایران در لبنان ایرانیانی بودند که با هواپیما، قطار و اتوبوس به لبنان برده شده بودند را نمیپذیرند و این سخنان را احمقانه و کینهتوزانه میدانند، بنابراین این سفر و نحوه برخورد لبنانیها با منتخب مردم ایران در واقع عمر سیاسی فتنهگران و تحلیلهای برآمده از آنان را پایان یافته تلقی نمود.