کد خبر: 416434
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۸۹ - ۲۰:۱۴
احوالپرسی
علی خدایی‌بیجاری- خودش می‌گوید وقتی بچه بود به موقعیت‌های طنز فکر نمی‌کرد. دختربچه‌ ساکتی بود و خیلی ریز و ضعیف و ظریف بود. مادرش بعدها برایش گفت که دختر بچه‌ای موذی بوده و کارهای خطرناکی انجام می‌داده. کارهایش با فکر بود و خودش صبور. مثلاً اگر از دست بچه‌ای دیگر ناراحت می‌شد سریعاً از او انتقام نمی‌گرفت، بلکه نقشه می‌کشید و مترصد موقعیت می‌ماند و با نقشه‌ای که می‌کشید آن بچه مادر مرده را به سزای عملش می‌رساند. این دختربچه کسی نیست جز «مریم سعادت» که فعالیتش را در سال 1360 با تئاتر عروسکی «مدرسه موش‌ها» آغاز کرد و در سال 1366 وارد تلویزیون شد. سعادت در سال 1337 متولد شد و در سال 1363 در رشته تئاتر عروسکی از دانشکده هنرهای دراماتیک فارغ‌التحصیل شد. وی یکی از اعضای هیئت داوران هفدهمین جشنواره تئاتر کودک همدان بود.
علاقه‌مندی به بازیگری از کودکی با شما بود؟
راستش نه، در دوره بچگی به بازی فکر نمی‌کردم ولی نقاشی‌ام خیلی خوب بود و هنوز هم نقاشی‌های قاب شده‌ای از آن دوران دارم.
نقاشی را به موازات بازی و کارگردانی دنبال می‌کنید یا خیر؟
بله
با چه متریالی(مواد) نقاشی می‌کنید؟
رنگ روغن و آبرنگ کار می‌کنم ولی بیشتر با رنگ‌های مخصوص روی پارچه کار می‌‌کنم.
خانم سعادت شما با «مدرسه موش‌های» خانم برومند به تلویزیون راه یافتید و در آرایشگاه زیبا، زی‌زی‌گولو و خونه مادر بزرگه که همگی موفق بودند با ایشان همکاری داشتید، راز موفقیت خانم برومند را در چه می‌دانید؟
خانم برومند سعی می‌کند با گروهی که با او همکاری می‌کنند صمیمی باشد و فضای شادی را ایجاد کند و وقتی آدم از ته دلش کار کند به دل مخاطبش هم می‌نشیند.
برای همین من کارهای خانم برومند را سر مشق قرار می‌دهم چون سرشار از شادی و امید است، حتی امکان دارد مخاطب در جایی از کارهای ایشان گریه‌اش بگیرد ولی همان مخاطب می‌داند که کار، کار غمگینی نیست. دلیل دیگر موفقیت کارهای ایشان این بود که گروهی که کار می‌کردند تعریف مشترکی از کار داشتند و این نوع کار کردن را می‌پسندیدند و کودک را دوست داشتند.
از کدام کارتان بیشتر راضی هستید؟
از یکی از کارهای خانم برومند به نام «کارآگاه شمسی و دستیارش مادام» خیلی راضی هستم. در آنجا نقش یک رمال زرنگ و کلاهبردار را بازی می‌کردم که به دروغ احضار روح می‌کرد و مردم را تیغ می‌زد.
با توجه به زنده بودن تئاتر از تپق زدن‌های سرصحنه بگویید؟
خوشبختانه من خودم بازیگری هستم که تپق نمی‌زنم.
اگر یکی از همکارانتان وقت بازی تپق بزند چه می‌کنید؟
من‌آدم خوش‌خنده‌ای هستم، اگر کسی تپق بزند و حتی کار جمع و جور شود، مطمئن باشید که از انفجار خنده من کار به هم می‌ریزد، چون واقعاً نمی‌توانم خودم را نگه دارم.
یکی از خاطرات خندیدن از خودتان یا از همکاران دیگرتان را تعریف کنید.
زمانی که از کانون پرورش فکری کار می‌کردم، کاری بود به اسم مهمان ناخوانده از خانم مرضیه برومند که به اتفاق آقای مسعود کرامتی، خانم پورمختار و زنده‌یاد صمیمی مفخم و بچه‌های دیگر بازی می‌کردیم، از آنجا که همه نقش‌ها حیوان بود آقای کرامتی نقش یک الاغ را بازی می‌کرد.
در جایی الاغ می‌خواست روباه را لگد بزند که ما همه می‌گفتیم ببخشش، ببخشش، خانم برومند می‌گفت: بزنش و وقتی الاغ نمی‌زد و می‌گفت بخشیدمت، خانم برومند به او می‌گفت: «الاغ شُلی». یک روز آقای کرامتی گفت به من الاغ شُلی نگو و گفت: وقتی به من الاغ شُلی می‌گویید، من باید جواب دهم. بالاخره قرار شد گفته نشود. وقتی اجرا به همین جا رسید، خانم برومند گفت: «آه چه الاغ مهربونی» تا این حرف از دهان ایشان بیرون آمد، صحنه از خنده منفجر شد و از آنجا که همه ماسک داشتیم تا چند دقیقه از زیر ماسک خندیدیم و بدون صدا پانتومیم اجرا کردیم.
خانم سعادت قبل از ورود به تلویزیون مخاطب چه برنامه تلویزیونی بودید؟
یادم می‌آید که مجموعه‌ای داستانی به نام «آقای شاکی را تماشا می‌کردم.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار