
رضا احسانپور - پوران درخشنده متولد 1330 کرمانشاه، فارغالتحصیل سینما با گرایش کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما و دارای لوح افتخار درجه یک هنری معادل دکتری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. او داوری چندین جشنواره داخلی و بینالمللی را عهدهدار بوده و عضو انجمن فیلمسازان زن امریکا (WIF)، عضو مرکز بینالمللی کودکان و نوجوانان (CIFE) و کارگردانان مستقل امریکا (IFP) نیز هست. فیلمهای او در مقام کارگردانی عبارتند از: خوابهای دنبالهدار، بچههای ابدی، رؤیای خیس، شمعی در باد، عشق بدون مرز، زمان از دست رفته، عبور از غبار، پرنده کوچک خوشبختی، رابطه.
این کارگردان خوش ذوق سینما بیشتر توجه خود را به سینمای کودک و نوجوان و ساخت فیلمهایی در این عرصه اختصاص داده است و از چهرههای شاخص این ژانر سینمایی به حساب میآید. به بهانه برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان، گفتوگوی کوتاهی با او انجام دادیم که در ادامه میخوانید.
به اعتقاد شما، دلیل اصلی بیمهری به سینمای کودک و نوجوان و مظلوم واقع شدن آن چیست؟
دلایل زیادی دارد. نمیدانم از کدام میشود صحبت کرد. اول از همه اینکه در این بخش سرمایهگذاری خصوصی انجام نمیشود و فیلمهای بسیار محدودی ساخته میشود؛ اگر سرمایهگذاری هم انجام شود، این فیلمها در زمان اکران فوق العاده مهجور واقع میشوند. یعنی سینماها سعی میکنند با این فیلمها قرارداد نبندند؛ خصوصاً فیلمهای فرهنگی سینمای کودک. بنابراین این فیلمها طبیعتاً مجبور میشوند در گروه سنیماهای آزاد اکران شوند. گروه آزاد هم یعنی سانسی! یعنی یک نفر میگوید من دلم میخواهد فقط یک سئانس از زمانهای سینمای تحت مدیریتم را به شما اختصاص بدهم. این یعنی عملاً مرگ سینمای کودک!
وظیفه سینماگران و مسئولان در این میان چیست و چه راهکارهایی میتوان در نظر گرفت؟
در درجه اول وظیفه مسئولان است که به این سینما بها بدهند؛ چرا که این سینما متعلق به همه اقشار جامعه است. کودک و نوجوان ما قرار است آینده در دستانش باشد و آینده جامعه را بسازد.
وقتی نگاه میکنیم میبینیم که فیلمهای کودک و نوجوانی که تولید شده است حتی به تعداد انگشتان دستها هم نمیرسد. مسئولان باید حمایت کنند. یکی از اهرمهای اصلی، آموزش و پرورش است، چون بچهها بیشتر وقت خود را در مدارس هستند. بنابراین اگر این سینما در اموزش و پرورش جدی گرفته شود، اتفاقات خوبی میافتد که این هم روشهایی دارد که من بارها به آن اشاره کردهام. برای مثال میشود در مدارس زنگ سینما داشته باشیم. برای دانشآموزان فیلم نمایش بدهیم، نقد و بررسی کنیم تا بچهها بتوانند موقعیت خودشان را پیدا کنند و بفهمند فیلم یعنی چه، چگونه باید به یک فیلم نگاه کرد و در یک فیلم باید به دنبال چه معنایی بود؛ چه فیلمهای درباره کودک و چه فیلمهایی برای کودک. باید با دنیای فانتزی کودکان آشنا بود تا بتوانیم برای مثال انیمیشنهایی مثل «شرک» اما منطبق بر فرهنگ خودمان بسازیم. البته به سرمایه نیازمند است.
جدای از تولید فیلم، اکران نیز مسئله مهمی است. سالنهای سینما و تعداد آنها تأثیرگذار است. در این راه شهرداری یکی از ارگانهایی است که میتواند به شدت به سینمای کودک کمک کند.
ما نیاز به چندین حرکت هماهنگ و کمکهای منسجم داریم تا سینمای کودک بتواند به جایگاه خوبی برسد و دوباره از نو متولد بشود و به پویایی خوبی برسد.
سینماگر عرصه کودک و نوجوان چه تفاوتی باید با دیگران داشته باشد؟
کسی که به دنبال سینمای کودک میآید حتماً باید آدم عاشقی باشد. لازم است شناختی نسبت به دنیای کودک و نوجوان پیدا بکند. باید مطالعه و تحقیق کند.
فیلمسازی برای کودک شغلش نباشد، بلکه عشقش باشد. باید دنیای کودک برای او قابل لمس باشد و طبیعتاً باید به چنین افرادی نگاه و توجه ویژهای نیز شود. باید برای تربیت و پرورش این افراد، برنامه داشت.
برگزاری جشنوارههای اینچنینی چه تأثیری در رشد و ارتقای سینمای کودک دارد؟ آیا بودنش خوب است یا صرفاً در حد یک برنامه تشریفاتی و صوری خلاصه میماند؟
اگر برگزار نشود چه بهدست میآوریم؟ اگر برگزار بشود چه بهدست میآوریم؟ با برگزاری این جشنواره، حداقل یک هفته به سینمای کودک اختصاص پیدا میکند و متوجه میشویم که سینمای کودک باید باشد. بالاخره تلاشی، فریادی، دادی باید به جایی برسد. ولی وقتی تعطیل بشود یعنی هیچ، یعنی نابودی. چون آن وقت کسی نمیآید که سینمای کودک را احیا کند.
باید حمایت کنیم که سینمای کودک و این جشنوارهها باشد و در جشنوارهها به سمت کشف استعدادها برویم و از فیلمسازان فیلم کودک، چه فیلم کوتاه چه بلند حمایت کنیم.
در مورد فیلم آخرتان توضیح بفرمایید.
کار آخر من، «خوابهای دنباله دار» است که قرار است 12 آبان اکران بشود. البته من به دلیل سرخوردگی زیادی که به دلیل اکران بد فیلم هایم پیدا کرده ام، مثل «رویای خیس»، مثل «بچههای ابدی» که حداقل شش جایزه اصلی جشنواره کودک دو سال قبل را گرفت، اما حتی در شهرستانها هم اکران نشد. اصلاً سینمایی در اختیار این فیلم نبود. تمام امیدم این است که این فیلم حمایت بشود. چرا که اگر حمایت نشود من هم کمکم ممکن است انگیزه هایم را از دست بدهم. چون ما فیلم میسازیم که مخاطب ببیند. فیلم نمیسازیم که بگذاریم داخل قفسه. برای من اینکه بگویم فیلم ساخته ام یا به شهرتش فکر کنم، اصلاً جایگاهی ندارد بلکه جدی گرفته شدن دغدغههای اصلی من نسبت به دنیای کودک و نوجوان برایم اهمیت دارد. من بیشتر از این تحمل چنین وضعی را ندارم و تحمل من هم دارد تمام میشود.