
امین خرمی - دکتر مجید سرسنگی، کارگردان، مدرس و رئیس دپارتمان تئاتر دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران سالها بود که در پستهای مدیریتی تئاتر کشور مشغول به فعالیت بود و همین چند ماه پیش بود که دوران ریاست وی بر مسند مدیریت هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران به پایان رسید و تصمیم گرفت بار دیگر به بدنه اجرایی تئاتر کشور وارد بشود و این بار به عنوان سر داور بخش بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان در این رویداد حضور داشت، به همین بهانه و با هدف ارزیابی کیفیت و کمیت آثار خارجی هفدهمین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان به گپ وگفتی کوتاه با وی نشستیم.
کیفیت نمایشهای خارجی در بخش بینالملل جشنواره در چه سطحی بود؟
با وجود حضور کارهایی از کشورهایی مانند استرالیا، مالزی و ایرلند در این جشنواره متأسفانه کارها آنچنان که باید و شاید قابل توجه نبودند یا در معنای بهتر آثار شاخصی در میان آنها نبود.
این قابل توجه نبودن را از لحاظ کیفی عنوان میکنید یا از نظر ارتباط برقرار کردن با کودکان و نوجوانان ایرانی به عنوان مخاطبان این آثار؟
از هر دو بعد! هم نمایشها در برقراری ارتباط با مخاطب اصلی خود یعنی کودکان و نوجوانان ایرانی دارای نقاط آسیب بودند و هم از لحاظ کیفیت اجرای نمایش در آن معیارها و اسلوبهای خاص و موفق یک نمایش کودک و نوجوان! جناب دکتر سرسنگی از این گفتهها میتوانیم نتیجه بگیریم که گروه بازبین که وظیفه انتخاب آثار را داشت، در کار خود کوتاهیهایی انجام داده است؟
وقتی بحث از بازبینی و انتخاب میشود باید به این نکته هم واقف باشیم که ما از مجموعه آنچه داریم مجبور به انتخاب هستیم. اعتقاد من این است که هیأت باز بین ازمیان آثار بهترینها را انتخاب کردهاند، اما شاید کار بهتری از اینها وجود نداشته که بتوانند آن را هم برای حضور در این جشنواره در لیست خود قرار دهند.
چرا در انتخاب آثار خارجی برای حضور در جشنوارههای بینالمللی همیشه به انتخاب گروههای درجه 2 و 3 اقدام میکنیم؟
حرف شما درست است و البته برای رسیدن به پاسخ آن نیاز به یک کار آسیبشناسی دقیق داریم که طی آن به پاسخ برای این پرسش برسیم که چرا نمیتوانیم برای جشنوارههای بینالمللی خود از گروههای خارجی درجه یک دعوت به عمل بیاوریم و به قول معروف همیشه یک جای کار میلنگد!
با توجه به صحبتهای شما و در قیاس آثار بخش بینالملل این دوره از جشنواره با کارهای تولید داخلی میتوانیم نتیجه بگیریم که کیفیت آثار خودمان از کارهای خارجی بالاتر است؟
نه! اینطور فکر نمیکنم! با وجود سطح بالا نبودن آثار خارجی دعوت شده اما کیفیت آنها باز هم از نمایشهای تولید شده در داخل کشور بالاتر بود.
شما بارها در دوران مدیریت خودتان عنوان کرده بودید که نمایش کودک مانند مزرعهای است که نمایش بزرگسال ما از درون آنه به عمل میآید. با توجه به همین مسأله و نگاهی به تولید و اجرای نمایشهای کودک و نوجوان طی یک دهه گذشته آیا میتوان از این مزرعه انتظار محصولی مرغوبی برای تئاتر بزرگسال داشت؟
اعتقاد من بر این است که با وضعیت فعلی و سیاست اداری و اجرایی تولید و ارائه نمایش کودک و نوجوان خیلی نمیتوانیم به آینده پرباری امیدوار باشیم، البته تأکید میکنم که بحث پایین بودن کیفیت و بیمهری به هنر تئاتر یک مشکل عمومی است و اختصاص به حوزهای خاص مانند نمایشهای کودک و نوجوان ندارد. تا زمانی که در تئاتر ما مشکلی نظیر نبود سیاستگذاری منسجم، نبود طرح جامع، نبود برنامهریزیهای بلندمدت، نبود اندیشهورزی و از این دست آسیبهای پایهای وجود دارد، طبیعی است که گونههای مختلف تئاتری مانند تئاتر دفاع مقدس،تئاتری رضوی، تئاتر آیینی، تئاتر کودک و نوجوان و... اجازه رشد و بالندی در حد کمال پیدا نمیکنند. باید بپذیریم تا زمانی که دلبستگی ما به تئاتر محدود به جشنوارههاست و از رشد سختافزاری این هنر با علم روز دنیا فاصله داریم نمیتوانیم به رفع آسیبهای پایهای و کلان این هنر به صورت کامل بپردازیم.
مهمترین آسیب از بین مشکلات عمومی که به آنها اشاره داشتید، از نظر شما کدام است؟
مدیریت! من بارها به این نکته اشاره کردهام. مشکل مهم ما این است که مشخص نیست مدیران ما با چه نگاهی و از چه زاویهای باتئاتر روبهرو میشوند و به آن ورود پیدا میکنند. به نظر میرسد ما در تئاتر برنامهریزی نداریم و نگاهی به آینده نداشتهایم و خودمان را دلخوش به مسائل سطحی و ظاهری کردهایم. به معنای دیگر اینکه مدیریت تئاتر کشور بیشتر به یک کارپرداز تبدیل شده است که در حقیقت مهمترین وظیفه آن این است که پولی از جایی تحویل بگیرد] وزارت ارشاد[ و بین یک عدهای]هنرمندان و گروههای اجرایی[تقسیم کند! و در این راه مدیریت در امر سیاستگذاری وجود ندارد، یعنی مشخص نیست که تئاتر ما در هر شاخهای باید از کجا کار خود را شروع کند و طی دورههای زمانی کوتاه، میانه و بلند مدت به چه قلههایی قرار است دست پیدا کند.
منظورتان همان طرح جامع تئاتر در کشور است؟
دقیقاً! ما چیزی به اسم یک قوه عاقله که بتواند از همه نهادهایی که در سطح کشور به نوعی با تئاتر درگیر هستند را در یک جا جمع کند و برای هر کدام از آنها وظیفه خاص خودشان را تعریف بکند و به انجام وظایف آنها نظارت داشته باشد نداریم، این مسئله باعث شده که تئاتر ما به تئاتر لحظهای و آنی تبدیل شود، درست مثل تیم ملی فوتبال کشور که در یک بازی فوقالعاده عالی ظاهر میشود و در بازی بعدی فوقالعاده ضعیف!