
اعمال تحریم اوباما برای 8 نفر از ایرانیان، یکی از مهمترین اسناد اندیشیدن به پشت پرده نیات مقامات امریکایی است. علیالظاهر مقامات امریکایی در بحث هستهای به ایرانیان سوءظن داشته و خود را در این مسئله متمرکز کردهاند تا جایی که مقامات روسی را نیز در تحریم سه نفر از مقامات کشورمان با خود همراه کردهاند، اما جرم مقامات تحریم شده به علت فعالیت در مسئله هستهای نیست که مورد غضب مقامات امریکایی قرار گرفتهاند بلکه به خاطر مسئلهای است که امریکاییها در ورود به آن در یک شیب ملایم به عریانی محض رسیدند. جرم تحریمشدگان این است که در ناکامی فتنه نقش محوری ایفا نمودهاند. بنابراین امریکا هم در مسئلهای غیر از پرونده هستهای اقدام کرده و هم تحریم آنان در چارچوب شورای امنیت نیست. لذا این موضع یک سویه نشان میدهد که مقامات این کشور در همراه کردن دیگر مقامات غربی جهت حمایت علنی از فتنه ناکام ماندهاند. بنابراین اختیار از کف دادهاند و بیمحابا و صددرصد علنی، کینه خود را از ناکامی جریان منتسب به خود به نمایش گذاشتند. دقت در لیست اسامی نیز از ناقص بودن اطلاعات مقامات امریکایی نسبت به مسئولیت این افراد حکایت دارد. به طور مثال نام هر دو وزیر کشور دولت نهم و دهم در این لیست آورده شده است. اما مسئول بسیج فعلی در کنار مسئول بسیج قبلی (تائب) آورده نشده است یا به جای فرمانده انتظامی تهران بزرگ، جانشین نیروی انتظامی آورده شده است.
آوردن نام محمد نجار و رادان در لیست به ظاهر قدری بیربط جلوه مینماید، زیرا محمد نجار از شهریور مسئولیت خود را شروع نموده است و فتنه از خرداد شروع شده است، رادان نیز نقشی در انتظامی تهران به صورت مستقیم نداشته است. اما آوردن نام این دو نفر در لیست مذکور صرفاً به ناکامی واقعه عاشورا برمیگردد زیرا از حوادث سال گذشته محمد نجار فقط در این حادثه وزیر کشور بوده است. رادان نیز با اعلام دقیق اسامی کشته شدههای روز عاشورا و علت فوت آنان از پروژه 72 تن سازی جلوگیری نمود. بنابراین میتوان فهمید که امریکاییها پس از ناکامی در خرداد برای عاشورا برنامهریزی وسیعی نموده بودند. از همین رو است که خانم کلینتون اظهار میدارد ما در ایران کارهای زیادی انجام دادیم که نمیتوانیم بگوییم.
امروز امریکاییها به مرحلهای از عصبیت رسیدهاند که از دخالت علنی در مسائل داخلی ایران هیچ باکی ندارند و مقامات دولتی و اجرایی آنان بر کرسی قضا هم مینشینند و عقدههای ناکام خویش را بازگشایی میکنند. اما از نگاه داخلی نیز میتوان به ارزیابی مسئله پرداخت. اکنون سران فتنه میتوانند بگویند امریکاییها از آنان حمایت نکردهاند یا از رفتار آنان خشنود نبودهاند؟ حرکت اخیر امریکاییها در کنار اظهار علنی آنان حتی اسم بردن علنی از موسوی نشان میدهد که در صف فرماندهان اصلی آشوبهای اصلی تهران به ترتیب اوباما و کلینتون بودهاند و موسوی در ردیف سوم و کروبی در ردیف چهارم قرار دارد و اصولاً در حمله به نظام و متهم کردن آن بین این چهار نفر مسابقهای برگزار شده است.
اگر امت اسلامی با هویت امتی خود دارای کارکرد استکبارستیزانه است و اگر اولویت دیپلماسی نظام جمهوری اسلامی ملتها را جامعه هدف خویش میداند باید با منطق قوی به مقابله به مثل برخیزند. اگر مقامات ایرانی به جرم خنثی کردن توطئههای امریکا، ناقض حقوق بشر در ایران میشوند، مقامات امریکایی ناقض حقوق بشر در جهان هستند و باید اسامی آنان به عنوان مفسدینفیالارض به مسلمانان جهان اعلام شود. بیش از 55 کشور اسلامی در جهان وجود دارد و علاوه بر آن امت اسلامی در سراسر جهان پراکنده است. اکنون وقت آن است که افرادی که در کشتار زنان و کودکان فلسطین، عراق و افغانستان نقش اساسی داشتهاند به عنوان مفسدفیالارض به مسلمانان جهان معرفی شوند و از ورود آنان به کشورهای اسلامی جلوگیری به عمل آید. این افراد عبارتند از 1- جرج بوش دوم 2- رامسفلد وزیر جنگ پیشین امریکا 3- اوباما 4- هیلاری کلینتون 5- ایهود اولمرت نخست وزیر سابق صهیونیستها6- تزیپی لیونی وزیر خارجه پیشین صهیونیستها 7- ایهود باراک وزیر جنگ صهیونیستها 8- فرمانده نظامی امریکا در افغانستان 9- فرمانده نظامیان امریکا در عراق. اکنون مسلمانان ایران و جهان وظیفه دارند در قبال خون هزار انسان بیگناه در این نقطه از جهان که حقوق بشر امریکایی بر آنان اعمال شده است عرصه را بر صهیونیستها و اربابان متکبر آنان تنگ نمایند و از موضع انفعال خارج شوند.