
معصومه دیودار - روزهای پایانی تابستان را سپری میکنیم و در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید قرار داریم. این درحالی است که در تابستان و اوقات فراغتی که این روزها با خود همراه دارند اکثر افراد، اوقات خود را با حضور در جوامع هنری، ورزشی و فرهنگی سپری میکنند.
حال آنکه در بیشتر مواقع با شروع درس و تکاپویی که در میان جوانان و نوجوانان به وجود میآید این حضور کم رنگتر شده و پرداختن به هنر روبه فراموشی مینهد، چراکه عموماً پرداختن به درس، مدرسه و دانشگاه را در اولویت برنامههای روزانه خود قرار میدهند.
باید توجه داشت که پرداختن و توجه به هنر و اختصاص پارهای از اوقات روزانه به این حوزه نه تنها به برنامههای روزانه ما لطمهای وارد نخواهد کرد بلکه سبب آرامش روح نیز خواهد شد چراکه هنر و علاقه انسان به آن ریشه در ذات و خلق دارد.
گاهی اوقات نیز پیش میآید که با در دست داشتن دوربینهای همراهمان از اتفاق،منظره،رویداد و... که نظرمان را جلب کرده عکاسی میکنیم بدون آنکه به این مهم توجه داشته باشیم که در آن لحظه به یکی از شاخههای هنری پرداختهایم که ریشه در زندگی روزمره ما دارد و با کمی تأمل و توجه به پیرامون خود میتوانیم اثری هنری را خلق کنیم.
در خصوص عکاسی مستند صحبت میکنیم. شاخهای از هنرهای تجسمی که بسیاری از افراد، آن را فاقد هرگونه ارزش هنری میدانند و آن را به عنوان شاخهای از عکاسی قبول ندارند این درحالی است که به اعتقاد جاسم غضبانپور نمیتوان عکاسی مستند را از بدنه شاخههای گوناگون عکاسی جداکرد چرا که این شاخه از عکاسی پایه و اساس و آغاز راه عکاسی است.
مهدی وثوق نیا، عکاس و هنرمند کشورمان عکاسی مستند را عکاسی جامع میداند و بسیاری از شاخههای عکاسی را زیر شاخههای این حوزه از عکاسی عنوان میکند و میگوید: «باید دقت داشت که عکاسی مستند اجتماعی به مسائل اجتماعی اعم از مناظر شهری، مشکلات و مسائل جامعه و... میپردازد و در واقع مسائل انسانی را مد نظر قرار میدهد.»
جاسم غضبانپور که خود یکی از فعالان عرصه عکاسی مستند است نیز در خصوص این نوع عکاسی میگوید: «عکاسی مستند ثبت وقایع تاریخی - اجتماعی یک ملت است که قابلیت استناد دارد چراکه این آثار یک نوع عکاسی صریح است که بدون دخل و تصرف عکاس و دیگران در آن شکل میگیرد و بیان صرف واقعیت را به همراه دارد.»
محسن یزدی پور معتقد است: «عکاسی مستند رابطهای بسیار نزدیک با واقعیت و آنچه که در جلوی دوربین جاری است دارد و آن را ثبت و ضبط میکند و قرارگیری این عکسها در کنار یکدیگر میتواند یک دوره تاریخی را به نمایش بگذارد و اطلاعات تصویری جامعی را به مخاطب منتقل کند.
در حقیقت میتوان گفت، این واقعیت عکاسی مستند است که آنچه را که روزی وجود داشته و از آن عکس گرفته شده است را به نمایش میگذارد.»
• فریاد درونی عکاسی مستند
طی چند سال اخیر به دلیل بیتوجهیهایی که به عکاسی مستند شده است این ژانر از عکاسی از نظرها دور مانده و مورد بی مهری قرار گرفته و بسیاری از عکاسان به سوی عکاسی هنری و... رفتهاند چراکه مجلات و گالری دارها از این نوع عکاسی حمایت نمیکنند.
این درحالی است که توجه به این شاخه از عکاسی که در بسیاری از مواقع مورد علاقه بسیاری از جوانان ماست در این زمان میتواند راهی برای حضور هرچه بیشتر هنرهای تجسمی در میان عموم مردم باشد.
غضبانپور در این خصوص میگوید: «عکاسی مستند به دلیل بیتوجهی افرادی که در این حوزه فعالیت دارند در سطح جامعه ما جا نیافتاده و میتوان گفت طرد شده است.آن هنگام که طبع روشنفکرانه در جامعهای بالا میگیرد و آن عدهای که خود را روشنفکر جامعه میدانند به دلیل عدم آگاهی از شاخهای از هنرهای تجسمی آن را به حاشیه میرانند سبب رانده شدن آن از جامعه میشوند.»
وثوق نیا در خصوص کم توجهی به عکاسی مستند میگوید: «در بسیاری از مواقع این شاخه از عکاسی جنبه انتقادی دارد و با در نظر گرفتن محدودیتها و خط قرمزهایی که برای عکاسی وجود دارد از این امر منع میشویم.»
وی میافزاید: «این درحالی است که تمام موضوعات این شاخه از عکاسی انتقادی نیستند و میتوان از بعد تاریخی و ثبت زمانی به آن نگریست.»
این عکاس مستند اجتماعی در ادامه یکی از دلایل این امر را آرت زدگی جامعه میداند و میگوید: «در جامعهای که گویی همه هنرمندان آن تنها باید از جنبه هنری و بهتر بگویم مفهومی به شاخههای هنری خود بنگرند و جنبه کاربردی و برقراری ارتباط با مخاطب را از یاد برده اند و مجلات خصوصی و دولتی و ... و گالریها به این شاخه عکاسی که بخش مهمی از عکاسی ایران است بی مهری نشان میدهند از مخاطب چه انتظاری میتوان داشت؟»
وثوقنیا خاطرنشان میکند: «آنگاه که بستری برای تولید و عرضه نباشد مخاطب نمیتواند از آن بهرهمند شود. این درحالی است که مخاطب ما در پیتحول است و به تبع آن در پیدیدن عکسهایی است که بتوانند سبب به وجود آمدن این تحول شوند.»
غضبانپور در ادامه از عکاس مستند اجتماعی به عنوان جراح نام میبرد و میگوید: «عکسهای مستند، عکسهایی هستند که به دلیل عدم دخل و تصرف عکاس در آنها، با بیانی برنده و واقع بینانه شرایط جامعه را عنوان میکنند.»
یزدیپور نیز در این خصوص میگوید: «از آنجایی که نمیتوان نگاهی صرفاً هنری به عکاسی مستند داشت از این روی این شاخه از عکاسی مهجور شناخته شده است.»
• ارتباط بین مخاطب و اثرپیش رو
عکاسی مستند به لحاظ کاربردی بودن و ظرف زمانی و مکانی قابل دسترس بودنش میتواند با مخاطب ارتباط بیشتری برقرار کند به گونهای که مخاطب با قرار گرفتن در مقابل تصاویر آشنا و حس همذات پنداری که با آن برقرار میکند قادر خواهد بود به درکی عمیق تر از هنر دستیابد.
یزدیپور میگوید: «مستند سازی یکی از سختترین ژانرهای عکاسی به شمار میرود، چراکه عموماً عکاسان مستند و مستند نگارها از سوی ارگان یا بخش خاصی حمایت نمیشوند و بنابر علایق شخصی خود به این شاخه از عکاسی روی آورده اند و نمیتوانند از این راه درآمد داشته باشند. این در حالی است که مخاطب میتواند با این نوع عکسها نوعی همذات پنداری را احساس کند و در پیواقعیت برود.»
وثوقنیا میگوید: «در اکثر نقاط دنیا بسیاری از عکسهای مستند تبدیل به کتاب میشوند و با ارائه آن به بازار سبب توجه عموم به شاخهای از عکاسی میشود که هم جنبه کاربردی آن مطرح است و هم جنبه زیبایی شناسانه آن ملموس است.»
غضبانپور معتقد است که یک عکاس مستند اجتماعی علاوه بر واقف بودن بر امور تکنیکی و کاربردی عکاسی باید از امور هنری همچون ترکیببندی و رنگشناسی و اصول زیبایی شناسی و سبک و سیاقهای هنری آگاهی داشته باشد،علاوه بر اینها باید بر جوانب گوناگون اجتماع خود و معضلات آن اشراف داشته و از آنها مطلع باشد تا بتواند اثری آگاهانه و خلاقانه را برجای بگذارد.
وی میگوید: «خلاقانه یعنی توجه به انتخاب سوژهنور نحوه ارائه و در واقع توجه به همه معیارهای زیبایی شناسانه هنری و ... و در مستند اجتماعی ،خلاقیت باید در کل اثر در نظر گرفته شود و عکاس باید دارای اندیشهای خلاق باشد تا بتواند با نگاهی نو روایتی را بیان کند که مخاطب بتواند آنچه را که باید از اثر دریافت کند.»
یزدیپور با اشاره به تنوع بستر عکاسی مستند میگوید: «با آنکه میتوان عکسهای مستند را در گالریها و نمایشگاههای خیابانی به نمایش گذاشت یا آنها را به چاپ رساند ولیکن هیچیک از این امکانات برای نمایش این نوع عکسها فراهم نیست در حالی که گاه میتوان به جای نقاشیهای دیواری راهکاری پیشنهاد شود که بتوان از عکسهای مستند شهری در زیباسازی شهر بهره جست.»
عکاسی مستند امروز ما به دلیل توسعه و رشد امکانات دارای جذابیتهایی است که میتواند تأثیرگذاری به مراتب بیشتر از شاخههای دیگر عکاسی داشته باشد.گاه میتواند شادی آور و گاه متأثر کننده باشد.
وثوقنیا معتقد است که انسان معاصر از آگاهی لذت میبرد و عکاسی مستند اجتماعی به مخاطبان خود آگاهی میدهند و آن آگاهی از زمانی است که در آن زندگی میکنند.
• عکاسی مستند اجتماعی یک اتفاق نیست
در این میان با توجه به سهل الوصول بودن و دست یافتنی بودن عکاسی این شاخه از هنرهای تجسمی در جوامع مورد توجه قرار میگیرد و امروزه از کودکان 4 -3 ساله گرفته تا پدر بزرگهای 99 ساله دوربین یا تلفنهای همراه دوربین داری در اختیار دارند تا به واسطه آن، آنچه را که میخواهند ثبت و ضبط کنند.
غضبانپور این مهم را یکی از دلایل کم توجهی به عکاسی میداند و میگوید: «اینکه فردی دوربینی در دست بگیرد و از اطراف عکاسی کند،عکاس نشده است.اینگونه است که از نمایشگاههای عکس استقبال چندانی نمیشود و این به دلیل کم کاری من عکاس است که این مهم را در جامعه خود جا نیانداختهام که عکاسی یک هنر است و عکاس باید علاوه بر تسلط بر ژانرهای مختلف عکاسی از علم وتکنولوژی و هنر روز جهان نیز آگاهی داشته باشد. وثوق نیا نیز معتقد است که عکاسی از موضوعات «مستند اجتماعی»، یک اتفاق نیست که یکباره در کسی شکل بگیرد.»
وی میگوید: «خیلیها با شروع عکاسی گمان میکنند که میتوانند در این گرایش موفق شوند. پس دوربینشان را بر میدارند و شروع میکنند به تصویر کردن سادهترین و پیش پا افتادهترین مسائل اجتماعی. آنها سعی میکنند تا بیننده را با چرکترین بخشهای ظاهری اجتماع آشنا کند. چیزهایی که به نظرم دکوراسیون ظاهری هر اجتماعی است. اما طولی نمیکشد که با ادامه دادن این کار مأیوس میشوند. بسیاری از آنها در مییابند که آنچه از طریق عکس میخواستند بیان کنند چیز پیش پا افتادهای بوده و ارزش ادامه دادن ندارد و به خاطر همین مسئله به دنبال گرایش دیگری از عکاسی میروند چراکه عکاسی از سوژههای «مستند اجتماعی» بیشتر در کسانی شکل میگیرد که دغدغههای انسانی دارند.»
وثوقنیا خاطرنشان میکند: «عکاسی «مستند اجتماعی»، در واقع روش و سبکی مشابه عکاسی مستند است. با این تفاسیر که عکاسی مستند اجتماعی از ثبت و ضبط ساده رویدادها یا تجلی نمود عینی آنها فراتر میرود و بر نکتهای قابل توجه در زمینه مسائل اجتماعی تأکید میکند.»