
مرتضی اخوان - پیش از این میشنیدیم و میگفتند: «فیلمی که اصلاً سیاسی نیست باز سیاستی پشت سر دارد.» امروزه دیگر کمتر مشاهده میشود که فیلمهای اکران شده در جشنوارههای بینالمللی خالیالذهن نسبت به اتفاقات سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی زمان و مکان موضوع خود باشند. فیلم «میرال» اثر کارگردان امریکایی جونیال اشنابل در حالی در روز دوم جشنواره بینالمللی ونیز اکران شد که مذاکرات صلح خاورمیانه در کاخ سفید در حال انجام بود. این فیلم به مسئله اخراج گسترده فلسطینیان از سال 1948 از سرزمینهای قدس و کرانه باختری میپردازد. در روز اکران فیلم بسیاری از منتقدان سینما تصادم این روز با آغاز مذاکرات کاخ سفید را از پیش تعیین شده میدانستند. شاید هم همین مسئله باعث شد که براساس گفته مارکو مولر، دبیر هنری جشنواره، فروش بلیت این فیلم از مرز 15میلیون دلار گذشت. فیلمهای آسیایی دیگر این جشنواره نیز مرتبط با تاریخ سیاسی کشور سازنده بود. فیلم «افسانه مشت: بازگشت چن دجن» با موضوعی کاملاً آشنا و ژانری تکراری که با نمایش تکنیکهای رزمی کونگفو به تاریخ مقاومت چین در مقابل اشغال ژاپن اشاره میکرد یا فیلم ژاپنی جنگل نروژی که آن نیز با انتخاب موضوعی درام مقطعی از تاریخ ژاپن را نمایش میداد و مورد استقبال عموم قرار گرفت. در تولید و پشتیبانی از فیلم میرال چهار کشور فرانسه، ایتالیا، هند و اسرائیل حضور داشتند که اشنابل با سابقه درخشان در تولید فیلمهای سینمایی مستند را برای این کار برگزیدند. اشنابل در سال 1996 داستان زندگی جان میشل نقاش آفریقایی- امریکایی را به نمایش درآورد که چگونه در سرزمین غربت به دنبال هویت گمشده خود با نمایش نقاشیهای خود در پیادهروهای امریکا میگردد.
پیچش مو درلابهلای یک فیلم به ظاهرانقلابی
اشنابل در سال 2000 نیز زندگی شاعر و داستاننویس کوبایی رینالدو اریناس را روی پرده برد. سال 2007 نیز این کارگردان امریکایی فیلم «ناقوس و پروانه» را ساخت که باز زندگی سخت و فلج شدن روزنامهنگاری به نام جان دو را نشان میداد که چگونه با ایمان و تلاش، با حادثه پیشآمده کنار میآید. این بار او در فیلم میرال باز موضوع غربت مهاجران را پیش میکشد که چگونه در حسرت زمین، فرهنگ و جامعه خود هستند. شاید این اولین باری است که در جشنوارههای بینالمللی فیلمی در مورد فلسطین، حق مبارزه و دفاع را به آنها میدهد. آن هم فیلمی که اسرائیل از حامیان مالی آن است. شاید اینجا دیگر نیاز است که نگاه مخاطب به فیلم کاملاً سیاسی و مطلع از اوضاع فعلی منطقه باشد تا بهتر منظور کارگردان را درک کند. کارگردان با نمایش مظلومیت آوارگان فلسطینی در پایان فیلم خود، حل مسئله را در پذیرش پیمان 1992 اوسلو میداند که مرزهای جدیدی برای دو کشور تعریف شد. پذیرش اوسلو همان خواسته فعلی رژیم صهیونیستی است، چرا که در سال 1992 میلادی اسرائیل برای اولین بار مرزهای تعیین شده در قرارداد 1967 را شکست و وارد سرزمین غزه شد و مناطقی را اشغال کرد و با فریب رهبران تشکیلات خودگردان، مرزهای جدید را در شهر اوسلو نروژ با حضور سران کاخ سفید تثبیت کرد. البته در سالهای اول هزاره سوم با مقاومت حماس این رژیم کاملا از این سرزمین عقبنشینی کرد. این همان دلیلی است که میتوان برای اکران این فیلم در روز آغاز مذاکرات صلح کاخ سفید دانست. اسرائیل با احیای مرزهای مشترک خود با فلسطین بر اساس قرارداد اوسلو، زمینهای از دست رفته خود در غزه را بهدست میآورد.
قهرمان فیلم، بازیگر هندی نقش اول زن فیلم میلیونر زاغه نشین است که به دنبال تحقق طرح خود برای ایجاد دولتی یکپارچه است که تمام اعراب و یهود را در کنار هم در قرار دهد. طرح داستان بر اساس روایت مستندی است که روزنامهنگاری به نام گابریل رولا از زنی به نام هند الحسینی خبر میدهد که معتقد بود حل بحران فلسطین از مسیر مقاومت و مبارزه نمیگذرد و تنها راه حل فرهنگی و آموزشی دارد. به همین دلیل فعالیتهای سازمانی خود در تشکیلات خودگردان را رها میکند و با کمک افسر امریکایی به تاسیس مرکزی برای پناه دادن و آموزش کودکان و نوجوانان یتیم و آواره فلسطینی میپردازد. رویکرد مقابله فرهنگی و هنری در مقابل مشکلات در تمام فیلمهای اشنابل به وضوح دیده میشود. فیلم میرال به همینجا ختم نمیشود و برای اثبات راه حل خود، داستان اصلی را به اواخر دهه 60 و جنگ 1967 میبرد. آنجا که زنی به نام نادیا با مشاهده کشته شدن پدر و تجاوز جنسی به مادرش، به اردن فرار میکند و در کافههای آنجا معتاد به شرب خمر میشود. روزی در حال مستی وارد اتوبوس اسرائیلی میشود و به مرد زنداری که به او پیشنهاد بیشرمانهای میکند حملهور میشود. شش ماه زندان فرصت خوبی برای آشنایی نادیا با مبارزان زن فلسطینی است تا روحیه مبارزهطلبی او را شعلهور کند. جالب آنکه زن مبارزی که در زندان از عملیات شهادتطلبانه فلسطینیان دفاع میکند فاطمه نام دارد. سالها بعد پس از انجام عملیات شهادتطلبانه رانیا، دختر 17سالهاش به نام میرال وارد مدرسه هندیالحسینی میشود. تصاویر بسیار دردآور آوارگی و کشتار فلسطینیان در این فیلم همه گویای حس ناامیدی است از به نتیجه رسیدن مقاومت مردم.
نکتهای که کارگردان تأکید اساسی بر آن دارد گذار از دو نسل گذشته و بررسی احوال و اندیشههای نسل سوم جوان فلسطینی است که از جنگ و خون و کشتار و غارت و آوارگی خسته شده است. میرال در اندیشه طراحی مدینهای است که در کنار یهود، او را نیز به رسمیت بشناسند و شهروند فلسطینی به حساب آید. گویی مبارزهطلبان فلسطینی مانع این امر تا کنون شدهاند. اما سؤالی که میماند این است که هماکنون نیز دو میلیون فلسطینی با شناسنامه اسرائیلی در قدس سکونت دارند و از حداقل حقوق شهروندی بیبهرهاند.
پینتو بازیگر هندی نقش میرال، بر اساس نظر منتقدان سینما، نتوانست در نقش یک زن فلسطینی صاحب رأی و عقیده قرار گیرد. روحیه لطیف و چهره معصوم او در صحنههایی مانند دفاع میرال در مقابل نظامیان اسرائیلی که به او اتهام مشارکت با جنبش آزادیبخش زدهاند مانع اقتدار در چهره و حرکات او میشد. به هر حال با تمام این اوصاف، فیلم سینمایی میرال پس از اکران در ونیز، در دسامبر جاری روی پرده سینماهای امریکا و اروپا میرود تا پیام صلح و توقف مقاومت فلسطین را به گوش همگان برساند.
سوتیتر
میرال در اندیشه طراحی مدینهای است که در کنار یهود، او را نیز به رسمیت بشناسند و شهروند فلسطینی به حساب آید. گویی مبارزهطلبان فلسطینی مانع این امر تاکنون شدهاند. اما سؤالی که میماند این است که هماکنون نیز دو میلیون فلسطینی با شناسنامه اسرائیلی در قدس سکونت دارند و از حداقل حقوق شهروندی بیبهرهاند.