کد خبر: 411860
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۷
متن كامل بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با كابينه دولت دهم در هفته دولت 89
اهميت اين نکات تا اين حد بود که کارشناسان از اين سخنان به عنوان منشور عملکرد دولت دهم ياد کردند. از اين رو روزنامه «جوان» به بازنشر اين سخنان مهم رهبر انقلاب اقدام مي‌كند.
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌از خداوند متعال خيلى شاكريم كه مجدداً اين توفيق را به ما عنايت كرد كه در يك مناسبت هفته‌ دولت ديگرى، شما دوستان و مسئولان محترم را در اينجا ملاقات كنيم؛ هم به همه‌شما خسته‌نباشيد بگوييم، هم برايتان از خداى متعال درخواست اجر و پاداش و توفيق كنيم و هم برخى از تذكرات و نظراتى كه حالا در جمع بايد گفته شود، به شماها عرض كنيم. البته گاهى نظرات و تذكراتى هست كه به مسئولان محترم - چه وزراى محترم، چه خود شخص رئيس‌جمهور محترم - گفته و مطرح مي‌شود؛ بعضى از چيزها را هم بايستى در جمع گفت، چون يك جنبه‌ اجتماعى‌ترى دارد. اولاً از ياد شهيدان عزيزمان، مرحوم شهيد رجايي و شهيد باهنر و همچنين شهيد عراقى غفلت نكنيم؛ اينها در واقع سرسپرده و دلسپرده‌ به ارزش‌هاى انقلاب بودند. علت اينكه خداى متعال نام و ياد اينها را باقى گذاشته، شايد همين است. اين، نوعى شكر الهى و شكر پروردگار عالم است از بندگان خودش؛ «انّ اللَّه شاكر عليم». (1) با اينكه ما هيچ طلبى نداريم، خدا هم شكرگزارى مي‌كند. خداى متعال از بندگانى كه با اخلاص كار كردند و همه‌ سرمايه‌ خودشان را آوردند وسط، شكرگزارى مي‌كند. يكى از بخش‌هاى شكرگزارى هم همين است كه اين نام نيك در سال‌هاى متمادى براى اينها باقى مي‌ماند. اميدواريم كه ان‌شاءاللَّه اين چهره‌هاى نورانى، در جامعه‌ ما همچنان زنده باشند؛ چون اينها نماد ارزش‌ها هستند. زنده بودن اسم اينها به معناى زنده بودن ارزش‌هاست، يا بايد به اين شكل ان‌شاءاللَّه جريان پيدا كند. خب، امسال ماه مبارك رمضان هم هست و ان‌شاءاللَّه بركات اين ماه مبارك هم شامل حال دولت و مسئولان و كشور خواهد بود. من به‌خصوص اين شب‌هاى عزيز قدر دعا مي‌كنم. واقعاً ديشب هم كه شب نوزدهم بود، بالخصوص براى شما مسئولان و رئيس‌جمهور و وزرا و ديگر دست‌اندركاران دعا كرديم. اگرچه دعاى ما لياقتى ندارد، اما بالاخره بايد از خداى متعال خواست و خواستيم. شماها هم دعا كنيد و از خداى متعال توفيق بخواهيد. اما آنچه كه در وهله‌ اول بايد عرض كنيم، اين است كه اين سالى كه بر دولت دهم گذشت، سال خيلى سختى بود و انصافاً تلاشى كه در اين مدت از سوى مسئولان و دست‌اندركاران در قوه‌ مجريه نشان داده شد، تلاش باارزشى بود؛ حقاً و انصافاً تلاش مأجور و مشكورى بود. اين سال، هم از لحاظ سياسى و امنيتى سال دشوارى بود، هم از لحاظ تأثير جريان‌هاى بيگانه بر برخى از بخش‌هاى كشور، مثل اقتصاد و فرهنگ و غيره. كسانى كه فتنه‌ سال 88 را شروع كردند - حالا يا خودشان طراحى كرده بودند، يا ديگران طراحى كرده بودند؛ نمي‌خواهيم نسبتى بدهيم، ولى به هر حال اين فتنه طراحى شده بود - به كار كشور ضربه‌ سختى زدند. اگر اين فتنه نبود، بلاشك كارهاى گوناگون كشور بهتر پيش مي‌رفت. اينها دشمنان را اميدوار كردند و روحيه دادند به كسانى كه عليه نظام اسلامى جبهه‌بندى كرده‌اند و يك جبهه‌اى تشكيل داده‌اند. البته خوشبختانه شماها با اعتقاد، با ايمان و با ايستادگى توانستيد كارها را پيش ببريد؛ مشكلات را از پيش پاى كشور و نظام برداريد و در بخش‌هاى مختلفى كه ما مشاهده كرديم، از گذرگاه‌هاى سخت و آن پيچ‌هاى دشوار به شكل مناسبى عبور كنيد. به نظر ما اين خيلى ارزش دارد و حاكى از توجه الهى و لطف الهى است. بخشى از اين كارهايي كه آقاى رئيس‌جمهور در گزارش مشروح و مبسوط خودشان ذكر كردند، كارهايي است كه در همين برهه - سال 88 - انجام گرفته و با همه‌ مشكلات و گرفتارى‌ها الحمدللَّه توفيقات خوبى به دست آمده. خب، اين هم در واقع نوعى نمودار و نمادى از همان جهت‌گيرى‌هايي است كه از آن دو شهيد ذكر كرديم؛ يعنى شهيد رجايي و شهيد باهنر. حقاً شهيد رجايي و شهيد باهنر هم همين جور بودند؛ مظهر كار و تلاش مؤمنانه و پايبندى بى‌اغماض به اصول. آنها در هر نقشى كه حضور داشتند، همين پايبندى بدون اغماض به مبانى و ارزش‌ها را در جريان كار كشور اعمال و اجرا كردند. در سال‌هاى گذشته هم رسم بوده و هفته‌ دولت تشكيل مي‌شده و اسم اين دو بزرگوار را همه با تجليل مى‌آوردند؛ ليكن همه‌ آن كسانى كه از اين دو شهيد عزيز تجليل مي‌كنند، واقعاً پايبند نيستند به آن راه و آن جهت‌گيرى و هدفگيرى‌اى كه آنها داشتند. اين را شما افتخار بدانيد كه الحمدللَّه به مبانى انقلاب پايبنديد و به اينكه شعارهاى انقلاب را قبول داريد و مي‌خواهيد اجرا كنيد، افتخار مي‌كنيد؛ اين توفيق بزرگى است. يكى از مهم‌ترين خصوصيات اين دولت اين است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به اين، احساس سربلندى و افتخار مي‌كند. مردم هم به خاطر همين به شما اقبال كردند؛ اين هم معلوم باشد. مردم به اين شعارها دلبسته‌اند، علاقه‌مندند. شعار عدالت‌طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافيگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ يا شعار خدمت‌رسانى به مردم يا شعار استكبارستيزى يا شعار ساده‌زيستى يا شعار كار و تلاش و خدمت به مردم؛ اينها چيزهايي است كه مردم دوست مي‌دارند و اينها را مي‌خواهند. يك جامعه و يك كشور و يك ملت بيدار از مسئولينش اين چيزها را مطالبه مي‌كند: مطالبه‌ عدالت، مطالبه‌ انصاف، مطالبه‌ خدمت، مطالبه‌ ارتباط صميمى با مردم، مطالبه‌ دين، پايبندى به ارزش‌هاى دينى، پايبندى به شرع. اين چيزها را مردم مي‌خواهند و دوست مي‌دارند. شما هم بحمداللَّه اين شعارها را داده‌ايد، مردم هم قبول و اقبال كرده‌اند؛ اين را مغتنم بشماريد. من در چند سرفصل توصيه‌هايي عرض مي‌كنم. در زمينه‌ جهت‌گيرى‌هاى كلى و كلان دولت توصيه‌ من اين است كه اين جهت‌گيرى‌ها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ كنيد. از اين جهت‌گيرى‌ها انصراف پيدا نكنيد: جهت‌گيرى دين، جهت‌گيرى اخلاق، جهت‌گيرى عدالت، جهت‌گيرى خدمت، جهت‌گيرى مقابله و مبارزه‌ با استكبار و زورگويان عالم. رشد روزافزون فهم و سواد و بلوغ سياسى مردم موجب شده است كه اين چيزها را بيشتر بخواهند. امروز براى مردم مسئله‌ استكبارستيزى، روشن‌تر و واضح‌تر و مطلوب‌تر از سال‌هاى قبل و اوايل انقلاب است. امروز مردم خيلى چيزها را به چشم خودشان مشاهده كرده‌اند، به وضوح تجربه كرده‌اند؛ بنابراين خيلى چيزها برايشان روشن است. مسئله‌ خدمت‌رسانى همين جور است، مسئله‌ مبارزه‌ دائم براى پيشبرد كشور همين جور است؛ اينها بايد جهت‌گيرى‌هاى كلى شما باشد؛ يعنى اينها را از دست ندهيد و رها نكنيد. يكى از چيزهايي كه در جهت‌گيرى‌هاى كلى دولت بايد مورد نظر باشد، تسهيل زندگى براى مردم است. زندگى كردن را براى مردم بايد آسان كرد. اين يك سرفصل مهم است كه اگر چنانچه انسان اين را باز كند، خواهيم ديد كه بسيارى از خواسته‌هاى اقتصادى، بسيارى از كاركردهاى مربوط به دولت، همين دولت الكترونيك، تا برسيم به مسئله‌ فعال كردن روستاها، جلوگيرى از مهاجرت، اينها همه‌اش تحت همين عنوان آسان كردن زندگى براى مردم است، كه مردم بتوانند راحت زندگى كنند، بتوانند با امنيت زندگى كنند. اين كار در بخش‌هاى مختلف تأثير مي‌گذارد. يكى از مواردى كه به نظر ما بايد در جهت‌گيرى‌هاى كلى دولت مورد توجه قرار بگيرد، مسئله‌ سند چشم‌انداز است. اين سند چشم‌انداز يك كار اساسى بود كه در كشور انجام گرفت؛ بررسى شد، مطالعه شد، جوانبش سنجيده شد. آنچه كه در اين سند هم آمده، شعار نيست. با توجه به امكانات و واقعيات، اين سند تنظيم شده. اين سند در واقع نقشه‌ راه 20ساله‌ ماست. خب، از اين بيست سال، پنج سالش گذشت. يك وقت مى‌بينيم اين بيست سال با يك چشم به هم زدنى تمام شد. بايد ببينيم چقدر جلو رفتيم. يكى از كارهايي كه بايد انجام بگيرد، همين است؛ بايد ببينيم چقدر ما توانستيم از اين نقشه را به سمت آن هدف‌ها طى كنيم. والّا اگر چنانچه اين توجه و اين ذكر را نداشته باشيم، يك وقت چشم باز مي‌كنيم، مى‌بينيم فرضاً ده سال يا دوازده سال از اين زمان گذشت، ما هنوز آن راهى را كه بايد در اين مدت طى كنيم، طى نكرديم؛ در بقيه‌ اين مدت هم طى كردن آن راه امكان ندارد. بنابراين بايستى يك تقسيم‌بندى صحيحى انجام بگيرد بين تلاش‌ها و فعاليت‌هايي كه بايد بشود، و بين اين مسيرى كه ما تا آن اهداف داريم، تا در هر برهه‌اى از زمان، به تناسب امكان آن برهه، پيشرفت كرده باشيم. به نظر من بايستى اين را يك جا بررسى كرد. اين كار هم برعهده‌ دولت است؛ اين را بررسى كنيد. اگر چنانچه شما ديديد كه ما در طول مثلاً پنج سال به قدر متناسب، به آن هدف‌ها نزديك نشديم، اين را حاكى بگيريم از اينكه برنامه‌ پنج‌ساله‌ ما برنامه‌ كافى‌اى نبوده كه نتوانسته ما را به قدر پنج سال جلو بياورد. به نظر من كسانى را مأمور كنيد كه بنشينند عاقلانه و با تدبير و تدبر و با ملاحظه‌ واقعيت‌ها بررسى كنند، ببينند پيشرفت ما متناسب بوده يا نه. البته شايد در اينطور چيزها خيلى دقيق نشود محاسبه كرد، اما اجمالاً مي‌شود فهميد كه ما پيشرفت كرده‌ايم يا نه. يكى از چيزهاى ديگرى كه در مورد جهتگيرى‌ها مهم است، همين مسئله‌ دهه‌ پيشرفت و عدالت است كه ما گفتيم اين دهه، دهه‌ پيشرفت و عدالت باشد. خب، تلقى به قبول شد و دستگاه‌هاى گوناگون كشور گفتند بله، اين دهه را دهه‌ پيشرفت و عدالت قرار بدهيم. از اين دهه هم تقريباً دو سالش سپرى شده. البته انسان مصاديق پيشرفت را در همين كارهاى گوناگون ملاحظه مي‌كند؛ همين گزارش‌هايي كه دادند، گزارش‌هاى خوبى است؛ نشان‌دهنده‌ پيشرفت‌هايي در بخش‌هاى مختلف است؛ ليكن عدالت چه جورى تأمين مي‌شود؟ يعنى واقعاً يك مقياسى لازم است، يك معيارى لازم است براى اينكه ببينيم عدالت در بخش‌هاى مختلف - بخش‌هاى فرهنگى، بخش‌هاى آموزشى، بخش‌هاى اقتصادى - مراعات شده يا نه؟ فرض كنيد در بخش آموزش و پرورش يا در بخش آموزش و عالى، معيار عدالت چيست؟ چگونه عدالت تأمين مي‌شود؟ اين بايد مشخص شود تا بتوانيم آن معيار را در برنامه‌ريزى‌ها داخل كنيم و در مقام عمل و در مقام اجرا، به آن عدالت مورد نظر برسيم. تا ندانيم، تعريف نكنيم، نمي‌شود. بنابراين تعيين كردن شاخص و معيار براى عدالت در بخش‌هاى مختلف، خودش يك چيز مهمى است. فرض كنيد در صرف بودجه‌هاى گوناگون - كه حالا در بخش فرهنگ من اشاره مي‌كنم - رعايت عدالت به چيست؟ چگونه مي‌شود انسان خاطرجمع شود كه در صرف اين بودجه‌ها رعايت عدالت شد يا نشد؟ اينها معيار و شاخص لازم دارد. يكى از چيزهاى ديگرى كه باز در اين جهتگيرى‌ها لازم است، برنامه‌هاى پنج‌ساله است؛ كه حالا اين برنامه‌ پنجم در دست ملاحظه و بررسى مجلس است و اميدواريم كه همكارى واقعى بين دولت و مجلس انجام بگيرد. اگر چنانچه فرض كنيم كه دولت يك چيزى را تهيه كرده و بر همان اساس هم پافشارى دارد، مجلس هم تغييرات اساسى‌اى روى اين بدهد، انسجام برنامه به هم مي‌خورد. يا اگر فرض كنيم كه تغييراتى در برنامه‌ پنجم صورت بگيرد كه اين تغييرات ناشى از نگاه يكپارچه و نگاه كلان به كشور نباشد، بلكه ناشى از نگاه به يك بخش يا نگاه به يك منطقه باشد، باز هم انسجام برنامه به هم مي‌خورد. انسان وقتى بخشى يا منطقه‌اى نگاه كند، يك چيزهايي به نظر او بزرگ و درشت مي‌نمايد.واقعاً هم همين جور است، نياز هم واقعى است؛ اما وقتى كه انسان با نظر مجموعى نگاه مي‌كند، همان نيازى كه در جاى خود درشت هم هست، مى‌بينيم رنگ مي‌بازد و كوچك مي‌شود؛ چون در مقايسه‌ با بقيه‌ كارهايي كه بايد انجام بگيرد و امكانات محدودى كه هست، طبعاً اين نياز نمي‌تواند اولويت داشته باشد. بايد اينجورى به برنامه نگاه كرد. نبايد نگاه بخشى يا نگاه موضعى و محلى و منطقه‌اى بر برنامه حاكم باشد. حالا اين از آن طرف بود؛ از اين طرف هم آن چيزى را كه دولت تهيه كرده و داده، قابل تغيير و نقد بداند. بايد جورى بشود كه هم مجلس، هم دولت از جايگاهى كه خودشان را در آن قرار داده‌اند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حركت كنند كه به هم برسند تا برنامه، برنامه‌ منسجمى از آب در بيايد كه مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود. در زمينه‌ مسائل اقتصادى هم كارهاى خوبى انجام گرفته، كه آقاى رئيس‌جمهور هم در گزارش خود به آن اشاره كردند. خوب است كه اين گزارش را در معرض اطلاع عموم بگذاريد؛ يعنى چيزى باشد كه همه اين گزارش دولت را در زمينه‌ كارهايي كه انجام گرفته، بشنوند. آنچه من رويش تكيه مي‌كنم، همين طرح تحول اقتصادى است كه در دولت نهم مطرح شد. خب، الان هدفمند كردن يارانه‌ها كه يك بخشى از آن طرح تحول بود، مورد بحث و بررسى و نزديك به اجراست؛ همه هم متفق‌القولند - اگرچه حالا در كيفيت اجرا ممكن است اختلاف نظرهايي باشد - ليكن بخش‌هاى ديگر طرح تحول اقتصادى كه درباره‌ نظام‌هاى پولى و بازرگانى و گمركى و امثال اينها بود، نبايد مغفولٌ‌عنه قرار بگيرد؛ آنها هم بايستى حتماً دنبال شود. طرح تحول اقتصادى، كار مهم و بزرگى بود. ما توصيه مي‌كنيم؛ از جمله‌ چيزهايي كه از بين راه برنگرديد، همين طرح تحول اقتصادى است؛ آن را واقعاً دنبال كنيد. يك چيز ديگرى كه ما در زمينه‌ اقتصادى حتماً رويش تكيه مي‌كنيم، مسئله‌ توجه به شاخص‌هاى كلان اقتصادى است. البته در گزارش آقاى رئيس‌جمهور نكاتى در اين زمينه بود، ليكن ما هم تأكيد‌ مي‌كنيم. روى مسئله‌ نرخ رشد واقعاً كار بشود. آن چيزى كه به عنوان نرخ رشد در برنامه يا در چشم‌انداز ديده شده، با آنچه در واقعيت اتفاق افتاده، خيلى فاصله دارد. البته از عوامل ركود اقتصادى جهانى و مشكلات اقتصادى جهانى غافل نيستيم - اينها مسلّماً تأثير دارد - ليكن بالاخره بايد تلاش كرد تا به آن چيزى كه به عنوان شاخص معين شده و ذكر شده، نزديك شويم. مسئله‌ سرمايه‌گذارى‌هاى داخلى و خارجى هم همين طور. آمارهايي كه مي‌دهند، آمارهاى خوب و اميدواركننده‌اى است. به هر حال مسئله‌ سرمايه‌گذارى خيلى اهميت دارد. آينده، وابسته به سرمايه‌گذارى در بخش‌هاى مختلف است؛ چه در بخش انرژى، چه در بخش‌هاى ديگر. در بخش‌هاى گوناگون، سرمايه‌گذارى لازم است. مسئله‌ اشتغال هم مسئله‌ مهمى است. طرح‌هايي كه از چند سال پيش به اين طرف براى اشتغال پيش‌بينى شده، آنچنان كه انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا كارهايي انجام گرفت و خوب بود، بد نيست؛ ليكن ما را مستغنى نمي‌كند از اينكه نسبت به مسئله‌ اشتغال يك اهتمام ويژه‌اى داشته باشيم. مسئله‌ ارتقاى بهره‌ورى هم همين طور. باز از جمله‌ چيزهايي كه ما در باب مسائل اقتصادى رويش تكيه مي‌كنيم و به عنوان توصيه‌ جزمى مطرح مي‌كنيم، مسئله‌ سياست‌هاى اصل 44 است. خيلى بايستى به اين سياست‌ها اهتمام ورزيد. خب، حالا در مقايسه‌ خصوصى‌سازى در سال‌هاى طولانى گذشته با اين چند سال، آمارى ذكر مي‌شود؛ اين آمار، آمار درستى است؛ منتها آن زمان سياست‌هاى اصل 44 ابلاغ نشده بود. يعنى آن زمانى كه اصلاً بحث سياست‌هاى اصل 44 نبود، آن وقت را نبايد ملاحظه كرد؛ بعد كه آن سياست‌ها ابلاغ شد، اصلاً وضع مسئله‌ اقتصاد عوض شد؛ در واقع حركت جديدى در اقتصاد كشور آغاز شد. بنابراين مقايسه‌ با قبل از آن دوران، مقايسه‌ تعيين‌كننده‌اى نيست. در همين دوران، ما بايستى ببينيم در باب اصل 44 چه كار كرديم؛ اين مهم است. ببينيد، روح اصل 44 هم اين بود كه ما بتوانيم اولاً سرمايه‌هاى مردم و بعد مديريت مردم را وارد عرصه‌ اقتصاد كنيم. بايد سرمايه‌هاى مردم و مديريت مردم - بخش خصوصى - وارد عرصه‌ اقتصاد بشود؛ والّا اگر مديريت‌ها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد. البته در همان محدوده‌اى كه اين سياست‌ها اجازه مي‌دهند و با همان رعايت‌هايي كه در قانون پيش‌بينى شده - كه قانون هم قانون دقيقى است، قانون خوبى است - اين را بايد رعايت كنيد. البته در برخى از سرمايه‌گذارى‌ها بخش خصوصى ناتوان است؛ يعنى واقعاً توانايي سرمايه‌گذارى ندارد. خب، علاجش چيست؟ اگر بخش خصوصى همين طور ناتوان بماند، هيچ گرهى باز نخواهد شد؛ بايد سياست‌ها برود به اين سمت كه شما بخش خصوصى را قادر كنيد بر اينكه بتواند زير بار برخى از سرمايه‌گذارى‌هاى بزرگ برود. اين هم مي‌شود يكى از سياست‌ها. البته دولت وقتى كه شانه‌ خودش را از فعاليت‌هاى اقتصادى خالى مي‌كند، معنايش اين نيست كه از اقتصاد كناره مي‌گيرد؛ نه، سياستگذارى‌ها باز هم در اختيار دولت است، دست دولت است؛ يعنى بايستى سياست را دولت بگذارد، بايستى نظارت را دولت بكند. در آن سال‌هاى دهه‌ 60 كه آقايان همين طور به سمت روزبه‌روز غليظ‌تر كردن اقتصاد دولتى مي‌رفتند، من مثال مي‌زدم و مي‌گفتم فرض كنيد يك موتورى است كه مي‌تواند اين بار سنگين را برساند و شما هم در كنار موتور راه مي‌رويد، يا خودتان پشت فرمان مى‌نشينيد و هدايتش مي‌كنيد. شما اين موتور را كنار گذاشتيد و همه‌ بارى را كه توى اين وانت است، خودتان روى دوش گرفتيد، هن و هن داريد جلو مي‌رويد؛ هم نمي‌رسيد، هم خسته مي‌شويد، هم همه‌ بار حمل نمي‌شود، هم اين موتور اينجا بيكار مي‌ماند. اين موتور، بخش خصوصى است. اين را آن زمان به آنها مي‌گفتيم، اثر هم نمي‌كرد. امام هم هرچه مي‌گفتند به مردم بدهيد، اينها مي‌گفتند مراد از مردم، بخش خصوصى نيست - مراد نظر امام را توجيه مي‌كردند! - مردم يعنى توده‌ مردم. به توده‌ مردم چه جورى مي‌شود كمك كرد؟ دولت اقتصاد را در دست بگيرد، به توده‌ مردم كمك كند. فرمايش امام را اينجورى معنا مي‌كردند! خوب، اين توجيه، غلط بود. الان فضا، فضاى ديگرى است. همان كسانى كه آن زمان آنجور حرف مي‌زدند، حالا صد و هشتاد درجه برگشته‌اند؛ يعنى باز هم در حد تعادل قرار ندارند، خط وسط نيستند. آن افراط بود، اين طرف هم همان‌ها دارند تفريط مي‌كنند. بالاخره يك خط متعادلى وجود دارد. خط متعادل همين است: سرمايه‌ مردم و مديريت مردم اقتصاد را بر دوش بگيرد و كنترل و هدايت به عهده‌ دولت باشد. اگر چنانچه ان‌شاءاللَّه اين كار به خوبى انجام بگيرد - كه البته در كوتاه‌مدت هم انجام نمي‌گيرد؛ اين جزو كارهاى ميان‌مدت و بلندمدت است و زحمت هم دارد - واقعاً يك فرجى براى اقتصاد كشور خواهد شد. البته بحث مبارزه با قاچاق و مبارزه با مفاسد اقتصادى و اينها هم ديگر بحث‌هاى طولانى است؛ همه‌ اينها هر كدام به نحوى با مسائل اقتصادى ارتباط پيدا مي‌كند؛ كه چون در اين زمينه‌ها زياد گفتيم، نمي‌خواهيم مطالبى عرض كنيم. سرفصل ديگرى كه ما مي‌خواهيم چند تا توصيه عرض كنيم، مسئله‌ مديريت‌هاى كشور است. يكى از مديريت‌هاى مهم، همين وزيران است. وزيران جاى بسيار مهمى است. ما معتقديم كه وزيران نقش خيلى سنگينى دارد. تصميم‌گيرى در وزيران، يك تكليف قانونى را بر عهده‌ همه مي‌گذارد؛ بر عهده‌ مسئولان و بر عهده‌ مردم. مصوبه‌هاى وزيران يك چنين اهميتى دارد. در كارهاى اجرايي هم كه در واقع دولت همه‌كاره است. چند تا مسئله‌ اساسى در اينجا هست. يكى اينكه وزيران بايستى به هم‌افزايي دستگاه‌ها كمك كند؛ يعنى اگر چنانچه بين دستگاه‌ها تعارضى وجود دارد - كه معمولاً وجود دارد؛ معمولاً دستگاه‌هاى مختلف به طور طبيعى اصطكاك‌ها و تعارض‌هايي با هم دارند؛ مخصوص اينجا هم نيست، همه جا همين‌جور است؛ طبيعت كار اين است - وزيران بايستى اين اصطكاك‌ها را به حداقل برساند و اگر بتواند، برطرف كند. يكى از مسائل مهم اين است. من هميشه مثال مي‌زنم و مي‌گويم اينجا يك چهارراه كه نه، چندين راه است، كه رئيس‌جمهور هم مثل پليس راهنمايي است - كه در واقع در مقام رياست وزيران، راهنمايي مي‌كند - اين را متوقف مي‌كند، آن را راه مى‌اندازد؛ يعنى هدايت مي‌كند كه اينها هم‌افزايي كنند، با يكديگر اصطكاك نداشته باشند. يكى از نقش‌هاى وزيران اين است. برخى اوقات اين اصطكاك‌ها و تعارض‌هايي كه در عمل و اجرا وجود دارد، در تبليغات هم منعكس مي‌شود؛ اين ديگر مي‌شود چند برابر؛ در واقع بدى مضاعف مي‌شود. يك دستگاهى مثلاً فرض كنيد درباره‌ يك شيئي، يك پديده‌اى حرفى مي‌زند، يك خبرى مي‌دهد، يك اظهارنظرى مي‌كند، از آن طرف يك دستگاه ديگر مى‌آيد عكس آن را مي‌گويد! مردم متحير مي‌مانند؛ يعنى واقعاً نمي‌فهمند كه اين درست است يا آن درست است. اين مسئله به زندگى مردم هم ارتباط پيدا مي‌كند؛ يعنى اينجور هم نيست كه خارج از زندگى مردم باشد؛ نه، درست مسائل مربوط به متن زندگى مردم است. يكى يك آمارى مي‌دهد، ديگرى يك آمارى؛ اينها نبايستى اتفاق بيفتد. همه‌ دولت‌ها گرفتار يك چنين چيزهايي بودند. در نقش دادن به وزيران و بارور كردن اين مجموعه‌اى كه دور هم مى‌نشينند و وقت گرانقيمتى را مصرف مي‌كنند، بكوشيد و هرچه ممكن است، آن اصطكاك‌ها را باز هم كم كنيد. مسئله‌ ديگرى كه باز در امر وزيران مهم است، نقش وزراست. بالاخره اينجا مسئوليت مشترك است. شما وقتى مى‌نشينيد آنجا، مسئوليت مشترك داريد. اينجور نيست كه يك نفر مثلاً بگويد آقا من دخالتى ندارم، مسئوليتى ندارم؛ نخير، وقتى كه در اين مجموعه تصميم‌گيرى مي‌شود، آقايان و خانم‌هايي كه در آنجا حضور دارند، همه مسئولند؛ آنهايي كه صاحب رأى هستند، همه‌شان مسئولند. حالا كه مسئول هستيد، پس بايستى در پرورش دادن و تصحيح و تكميل آن مصوبه نقش ايفا كنيد. اينجور نباشد كه در جلسه‌ وزيران مثلاً يك آقايي مشغول كارتابل خودش باشد، يا بدون ملاحظه‌ موضوعى كه مثلاً در آنجا مطرح است، وارد جلسه شود؛ نه، مسئله‌اى كه بناست مطرح شود، شما آنجا رأى داريد؛ بايستى در تصميم‌گيرى تأثير بگذاريد و چون قانوناً مؤثر هستيد، بنابراين بايد روى مسئله فكر كنيد، مطالعه كنيد و عقبه‌ كارشناسى دستگاه و وزارت خودتان را به كمك اين چيزى كه مي‌خواهيد به عنوان مصوبه توى دولت در بيايد، بياوريد. البته وزرا اختياراتى دارند، بايد هم به آنها اعتماد كرد. بايد به كسانى كه در قوه‌ مجريه در رأس هستند - وزرا - اعتماد كنند و مسئوليت‌هاى وزرا را بايستى به رسميت بشناسند؛ جورى نباشد كه لوث بشود. يك مسئله‌ ديگر هم در مديريت‌هاى دولتى، كار موازى است. در دولت نبايد كارهاى موازى انجام بگيرد. كار موازى چند عيب دارد: اولاً هزينه‌ انسانى زيادى بيجا مصرف مي‌شود، ثانياً هزينه‌ مالى زيادى مصرف مي‌شود، ثالثاً تناقض در تصميم‌گيرى‌ها به وجود مى‌آيد - وقتى دو دستگاه مسئول يك كارى هستند، اين يك تصميم مي‌گيرد، آن هم يك تصميم ديگر مي‌گيرد - و رابعاً از همه بالاتر، مسئوليت لوث مي‌شود. فرض كنيد توى فلان مسئله‌ اقتصادى يا مسئله‌ فرهنگى يا مسئله‌ سياست خارجى يا هرچه، اگر چنانچه يك مشكلى پيش بيايد، مسئوليت لوث مي‌شود. وقتى كار موازى انجام گرفت، مسئوليت لوث مي‌شود. بين دولت - يعنى قوه‌ مجريه - و بعضى از دستگاه‌هاى بيرون از قوه‌ مجريه، يك جاهايي بعضى موازى‌كارى‌ها هست. همه‌ تلاشمان اين است كه بلكه اين موازى‌كارى‌ها را يك جورى حل كنيم، اصلاح كنيم، علاج كنيم. در داخل دولت، ديگر نبايستى از اين موازى‌كارى‌ها به وجود بيايد. حالا يك موارد خاصى هست؛ اما كلى‌اش اين است كه موازى‌كارى خوب نيست. يك جمله‌ ديگر هم در باب مديريت عرض بكنيم. خب، من گاهى اوقات گلايه‌هايي مي‌شنوم كه دوستان دولت از بعضى از دستگاه‌هاى ديگر دارند؛ خيلى اوقات هم حق با شماهاست؛ يعنى واقعاً همين جورى است كه گله كرديد از بعضى قواى ديگر، يا از دستگاه‌هايي مثل نيروهاى مسلح و امثال اينها؛ غالباً آدم مى‌بيند كه مسئولان اجرايي حق دارند و واقعاً حق به جانب اينهاست؛ چون من خودم هم توى دستگاه اجرايي بودم، با حجم كار و كيفيت كار آشنايم، بنابراين مى‌بينم واقعاً آن گلايه‌ها محقند؛ ليكن در عين حال كه ممكن است يك موارد بيشترى را شما محق باشيد، يك جاهايي هم ممكن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراين انتقادپذيرى را در خودتان نهادينه كنيد. بايد جورى باشد كه مسئولان دولتى انتقادپذيرى را در نفس خودشان پذيرا باشند. البته اين كار، سخت هم هست، اما بايد با سعه‌ صدر برخورد كرد، كه: «آله الرّياسه سعه الصّدر». البته رياست به معناى آن بالانشينى‌ها نيست. اگر بخواهيد مديريت كنيد، ناچاريد سعه‌ صدر داشته باشيد و يك چيزهايي را تحمل كنيد. يكى دو سال پيش كه همين مجموعه اينجا حضور داشتيد، من راجع به مسئله‌ فرهنگى از دستگاه دولتى يك گله‌اى كردم. حالا خوشبختانه انسان احساس مي‌كند كه در دولت به كار فرهنگى اهتمام ورزيده مي‌شود. بودجه‌هاى فرهنگى بزرگ و كلان و در واقع كارهاى گوناگون و تكرار مسائل فرهنگى و اينها خوب است؛ انسان اين اهتمام را مشاهده مي‌كند، خرسند مي‌شود؛ منتها اوائل امسال بود يا پارسال بود - يادم نيست - كه وقتى راجع به همين بودجه‌ فرهنگى صحبت شد، به آقاى رئيس‌جمهور گفتم كه من وقتى شنيدم شما اين رقم كلان سنگين فرهنگى را تصويب كرديد، از نحوه‌ مصرف و جذب آن نگران شدم؛ با اينكه قاعدتاً آدم بايد خوشحال بشود وقتى كه بودجه‌ فرهنگى زياد مي‌شود. مديران ما دوست دارند كه بودجه‌اى كه به آنها داده مي‌شود، جذب كنند؛ چون مي‌دانند كه اگر امسال جذب نكردند، سال ديگر خبرى نيست؛ بنابراين ناچارند جذب كنند. خوب، جذب بودجه‌ فرهنگى در جاى مناسب، خيلى كار سختى است؛ كار آسانى نيست. كار فرهنگى مثل ساخت‌وساز نيست كه آدم بگويد خيلى خب، اين زمين، اين هم مصالح، حالا برويد بسازيد.كار فرهنگى مصالحش خيلى سخت گير مى‌آيد؛ معمار و استادكارش خيلى دشوار به دست مى‌آيد. لذاست كه به نظر من توى كار فرهنگى يك مقدارى بايستى اهتمام ورزيد. اولاً ببينيم ما چه قلم از قلم‌هاى كار فرهنگى را اهميت مي‌دهيم. در بعضى از آن دوره‌هاى قبل - كه حالا نمي‌خواهيم خيلى مشخص كنيم و اسم بياوريم، ليكن چاره‌اى هم نيست؛ انسان براى مقايسه مجبور است بگويد – مي‌خواستند كار فرهنگى بكنند، گفتند بودجه‌ فرهنگى؛ بنا كردند كاروانسراهاى شاه عباسى بين راه را به عنوان كار فرهنگى، آباد كردن! بله، آباد كردن كاروانسراى شاه عباسى چيز خوبى است، اثر باستانى هم هست؛ اما آيا كار اولويت‌دار فرهنگى ما همين است؟ ما كه اينجور در مواجهه‌ با فشار عظيم تبليغات جهانى قرار داريم؛ سياست در خدمت فرهنگ است، اقتصاد در خدمت فرهنگ است، هنر در خدمت فرهنگ است، براى فشار آوردن به فرهنگ داخلى ملت ما. آنها مي‌دانند كه اگر فرهنگ را عوض كردند، ديگر مبارزه‌اى باقى نمي‌ماند. اگر مبارزه‌ با استكبار هست، اگر ميل به ايستادگى و مقابله‌ با دخالت اجنبى هست، به خاطر فرهنگ است. انسان يك فرهنگى دارد، همين فرهنگ را بيايند عوض كنند، همه چيز مي‌شود مال خودشان؛ بنابراين همه‌ فشار روى فرهنگ است. در مقابل اين حركت فرهنگى و اين تهاجم عظيم فرهنگى كه مي‌خواهند روح انقلاب را، روح استقلال را، روح دين را از ما بگيرند، اولويت فرهنگى ما اين است كه برويم حالا فرضاً كاروانسراى شاه عباسى را آباد كنيم؟! اين يعنى اشتباه كردن در تشخيص آن قلم كار فرهنگى؛ اين يك اشكال است. بنابراين در كار فرهنگى بايد دنبال چه باشيم؟ دنبال توليدات. در ديدارى كه هفته‌ گذشته با دانشجوها داشتيم - كه خوب، خوشبختانه تماس و ملاقات ما با دانشجوها كم نيست - من ديدم اين جوان‌هاى انقلابى، اين بچه‌هايي كه اميد فرداى ما هستند، از تشكل‌هاى مختلف و از خود نخبه‌ها - خارج از تشكل‌ها - روى توليد كالاى فرهنگى تكيه كردند؛ اينكه ما چقدر توليد كالاى فرهنگى مي‌كنيم و چقدر بايد بكنيم. خب، يك كار مفصلى هم اينجا كرديد، كه حالا ممكن است من بعدها به طور خصوصى هم مواردش را تذكر بدهم. نكته‌ دوم در اين زمينه اين است: حالا بعد از آنكه مصرف فرهنگى را پيدا كرديم، قلمى كه بايد اين بودجه صرف آن بشود، پيدا كرديم، برويم سراغ محتوايش. بالاخره مي‌خواهيم فيلم بسازيم. مثلاً مي‌خواهيم ده تا فيلم انقلابى بسازيم؛ ده تا فيلمى كه حامل ارزش‌ها باشد. يا مي‌خواهيم فلان تعداد كتاب منتشر كنيم؛ محتواهايش چه باشد، چه جورى باشد، با چه قوتى، با چه استحكامى، با چقدر مايه‌ علمى و هنرى كه در آنجا به كار برده مي‌شود؟ اينها خيلى كارهاى سخت و ظريفى است. در زمينه‌هاى فرهنگى، دنبال كارهاى تشريفاتى و ويترينى نباشيد. نمايش دادن كار فرهنگى، نه اينكه فايده‌اى ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمينه‌ فرهنگ بايد دنبال كارهاى محتوايي و اصيل و واقعى رفت، كه امروز نياز عمده‌ كشور هم اين است. من يك جمله هم اينجا يادداشت كردم به مناسبت بيانات آقاى رئيس‌جمهور كه گفتند ما آقاى وزير خارجه را نمى‌بينيم، چون اغلب در سفرند. خب، اين تحرك فراوان خارجى و رفت‌و‌آمدها و اينها انصافاً خيلى جاى تشكر هم دارد؛ منتها يك نكته‌اى در اينجا وجود دارد و آن اين است كه ديپلماسى فقط تحرك و رفتن و نشستن و ملاقات كردن نيست؛ اينها كالبد ديپلماسى است، اينها آن جسم ديپلماسى است - كه البته خيلى هم مهم است - جسم، يك روحى دارد؛ اين را بايستى در دستگاه ديپلماسى تقويت كرد. البته آقايان انصافاً دارند زحمت مي‌كشند؛ نبايد ناسپاسى كرد از زحماتى كه دارند مي‌كشند؛ ليكن خواستم در اين خصوص تذكر بدهم. فرض كنيد ما يك اجلاسى داريم، يك جلسه‌اى داريم؛ خب، توى اين جلسه چى در مى‌آيد؟ يك جاهايي خيلى خوب است؛ مثل همين اجلاس ان. پى. تى كه در نيويورك برگزار شد؛ خب، جزو كارهاى جالب و برجسته‌اى بود كه انجام گرفت؛ يا بعضى از كارهاى ديگرى كه من در جريان قرار مي‌گيرم - بعضى از ملاقات‌ها، بعضى از مذاكره‌ها، بعضى از نشست‌ها - انسان وقتى محتواهايش را نگاه مي‌كند، مى‌بيند محتواهاى خوبى است، يعنى پيداست كه كار انجام گرفته؛ ليكن بعضى‌ها هم احتياج دارد به تأمل، احتياج دارد به دقت و بررسى. در كار ديپلماسى، اين تحرك‌ها را بايستى در يك جهت صحيح و با يك محتواى كامل قرار داد. همه‌ كارهاى ديپلماتيك بايد در وزارت خارجه متمركز شود؛ يعنى بايد اينها از طرف وزارت خارجه هدايت شود. و در مذاكره اقتصادى با كشورها هم، به نظر ما آن بخشى كه در وزارت خارجه مسئوليت مسائل اقتصادى را دارد، محل تمركز اين رفت و آمدها و تحركات است. خداوند ان‌شاءاللَّه به همه‌ ما توفيق بدهد كه بتوانيم كارهايي را كه از ما انتظار هست و خداى متعال از ما سؤال مي‌كند، انجام دهيم. در دعاى شريف مكارم‌الاخلاق هست كه: «و استعملنى لما تسئلنى غدا عنه»؛ يعنى پروردگارا ! مرا به كار بگير، در آن امورى كه فرداى قيامت از من درباره‌ آن امور سؤال خواهى كرد. يك چيزهايي را از ما سؤال خواهند كرد؛ بايد نسبت به آن توفيق پيدا كنيم. خداوند ان‌شاءاللَّه كمك كند و توفيق بدهد كه در اين جهت حركت كنيم و وظايفمان را انجام دهيم. خداوند ان‌شاءاللَّه به شماها اجر بدهد و روزبه‌روز فضاى كار و محبت و تلاش و مجاهدت و روحيه‌ انقلابى را در كشور ما افزايش بدهد. والسّلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته‌
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار