*شکایت از جانی چشمآبی
اواخر سال 87 پرونده تعدادی از شاکیان که زنان جوان و دختران کم سن و سال بودند برای رسیدگی به پلیس آگاهی ورامین فرستاده شد.
در تحقیقات از شاکیان مشخص شد جوان شیطانصفتی که «چشمان آبی» و «موهای سفیدی» دارد با ترساندن طعمههایش آنها را به یک باغ متروکه در یکی از مناطق ورامین کشانده و به زور مورد آزار و اذیت قرار داده است. سرانجام پس از انجام چهرهنگاری رایانهای از متهم عصر دوشنبه ششم مهر 88 در حالی که متهم برای شناخته نشدن تغییر چهره داده بود در یکی از آرایشگاههای ورامین به دام افتاد.
«امیر» 25 ساله پس از دستگیری برای تحقیقات به پلیس آگاهی ورامین منتقل شد. وی در حالی که جرائم سیاه خود را منکر میشد وقتی پی برد پلیس به سوابق متعددش پی برده است و از طرفی تمام قربانیان جنایت سیاه او، وی را شناسایی کردهاند به جرائم ارتکابی خود اعتراف کرد. متهم انگیزه خود را از ارتکاب جنایات سیاه، مورد آزار و اذیت قرار گرفتن در دوران کودکی اعلام کرد. از آنجایی که احتمال محدودیت دامنه جرائم ارتکابی «امیر» بسیار بالا بود، قاضی کوهپایه، بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب ورامین دستور چاپ عکس بدون پوشش متهم را در جراید صادر کرد.
با چاپ عکس متهم 16 دختر و زن جوان شکایت خود را از این جانی سیاه اعلام کردند و این در حالی بود که چند نفر از قربانیان به خاطر حفظ آبرویشان از اعلام شکایت خودداری کردند.
سرانجام با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
*جلسه محاکمه
21 آذرماه سال گذشته رسیدگی ویژه به این پرونده سیاه به قاضی حسن تردست رئیس شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران سپرده شد.
در آغاز محاکمه ابتدا «محمد عطار» نماینده دادستان به خواندن کیفرخواست پرداخت و گفت:« امیر 25 ساله دارای چندین فقره سابقه کیفری متهم به آزار و اذیت 16 زن و دختر بچه، آدمربایی و ضرب و جرح شاکیهاست.»
وی ادامه داد:« در حالی که متهم منکر جرائم سیاه خود بود قربانیان متهم را از بین 30 متهم دیگر که مرتکب جرائم گوناگون بودند شناسایی کردند.»
*شکایت قربانیان در دادگاه
نازنین 12 ساله که به شدت متأثر بود، خطاب به هیأت قضایی شعبه 74 دادگاه کیفری گفت:« ساعت 9 صبح روز حادثه هنگامی که برای رفتن به کلاس زبان انگلیسی در حوالی روغنکشی ورامین بودم متهم به سراغم آمد با تهدید چاقو مرا به باغی کشاند و مورد آزار و اذیت قرار داد.»
دومین شاکی پدر دختر 10 سالهای به نام «سیما» بود:« در حال آبیاری باغچه بودم که صدای فریاد دخترم را شنیدم وقتی بیرون آمدم دیدم این جانی شیطان صفت قصد دارد دخترم را به پارکینگ ساختمان ببرد که با دیدن من گریخت.»
سومین شاکی«الهه» 32 ساله نیز اعلام کرد:« آن روز متهم وارد مطب پزشکی که کار میکردم شد. قصد داشت با تهدید چاقو مرا مورد آزار و اذیت قرار دهد اما وقتی با مقاومت من مواجه شد قصد سرقت گردنبندم را داشت که موفق شد.»
در ادامه دختر هشت سالهای به نام پگاه در بیان شکایت خود اعلام کرد:« آن روز در حال رفتن به خانه بودم که «امیر» به بهانه پرسیدن آدرس به سراغم آمد و بعد هم مرا باتهدید چاقو به باغی کشاند و مورد آزار و اذیت قرار داد.»
شاکی بعدی دختر 9 سالهای به نام «هدیه» بود که او نیز اقدام جنایتکارانه جانی «مویخی» را تشریح کرد. پس از او پدر یک دختر دیگر شکایت خود را اعلام کرد. آخرین قربانی نیز زن 20 سالهای به نام «لیلا» بود که در شکایت خود اعلام کرد:« آن روز به اتفاق دختر کوچکم تنها در خانه بودیم که «امیر» به بهانه اینکه مأمور اداره برق است زنگ خانه را به صدا درآورد و من در را به سوی او گشودم و بعد او دخترم را به گروگان گرفت و گفت اگر جان دخترم را دوست دارم باید به خواسته او تن بدهم و بعد از رسیدن به مقصود شومش از محل گریخت.» سرانجام در جلسه بعدی محاکمه که 28 آذرماه 88 برگزار شد سایر شاکیان نیز به تشریح چگونگی آزار و اذیت خود از سوی متهم پرداختند.
و این در حالی بود که «امیر» با وجود همه مدارک و شواهد مدعی شد که هیچ یک از شاکیان را نمیشناسد و آنها سعی در فریب دادگاه دارند، همچنین متهم درباره اعترافات خود مدعی شد که همه بر اثر فشار و شکنجه بوده است.
* حکم سنگین برای جانی «مویخی»
سرانجام پس از شور هیأت قضایی شعبه 74 دادگاه کیفری آنها به اتفاق آرا متهم را به دوبار اعدام، 173 ضربه شلاق و 25 سال زندان محکوم کردند، اما از آنجایی که جانی «چشم آبی» و وکلیش به حکم صادره معترض بودند، پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد و هیئت قضایی شعبه هفتم دیوان عالی کشور رأی صادره را تأیید و قابل اجرا دانستند.
* اجرای حکم
سرانجام پس از گذشت چند ماه بالاخره حکم صادره سحرگاه روز پنجشنبه به مرحله اجرا درآمد و پس از خوانده شدن حکم ابتدا امیر 173 ضربه شلاق خورد. سپس به دار مجازات آویخته شد تا شاید درس عبرتی برای همه جانیان سیاه باشد.