
سخنان اخیر هیلاری کلینتون در شورای روابط خارجی امریکا اگرچه به نوعی تأکید بر مواضع قبلی امریکا در حمایت از فتنهگران داخلی بود، اما پس از این دیگر تردیدی نباید کرد که تقلای فتنهگران داخلی در تداوم و دامن زدن به آشوبها و اصرار در اعلام «حیات» از کجا ریشه میگیرد. کلینتون در این سخنان، با تکرار ادعای سران داخلی فتنه مبنی بر انحراف انقلاب اسلامی(؟!) از مسیر خود یادآور میشود که کشورش تلاش میکند از نیروهای دموکراتیک در ایران حمایت کند، اما به شیوهای که این نیروها را تضعیف نکند یا آنها در معرض خطر قرار نگیرند. کلینتون در همین سخنان به یکی از روشهای اصلی حمایت از فتنهگران داخلی اشاره کرده و میگوید: سیاست ما حمایت از آزادی و حقوق بشر در داخل ایران است. در همین زمینه به اظهارنظر علنی پرداختیم، همچنین در این باره تلاش کردیم تا ایرانیها را به وسایل ویژه، وسایل فناوری که برای ارتباط با یکدیگر و اعلام نظرات خود نیازمند آن هستند، مجهز کنیم.
در زمینه تحرکات نظام سلطه در حوزه مجازی برای کمک به فتنه سبز، کارکرد شبکههای ماهوارهای و اینترنتی در دامن زدن به آشوبها منجر به این شد که همان روزهای اوج آشوبها در سال گذشته، کلینتون با نامگذاری «فتنه سبز» به انقلاب توئیتر از برنامهها و کمکهای امریکا برای حمایت از آشوبها پرده برداشت و پس از آن کنگره امریکا با تصویب بودجه 55 میلیون دلاری برای پنتاگون، عملاً مدیریت صحنه جنگ نرم علیه ایران را به وزارت جنگ امریکا سپرد. براساس مصوبه کنگره، بخشی از این بودجه(15 میلیون دلار) برای گسترش ارسال برنامههای فارسی زبان و بخشی دیگر ایجاد برنامههای تلویزیونی فارسی زبان اینترنت محور از جمله یک کانال خبری فارسی زبان اینترنت محور، علاوه بر شبکههای موجود نظیر VOA، رادیو فردا، توئیتر و فیسبوک و دیگر شبکههای موجود بود.
با فروکش کردن دامنههای آشوب که مهمترین دلیل آن آگاهی مردم از نقشآفرینی بیگانگان و رسانههای مربوط به آنها در جنگ نرم دشمن علیه انقلاب اسلامی بود، اقبال به سمت رسانههای بیگانه و بهویژه شبکههای ماهوارهای و اینترنتی آنها به شدت کاهش یافت و بر این اساس فاز دوم تحرکات نظام سلطه و سران داخلی برای ایجاد تحرک در حوزه اجتماعی با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و متناسب با بودجه پنتاگون آغاز که شاخصه آن تحرکات جدید در عرصه شبکههای رایانهای و راهاندازی دو شبکه جدید ماهوارهای بود که این بار برخلاف BBC و VOA دیگر نام لاتین نداشته بلکه عناوین فارسی نظیر «رسا» یا «ایرانندا» را برای خود برگزیدهاند.
جالب این است که در این طراحی جدید، تلاش شده است با انتخاب عناصر محوری از طیفهای مختلف مربوط به «جنبش سبز» تمام ظرفیتها و مخاطبان احتمالی موردنظر باشند. شبکه ایران ندا با محوریت عناصر لائیک و ضدانقلاب در کالیفرنیا به ثبت رسیده و کسانی چون رضا علامهزاده، مهرانگیز کار، کاظم علمداری، داریوش آشوری، رامین جهانبگلو و شهرنوش پارسیپور و... را در فهرست خود دارد که با بدنامترین محافل صهیونیستی و نومحافظهکار در امریکا و انگلیس در ارتباطند. اعضا و مؤسس این شبکه اولین جلسه خود را هفته گذشته در دانشگاه امنیتی سواز لندن برگزار کردند.
شبکه رسا نیز که از سوی عوامل سایتهای «کلمه، سحام نیوز، جرس و امروز» در خارج از کشور ثبت و راهاندازی شده است مرتبط با سران داخلی فتنه است که البته به صورت زودهنگام شبکه اینترنتی خود را در 15 مرداد و شبکه تلویزیونی خود را در شش شهریور راهاندازی و لجنپراکنی خود علیه انقلاب و نظام را آغاز کرده است. آنچه در ورای راهاندازی این شبکهها قابل توجه و در راستای راهبرد جنگ روانی کاخ سفید است، خبرسازی سران و عوامل داخلی برای این شبکهها و دیگر شبکههای بیگانه است. کمترین تردیدی نیست که نامه هتاکانه سیدعلی محمد دستغیب به اعضای مجلس خبرگان در آستانه برگزاری جلسه این مجلس، مصاحبه فائزه هاشمی با ماهنامه فارینپالیسی و... حلقههایی از این دور جدید جنگ نرم است.
تردیدی نیست که دور جدید فشارهای نظام سلطه و افزایش تحریمها تنها به اتکای حمایت و همراهی بازیگران داخلی صورت میگیرد. تصور آنها این است که اگر در آشوبهای داخلی توفیق نداشتند در یک هماهنگی رسانهای و افزایش تحریم اقتصادی و فشارها خواهند توانست نظام را به زانو درآورند.
اما شاید روشنترین پاسخ را در این جنگ جدید سایبری، نشریه فارینپالیسی به کلینتون و موسوی و کروبی و دستغیب و فائزه هاشمی و... داده باشد آنگاه که در شماره اخیر خود با اشاره به تلاشهای امریکا برای ایجاد جنگ سایبری علیه ایران، آن را شبیه داستانهای تخیلی هالیوود دانسته و تأکید میکند: نمیتوان با چنین راههایی بر ایران غلبه کرد، نگاه دقیقتر به چنین برنامهای نشان میدهد که این طرح تنها یک سر و صدای تبلیغاتی است. این اقدامات سایبری حتی از معجزههای بابانوئل هم باورنکردنیتر است.