
سرانجام عملیات سوختگذاری نیروگاه هستهای بوشهر با حضور دکتر علی صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان و سرگئی کرینکو، رئیس روساتم آغاز شد و این نیروگاه به مرحله راهاندازی فیزیکی رسید. بدین ترتیب جمهوری اسلامی ایران بهرغم همه فشارها و تهدیدات و با تکیه بر هوشیاری و ایستادگی به این خواسته ملی دست یافت و ایران اسلامی اولین کشور خاورمیانهای است که دارای نیروگاه هستهای میشود.
این نیروگاه 1000 مگاواتی آب سبک که ساخت آن به 36 سال قبل یعنی سال 1974 برمیگردد و قرار بود توسط یک شرکت آلمانی ساخته شود، با پیروزی انقلاب اسلامی نیمهکاره رها و با بمباران نیروهای صدام در جنگ نیابتی غرب و متحدان منطقهای آنها ویران شد. از آنجا که آلمانها دیگر حاضر به ادامه همکاری و انجام تعهداتشان نبودند، این پروژه از سال 1992 به شرکت روسی اتماستروی اکسپورت سپرده شد تا با آواربرداری و آمادهسازی مکان احداث از سال 1992 تا سال 1995 ساخت آن انجام پذیرد.اما با چند مرحله تعویق که بخشی از آن متأثر از فشار سنگین غرب و صدور قطعنامههای پیاپی و بخشی نیز تأثیرپذیری روسها از فضای بینالمللی و سودجویی آنان بود، این پروژه به اوت 2010 کشیده شد ولی در نهایت به بهرهبرداری رسید این پدیده تاریخی در شرایط فعلی چند پیام روشن دارد:
1- راهاندازی نیروگاه بوشهر در شرایطی که امریکا و اروپا تلاش کردند با اجرای تحریمهای فراتر از قطعنامه 1929، سایر دولتها را متقاعد به قطع همکاری با جمهور اسلامی نمایند، نشاندهنده شکست و ناکامی آنها و بیتأثیر بودن تهدید و تحریم آنها بر روند توسعه و پیشرفت جمهوری اسلامی و همکاری و تعامل سایر دولتها با جمهوری اسلامی ایران است.
2- دستیابی به این مرحله که به پشتوانه حمایت و همراهی مردم با حاکمیت و دولت جمهوری اسلامی صورت گرفته، حاکی از این است که هیچ نیرو و اراده خارجی نمیتواند ایستادگی و مقاومت مردم مسلمان و شریف ایران را بشکند و بر اراده ملی ایرانیان فائق آید.
3- اقدام روسیه به انجام تعهد خویش برای راهاندازی نیروگاه، بهرغم مشارکت این کشور در صدور قطعنامه شورای امنیت علیه فعالیتهای هستهای کشورمان، نهتنها موجب اختلاف در گروه وین و گروه 1+5 میشود، بلکه بیاعتباری تهدیدها و تحریمهای متکی به قطعنامههای سیاسی و ترجیح منافع و حیثیت ملی کشورها از سوی دولتمردان و کارگزاران آنها را میرساند که میتواند در موضوعات و عرصههای دیگر هم تکرار شود.
4- با استقرار سوخت در قلب رآکتور اتمی بوشهر هم قوانین جهانی اجازه تجاوز و حمله نظامی به این تأسیسات را نمیدهد و هم ابعاد فاجعهبار هرگونه حمله نظامی علیه این تأسیسات، مصونیت بهوجود میآورد که البته با تقویت سیستمهای دفاعی و افزایش آمادگیها نیروهای حراستکننده از فضای آبی، سرزمینی و هوایی، هزینه هرگونه حماقت احتمالی را به شدت افزایش میدهد.
با توجه به این پیامهاست که میتوان سراسیمگی جمهوریخواه افراطی متعلق به دوران جرج بوش یعنی جان بولتون را درک کرد که با واکنشی هیستریک چند روز قبل از این به صهیونیستها گفته بود اگر میخواهند به مراکز هستهای جمهوری اسلامی حمله کنند، الان وقتش است. واقعیت این است که دیگر زمان چنین حماقتی سپری شده و هرگونه حملهای میتواند آتشی برافروزد که ابعادی منطقهای و نتایجی نامعلوم داشته باشد. الان زمانی است که دشمنان احساسی باید به منطق و عقلانیت برگشته و به موقعیت و وضعیت برگشتناپذیر هستهای کشورمان گردن گذاشته و زندگی در این وضعیت را تمرین کنند. پذیرش واقعیت اولین گام برای تطابق و کنار آمدن با موضوعاتی است که امکان تغییر آن وجود ندارد. پیامهای برخاسته از قلب شارژ شده اولین نیروگاه هستهای ایران اسلامی میتواند برای تغییر رویه امریکا و غرب در مواجهه با مردم و مسئولان کشور سرافراز ایران فرصتی مناسب به حساب آید، فقط کافی است تکبر و لجاجت به نفع منطق و انصاف کنار گذاشته شود.