
سینا تکاور - زمانی که تفکرات این جریان در کنار ضعفها و خیانتهای سلسله قاجاریه به راحتی از دنیای غرب به عنوان یک نظام مترقی وارد کشور میشد و از دیدگاه این روشنفکران تنها راه سعادت، عمل به این دستورالعملها یا به قول خودشان فرنگی شدن بود.از سوی دیگر هرکدام از گروههای به اصطلاح روشنفکری خود را متعلق به فرهنگ اروپایی خاصی میدانستند و دنبالهرو یک مکتب از اروپا بودند. یکی طرفدار انگلیس، یکی آلمان، دیگری فرانسه و نهایتاً عدهای دنبالهرو روسیه تزاری بودند. این گروهها اگرچه در سبک و مسلک دنبالهرو تئوری خاص خود بودند اما نکته مشترک تمامی آنها کاهش قدرت روحانیت در جامعه و سیاست و همچنین سوق دادن ایران به سمت یک نظام سکولار بود. موضوعی که 80 سال ادامه داشت و این روشنفکران سکولار توانستند در دوران پهلویها به بخشی از خواسته خود برسند. سکولاریزه کردن ایران توسط روشنفکرنماها با پیروزی انقلاب اسلامی کمی به تعویق افتاد.اگرچه در همان ابتدای پیروزی نیز برخی جریانات نظیر نهضت آزادی و مجاهدین خلق که هردو تحت تأثیر جریانات غربی و شرقی قرار داشتند، خواستار ادامه این تلاشها در قالب برنامههای لیبرال و سکولاریسم بودند اما دفاع تمام قامت امام خمینی(ره) از اسلام، این تلاشها را ناکام باقی گذاشت. این اقدامات با تشکیل حلقه کیان جان دوبارهای گرفت اما این بار نه در قالب سکولاریسم بلکه در قالب روشنفکری دینی، تلاش شد معقولات دینی برای مردم کمرنگ و لوث شود تا به غایت نهایی که همان سکولاریسم است، دست پیدا کنند. نگاهی به مقالات افرادی نظیر سروش و گنجی که تحت نام روشنفکر دینی این غایت را دنبال میکردند موید همین موضوع است. «قبض و بسط تئوریک شریعت»، «تأملاتی در قرائت انسانی از دین»، «قرآن محمدی» و هزاران مقاله دیگر بخشی از تلاشهای جریان روشنفکری نوین با عنوان دینی برای بسط و توسعه سکولاریسم در جامعه است. اما به راستی چرا روشنفکران سکولار در جریان انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی درصدد انحراف این انقلابها به سمت دنیای غرب بودند؟ این سؤالی است که خبرنگار روزنامه جوان در گفتوگو با محمدکاظم انبارلویی، روزنامهنگار و فعال سیاسی و همچنین حجتالاسلام احمد سالک کارشناس مسائل مذهبی از آنها پرسیده است.
جریان روشنفکری سکولار منزوی استمحمدکاظم انبارلویی با اشاره به جریان روشنفکری در ایران میگوید: پدیده روشنفکری در ایران یک پدیده مدرن است که این پدیده محصول مدرنیته بوده و ریشه سکولار یا لائیک دارد. وی به راهاندازی جریان روشنفکری دینی برای لاپوشانی کردن موضوع سکولاریسم اشاره کرد و ادامه داد: جریان روشنفکری دینی چون به سکولاریسم وابسته بود نتوانست خود را از کفر دور نگه دارد و به همین خاطر دستشان خیلی زود رو شد. وی به حضور روشنفکران در 3 نهضت مشروطه، ملی کردن صنعت نفت و انقلاب اسلامی اشاره کرد و ادامه داد: «این جریانات با تمام توان در مقابل موج مردمی ایستادند و قصد مصادره این جریانات را داشتند اما خوشبختانه در هر 3 نهضت، هوشیاری مردم و روحانیون باعث ناکام ماندن این تلاشهای مذبوحانه شد. البته باید اعتراف کرد که در جریان مشروطه تلاشهای روشنفکران سکولار قویتر بود و توانستند مشروطیت را به انحراف بکشانند.» وی جریان روشنفکری سکولار را یک جریان منزوی عنوان کرد و افزود: «این جریان با بهرهگیری از کفر، نفاق و الحاد قصد تقابل با انقلاب اسلامی را داشتند که این موضوع با جانفشانی علما و رهبران انقلاب (امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری) ناکام باقی ماند. این روزنامهنگار جریانات چپ مارکسیستی و جریانات ماسونی وابسته به سرویسهای اطلاعاتی را به عنوان دشمنان اصلی انقلاب معرفی کرد و ادامه داد: این جریانات اثبات کردهاند که هرکجا ناتوان شده و کم آوردهاند دست به سلاح برده و به ترور روی آوردند. انبارلویی اوج جریانــات روشنفکری را در دهه چهارم انقلاب دانست و ادامه داد: این جریانات امروز به شکل جدید تجلی پیدا کردهاند که نمونه آن را میتوانیم در جریانات انتخابات و حوادث پس از آن مشاهده کنیم. در این وقایع جریانات روشنفکرنما کادر خود را برای خیانت و هدایت آشوبها به امریکا و انگلیس فرستادند و با موضعگیریهای خائنانه قصد بازتولید نظام سلطنتی سکولار را داشتند. این روزنامهنگار مذهب تشیع را بزرگترین مانع در بسط و گسترش جریان روشنفکری سکولار عنوان کرد و ادامه داد: طراحان این سناریو با درک نقش روحانیون در خط مقدم مواجهه با آنها، حملات خود را متوجه روحانیت و به ویژه اصل ولایت فقیه به عنوان دژ مستحکم اسلام کردند و با این کار خود آموزههای دینی را مورد هدف قرار دادند. وی افزود: البته مردم نیز در مقابل آنان ساکت ننشستند و با حضور چشمگیر در راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن، مشت به دهان طراحان این سناریو زدند.
سکولارها به دنبال پساساختارگراییحجتالاسلام احمد سالک، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز و کارشناس مذهبی نیز در این خصوص گفت: آن چیز که مسلم است جریانات مختلف اعم از سکولار و روشنفکر و لیبرال در تمامی سالهای انقلاب تلاش کردند مبانی اصلی انقلاب را مورد هدف قرار دهند و یک مقوله پساساختارگرایی را آغاز کنند تا حکومتی بدون دین، ولایت و روحانیت را ایجاد کنند. وی ادامه داد: دلیل این تلاشها نیز این است که جمهوری اسلامی تنها حکومت دینی در جهان است که ساختارگراست. این کارشناس مذهبی تصریح کرد: این جریان در راه رسیدن خود به این هدف خود حتی حاضر به تحریف تاریخ و نادیده گرفتن بزرگانی همچون مرحوم شهیدآیتاللهشیخ فضلالله نوری، شهیدآیتالله مدرس و مرحوم آیتالله کاشانی هستند. وی موضوع سکولاریسم را یک خطر جدی برای جمهوری اسلامی تلقی کرد و ادامه داد: دشمن روی طرحها و نقشههای خود مصمم است و برای تحقق این جریان در لایه جنگ نرم عمل خواهد کرد. حجتالاسلام سالک آغاز روشنفکری دینی پس از انقلاب اسلامی را از سال 70 و شکلگیری حلقه کیان عنوان کرد و ادامه داد: البته حلقه کیان با قراردادن نام دین در ادامه روشنفکری سعی در مخفی کردن خواستهای سکولاری خود بودند اما در حقیقت سیاق آنها همان سیاق روشنفکری سکولار بود. این کارشناس مذهبی در پایان بهترین راهکار برای مقابله با این جریان را اطلاعرسانی عنوان کرد و افزود: از دید من اساتید انقلابی که در طول سالهای پس از انقلاب توانستهاند اندیشههای خود را ثابت نگه دارند باید در این خصوص روشنگری کنند و دستگاههای ذیربط نیز اطلاعرسانی را سرلوحه کار خود قرار دهند.