
سمیرا سروش - امروزه این حقیقت را نمیتوان کتمان کرد که در کنار جوامع غربی که سعی در تضعیف تاریخ و فرهنگ و تمدن کشورمان دارند، برخی جوامع عربی نیز مفاخر، مشاهیر و حتی خلیج پارس ایران را مورد هدف خود قرار داده و هر از چند گاهی جسارت کرده و از مرزهای حقوقی خود پا فراتر میگذارند.
در این راستا پس از آنکه برخی کشورهای عرب به ظن خود، نظر کذایی به عرب بودن بوعلی سینا، بیرونی و تشکیک تدوین شاهنامه توسط فردوسی دادند، یکی از روزنامههای مطرح کشور کویت – القبس – برای آنکه مبادا از غائله جا بماند در مقاله ای با عنوان « رباعیات خیام. . . . من الذی نظمها؟!» (رباعیات خیام را چه کسی سروده است؟!) به داستان بافی سرایش رباعیات خیام توسط افرادی به غیر خود او پرداخته و سپس در جای جای این مقاله از این ریاضیدان، ستاره شناس و شاعر پارسی با عنوان دانشمند ریاضیدان عرب نام برده است. پیدا نیست که نویسنده ی این مقاله (جهاد فاضل) با چه برهان و استدلالی یک شبه خیام نیشابوری را عرب کرده است و نیشابور در کلام کشور عرب واقع شده است! چنانچه خودش نیز دلیلی برای خطاب وی به عنوان دانشمند عرب ذکر نمینماید و اما برای زیر سؤال بردن اشعار او، استفاده از می، شراب و میخانه در اشعار خیام را بهانه خود قرار داده است که گویا شاعر ایرانی در عصر اسلامی که در آن میزیسته نمیتوانسته از چنین واژههایی سود جسته باشد حال آنکه نویسنده عرب نمیداند که واژههای نامبرده شده در شعر خیام، معنای فلسفی و عرفانی دارد.
در بخشی دیگر از این مقاله نویسنده میگوید: «در ادبیات قدیمی ایرانی، خیام به عنوان یک دانشمند ستاره شناس و ریاضیدان معرفی شده و هیچ یک از متون ایرانی او را شاعر معرفی نمیکنند؛ بنابراین اشعار منتسب به او خالی از شک و تردید نیست» و نیز در جایی دیگر آمده است که به تعداد رباعیات خیام در پیش و پس از مرگ او اشاره میکند و چون این تعداد زباعی از 36 به 1030 رباعی میرسد، این رباعیات را منتسب به دوستداران خیام میداند که آن را بعضاً با نام او سرودهاند.
رشید کاکاوند، استاد ادبیات و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج درباره ادعای جدید روزنامه عربی معتقد است تاریخ را نمیتوان اثبات کرد چرا که فقط ادعاست. وی در ادامه میگوید: تنها سندی که ما میتوانیم از آن در مقابل این ادعا سخن بگوییم آن است که اولاً خیام نیشابوری است و نیشابور از شهرهای قدیم و مشهور خراسان ایران است و مهمتر از همه این است که حتی اگر ما 36 رباعی را متعلق به خیام بدانیم چیزی که مسلم است این است که رباعیات خیام به زبان پارسی است و آن هم با لفظ خراسانی برای ما باقی مانده است. این بهترین سند برای این است که این فرد اگر حتی خودش و ایل و تبارش غیرایرانی بوده باشد، اندیشه و فرهنگ ایرانی دارد.
وی در ادامه با یاد کردن از این بحث به عنوان موضوعی کهنه میافزاید: بحث خیام و اینکه این دانشمند بزرگ همان شاعر است یا خیر میان محققان و منتقدان دهه پیش در ادبیات خودمان مورد بحث بوده است اما سر انجام همه اساتید به این نتیجه رسیدند که این رباعیات به خاطر مبنای فلسفی و فکری که در بر دارد از یک انسان متفکر بزرگ صادر شده است و اگر کسی چنین رباعیاتی را به صورت گمنام و بی هیچ خط و اثری سروده باشد آنگاه باید تاریخ اشتباه بزرگی را مرتکب شده باشد، حال آنکه از تاریخ چنین اشتباهی سر نمیزند زیرا امکان ندارد مردم هم دوره آن شاعر، کسی را که کلامی این قدر گسترده، عمیق و تأثیرگذار سروده است نشناسند و او را با شخصی دیگر اشتباه بگیرند.
در این میان ممکن است شاعری خود را دانشمند جا بزند و مورد قبول مردم عامی قرار بگیرد اما صورت عکس این امر امکان پذیر نیست؛ اگرچه درتاریخ ما از آنجا که شعر مورد علاقه بوده است، همه اندیشمندان به نوعی به شعر منتسب گشته اند چنانچه چندین رباعی نیزبه بو علی سینا نسبت داده شده است.
از سویی اشعار خیام از لحاظ اندیشه و ابزار مورد استفاده در آن باعث شد که بسیاری از شاعران کوچک و بزرگ در طول تاریخ از شعر او تبعیت کنند و به شیوه او شعر بگویند و بسیاری از افراد نیز از آن جهت که برای گفتن کلامشان به دنبال پناهی میگشتند، پشت رباعیات خیام پنهان میشدند و تعداد رباعیات خیام در طول زمان بیشتر شد؛ همچنین نسخه برداران در طول تاریخ رباعیاتی را که دارای زیبایی و اندیشه شبیه به اندیشه خیام بوده را در مجموعه رباعیات خیام آورده اند و این باعث شد که تعداد رباعیات افزایش یابد و هنز هم بحث بر سر این است که کدام رباعیات مال خیام است. این یک واقعیت تاریخی است که نمیتوان منکرش شد.
کاکاوند در ادامه در خصوص گفتاری که در آن خیام شاعر از خیام دانشمند و ریاضیدان متفاوت دیده شده است، اذعان میدارد: آن دانشمند بزرگ که در تاریخ ما ثبت شده است فیلسوفی بزرگ است و اندیشههای شناخته شدهای دارد که متون غیر منظوم نیز به صورت مکتوب از او بر جای مانده است بنابر این میتوان رد پای اندیشه خیام را در رباعیاتش با اندیشههای او در کتابهای نثرش ارتباط داد.
کاکاوند با اشاره به اقدام این روزنامه در غارت فرهنگی داشتههای ایرانی ادامه میدهد:ما ایرانیان در اثبات ایرانی بودن مولانا که بیشتر عمر خود را در قونیه ( ترکیه امروزی) سپری کرد دلیل و منطق ارائه میدهیم چه برسد به خیام که تمام عمر خویش را در ایران سپری کرده است. ما اعتقاد داریم که اگر کسی حتی ایرانی نبود و حتی اگر در جای دیگری از جهان به دنیا آمد، زندگی کرد و در همان جا هم در گذشت، وقتی وابسته و متعلق به فرهنگ ایرانی باشد، یک ایرانی محسوب میگردد. چنانچه آثار برجسته مولانا همه به فارسی است و این گواهی بر ایرانی بودن این حکیم برجسته است.
کاکاوند در ادامه با اشاره به کثرت استفاده از واژگانی چون می، شراب و غیره میگوید:این واژهها کاربردی سمبلیک داشته اند. چنانچه خیام در جای جای اشعار خود از نا امنی دنیا سخن میگوید که لحظه مرگ بر همه پوشیده است بنابر این باید لحظه به لحظه زندگی را غنیمت شمرد. در اینجا نیز شراب خوردن به شکل سمبلیک به معنای استفاده از لحظههای زندگی و غنیمت شمردن آن است.