
محمد تاجیک
سالن شهید رجایی فرمانداری ورامین محل دوازدهمین نشست تخصصی نقد کتاب دفاع مقدس بود؛ نشستی که به نقد کتاب بالای سرآبها اثر محمدرضا شرفی شاعر، نویسنده و کارشناس زبان و ادبیات فارسی میپردازد. کتاب حاوی هفت داستان کوتاه است. این نشست با حضور جمعی از نویسندگان، صاحبنظران و منتقدان جنوب شرق استان تهران و با همکاری اداره حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس جنوب شرق برگزار شد.
مراسم با تلاوتی چند از آیات قرآن توسط آقای براتی روزنامهنگار و منتقد ادبی آغاز شد و آقای علیالهرسلیمی که او نیز روزنامهنگار و نویسنده است به عنوان اولین منتقد به نقد کتاب پرداخت. وی در ابتدا نویسندگان حوزه ادبیات دفاع مقدس را به سه گروه تقسیم کرد؛ گروه اول نویسندگانی که آثارشان جنبه شعاری داشت و فقط جنبه حماسی و خاطرهگویی جنگ را بیان میکردند و به جای ادبیات دفاع مقدس از جمله ادبیات جنگ استفاده میکردند. گروه دوم: فقط جنبه دفاعی و خشن آن را مینوشتند ولی نسبت به گروه اول بهتر بودند. گروه سوم نسل سومیها هستند که در جنگ حضور نداشته و فقط آن را از تلویزیون، رادیو یا نقلقولهای جبههرفتهها دیده و شنیدهاند، مانند «آقای علیرضا شرفی، نویسنده همین کتاب» بالای سرآبها، به عنوان نخستین داستان کوتاه از هفت داستان این نویسنده در کنار نکات مثبت، نکات منفی نیز دارد چرا که در اولین داستان آغازین خشونت جنگ را برای خواننده بیان کرده که در ابتدای تورق کتاب به نوعی دلزدگی ایجاد میکند. ولی داستان ننه صبری به دلیل تلفیق فضای بومی و اقلیمی ورامین و ایجاد ارتباط قیام 15 خرداد با جنگ و حوادث آن بسیار جالب است.
«غنیمت» داستان معصومیت و رفاقت موجود در جبههها را بیان میکند.
«ایستگاه آخر» به علت عدم همخوانی با داستانهای دیگر ضعیف تر است. «چهار حرفخونی» به علت رکگویی و جسارت نویسنده و بعضاً در جاهایی از خط قرمزها عبور کرده، جالب است. «پلاک8» در کنار کلیگویی و ابهام این حسن را دارد که رفتن نوجوانی با شرایطی که در کتاب ذکر شده و با اصرار و ابرامی که برای رفتن به جبهه دارد، نشاندهنده حضور نوجوانان در جبهههاست.
داودی به عنوان منتقد دوم قدم اول نویسنده در نوشتن داستان دفاع مقدس و نوع سبک نگارشی انتخابیاش را قابل تحسین دانست، آن هم به خاطر قابل فهم بودن برای عوام و خواص جامعه. خانم هداوند شاعر و دبیر نیز داستان ننه صبری را بهترین داستان موجود در کتاب دانسته و معتقد بود که نام کتاب باید ننه صبری گذاشته میشد.
خانم مریمسادات ذکریایی با بیان اینکه پنج بار کتاب را خوانده، داستان «غنیمت» را بهتر از دیگر داستانها دانست و اعتقاد داشت نام کتاب باید «غنیمت» نام میگرفت.
خانم ابراهیمی نیز از تکراری و معماگونه بودن داستانهای کتاب انتقاد کرد و داستان ننه صبری را به خاطر بیان کردن نقش زنان در جبهه بهترین داستان این کتاب دانست.
از سایر منتقدان آقای پیرهادی نقطه ضعف داستانهای کتاب را تناقضگویی و یکنواختی در نوشتن دانست و تنها داستان «ای کاش سبز قبا بودم» را بهترین داستان این کتاب برشمرد.