علی البرزی/ شبکه خبر دانشجو
بیش از دو سال از تصویب طرحی در وزارت علوم در رابطه با تدفین شهدا در دانشگاهها گذشته است و تدفین شهدا در دانشگاهها در حالی ادامه دارد که در خصوص تجربه موفق یا ناموفق این اقدام هر از چند گاهی با تدفین تعدادی از شهدا در محیطهای دانشگاهی در فضای رسانهای کشور نظرات مختلفی ارائه میشود و به طور قطع با ادامه این روند در ماههای آینده هم دیدگاههای مختلفی در این خصوص بیان خواهد شد. این موضوع و رویکرد رسانههای مختلف به آن بهانهای برای تهیه گزارش در این مورد شد.
دانشگاه جندیشاپور اهواز اولین دانشگاه دولتی در کشور بود که میزبان پیکرهای پاک چند تن از شهدا در محل دانشگاه خود شد و به این ترتیب تا به امروز دانشگاههای مختلفی اعم از دولتی، پیام نور و... حضور شهدا را در دانشگاههای خود احساس کردهاند.
برداشت اول دانشگاه تهران:
در ضلع جنوبی مسجد دانشگاه تهران جایی است که همه دانشجویان به اجبار از کنار آن میگذرند و هر کدام مزار شهدایی را که در این مکان دفن شدهاند مشاهده میکنند.
اینجا دانشگاه تهران است که در دل خود صدها نفر از دانشجویان و نخبگان این مرز و بوم را جای داده است و هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود.
زمانی که به قطعه شهدا در کنار مسجد دانشگاه تهران نگاه میکنم ناخودآگاه به یاد جمله نوشته شده روی سردر ورودی بهشت زهرا میافتم؛ «شهیدان برگ زنده تاریخند.»
اما کمی آن طرفتر گویی بوی بهشت میآید، پرچمهای مقدس جمهوری اسلامی به یاد پرچمداران هشت سال دفاع مقدس در اهتزازند و با نمایاندن خود به همگان میگویند اینجا آرامگاهی برای غیرتمندان عرصه جنگ است. آری اینجا بهشت زهرای کوچکی از هزاران قطعه شهدا در کشور است.
نزدیک اذان است و سیل دانشجویان برای اقامه نماز روانه مسجد دانشگاه شده است. بر مزار شهدا افرادی را میبینیم که زیارت عاشورا در دست دارند و بر سالار شهیدان امام حسین(رع) درود میفرستند و از شهدا میخواهند تا شفاعتکننده دیار باقیشان باشند. در این بین دختری حال و هوای دیگر دارد، گویی بر سر مزار عزیزترین شخص خود نشسته و در حال قرار دادن گلدانهای گل روی مزار شهداست.
به سراغش میروم و از او در مورد تأثیر تدفین شهدا در دانشگاهها میپرسم. میگوید: دفن شهدا در این مکان شرایط را برای حضور هرچه بیشتر نسل جوان بر سر مزار شهدا مهیا کرده است.
همه مدیون آنها هستیم
سنگفرشهای زیبا و سنگهای مزار یکدست سفید و خطوط قرمز و مشکی که نام شهید را رقم زده حال و هوای آنجا را متحول کرده است و آن طرف نرگسهای زرد و سفیدی که دختر دانشجو بر سر مزار آنها قرار داده فضا را دو چندان معطر کرده است.
در کنار مزار شهدا دانشجویی را میبینیم که در حال اقامه نماز است و با حالتی که قلم هم در وصف آن ناتوان است در کنار یادگاران جنگ با خدای خود، سخن میگوید. زمانی که از این دانشجو دلیل حضورش را در این مکان سؤال میکنم، میگوید: همه ما به نوعی مدیون آنها هستیم؛ چرا که این افراد با رفتن خود درس بزرگ ایثار و شهادت را به من و دوستان من آموختهاند و زمانی که روی سنگ قبر این افراد دست میکشم آرامش درونی در من به وجود میآید.
او که خود را علی، دانشجوی سال سوم رشته ادبیات معرفی میکند، در ادامه میگوید: شرایط بسیاری زیبای این قطعه حال و هوایی دیگری به نام شهید داده است، وقتی بر سر مزار این عزیزان مینشینم احساس آرامش درونی تمام وجودم را فرا میگیرد.
از این دانشجوی دانشگاه تهران در مورد اقدام مسئولان برای دفن شهدا در دانشگاهها میپرسم، در جواب میگوید: فضای مناسب این قطعات باعث میشود افرادی که درک مناسبی از حقیقت شهدا نمیتوانند داشته باشند با نگاه به محیط، به سوی این قطعه کشیده شوند و زیبایی این مکان آنها را جذب خود کرده و جاذبه شهدا آنها را به سوی خود میخواند.
صدای اذان از بلندگوی مسجد دانشگاه تهران بلند میشود، کمکم جمعیت به سمت مسجد سرازیر میشود، عدهای در کنار مزار شهدا جمع میشوند، گویی آنها گمشدهای را در آغوش گرفتهاند.
حیرت زده شدم
به دنبال سوژه دیگری برای گرفتن مصاحبه هستم که مردی میانسال با سبیلهای پرپشت توجه من را به سمت خود جلب میکند. لباس سرتاسر کارگری بر تن دارد و برای خواندن نماز به سمت مسجد میآید که ناخودآگاه با مشاهده تجمع دانشجویان در کنار مزار شهدا به سمت آنها میرود و به دنبال او میروم. برای خواندن فاتحه در کنار مزار آنها مینشیند.
از این مرد میانسال در مورد علت حضورش در دانشگاه میپرسم، در جواب میگوید که در یک شرکت پیمانکاری مشغول فعالیت است و برای انجام امور فنی و تأسیساتی به دانشگاه تهران آمده است.
نظر این مرد را در مورد تدفین شهدا در دانشگاهها جویا میشوم، میگوید اصلاً فکر نمیکرده که در دانشگاه تهران هم شهدا به خاک سپرده شوند و وقتی با این صحنه مواجه شده کاملاً حیرتزده و متعجب شده است.
او این اقدام را گامی مؤثر در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت میداند و میگوید: این اولین قدم برای این کار است و باید با اقدامات بعدی در جهت گسترش و توسعه فرهنگ ایثار و شهادت گامهای مؤثرتری برداشته شود.
پیوند دو نسل
وقت نماز است. صفهای منظم نماز جماعت در مسجد و اطراف آن تشکیل شده است و خیابانهای اصلی دانشگاه خلوت میشود. همه مشغول عبادت و راز و نیاز با معبود خود میشوند.
هر چقدر باخود کلنجار میروم که چگونه آن تصاویر زیبا و آن صحنههای بیبدیل از نماز جماعت دانشجویان در کنار شهدا را وصف کنم نمیتوانم. شاید قلم هم در وصفش ناتوان است اما جملعهای به ذهنم رسید و آن هم این است: حضور دانشجویان در کنار شهدا همانند پیوند دو نسل از این انقلاب است. آری پیوند دو نسل در دانشگاه و پیوند عشق گذشته و آینده در هوایی عاشقانه، آری هوا، هوای عاشقانه است.