اعظم بروجردی، مدیر بخش نمایش بانوان سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهرانهنر مثل خود انسان نیازمند رشد تفکری و تعقلی است. مادامی که این رشد در ما به وجود نیامده باشد ما تقلیدی کار میکنیم. در این صورت ما خودمان نیستیم و هنر ما هم هنر خودمان نیست، پیرو دیگرانیم و خودمان را فقط در دیگران میبینیم. اما اگر به یک تفکر، آگاهی و دانش برسیم آن وقت میتوانیم خودمان را در نمایشهایمان عرضه کنیم.ما تفکرات و ساختار خودمان را در آثارمان عرضه میکنیم و مقلد صرف نخواهیم بود. دیگر از این آگاهی به عنوان یک پلکان استفاده میکنیم و از پله آدمهای گذشته بالا میرویم.ارتباط با گذشته، به همین صورت است. ما نمیتوانیم یک پله بینهایت را یک باره بالا برویم و این پله پله بالا رفتن همان ارتباط برقرار کردن با نسلهای گذشته است. ضمن اینکه با ارتباط با گذشته و پیشرفت امروز ما هم یک پله به پلههای دیگر افزودهایم.بنابراین در مورد جوانان و نسل جدید هنرمندان من فکر نمیکنم که ما با جریان تأثیرگذار و جدیای مواجه باشیم. بیشتر این جوانان هنرمند یا مقلد هستند یا طغیانگر صرف! یا اینکه به اشتباه گمان میکنند که باید کاملاً از گذشته تقلید کنند یا فکر میکنند که باید طغیان کنند و یک چیزی فراتر از آنچه گذشتگان تا به حال داشتهاند را به وجود بیاورند.هر دوی اینها اشکال دارد و به مسأله خود این نسل مربوط میشوند. این نسل هنوز به آن دانش و آگاهی نرسیده و باید بالاخره یک روز به آن برسد. آن روز نه این شده و نه آن! بنابراین تعادلی برقرار میکند و با استفاده از پلکان گذشتگان به پله بعدی که خود ساختهاند و متعلق خودشان است میرسند که آیندگان باید از آن بالا بروند. مهمترین مسأله در این مسیر این است که نسل جدید باید به تعادل برسند.