
قطعنامه 1929 با هدف تشدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران و به منظور متوقف ساختن فعالیتهای هستهای کشورمان بدون اجماع در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید. آیا امریکا و متحدان اصلیاش به اهداف و منظور مورد نظرشان خواهند رسید؟
چهار سال قبل در سال 2006، اولین قطعنامه علیه فعالیتهای هستهای ایران صادر شد و در ادامه با هدف تشدید تحریمها و به منظور منصرف ساختن ایران از تداوم فعالیتهای هستهای، قطعنامههای دوم و سوم در سالهای 2007و 2008 صادر شد. طی چهار سال گذشته درباره موضوع هستهای ایران دو نگاه مبتنی بر اصرار مشاهده میشود؛ نگاه غربیها با محوریت امریکا مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران نباید به توانمندی هستهای دست یابد و نگاه جمهوری اسلامی ایران که دستیابی به چرخه سوخت را حق ملت ایران دانسته و با صراحت و قاطعیت اعلام داشته فعالیتهای هستهای خود را ادامه خواهد داد.
امریکاییها برای به تصویب رساندن هر قطعنامهای، تلاشهای فراوانی را به عمل آورده و زمان زیادی را صرف کرده و با دادن یکسری امتیازات به روسها و چینیها، با این پنداشت و تصور که تحریمها جمهوری اسلامی را منزوی ساخته و از تداوم حرکت در مسیر هستهای شدن بازخواهد داشت، یک قطعنامه به تصویب رساندهاند. برای پاسخ به سؤال مطرح شده در صدر این یادداشت، باید دید امریکاییها و متحدانش با صدور قطعنامههای اول، دوم و سوم، به کدام یک از اهداف و خواستههای خود رسیدهاند و تأثیر و پیامدهای این قطعنامهها برای فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران چه بوده است. واقعیت غیرقابل انکار این است که با صدور هر قطعنامه و تشدید فشارهای امریکا بر جمهوری اسلامی بر روند فعالیتهای هستهای ایران نهتنها کند نشده بلکه شتاب نیز پیدا کرده است.
در واقع قطعنامههای شورای امنیت که تحت فشار امریکا و باجدهی این کشور به دیگر قدرتها به تصویب رسیده، نقش شتابدهنده به فعالیتهای هستهای کشورمان را ایفا کرده و اکنون جمهوری اسلامی یک کشور هستهای به حساب میآید. آیا فرجام قطعنامه چهارم، سرنوشتی متفاوت از سه قطعنامه قبلی خواهد داشت؟ جالب این است که تمامی صاحبنظران و حتی خود کسانی که تلاش کردند چنین قطعنامهای صادر شود به غیر مؤثر بودن آن در بازداشتن ایران از فعالیتهای هستهای اذعان دارند.
اکنون جمهوری اسلامی با توجه به بیانیه تهران به مراتب نسبت به گذشته در موضع برتری قرار دارد و قابلیت غنیسازی 20درصدی را نیز پیدا کرده و این قطعنامه تنها خاصیتش شتاب بخشیدن بیشتر به فعالیت هستهای ایران خواهد بود. طی سالیان گذشته جمهوری اسلامی بارها اثبات کرده که اهل گفتوگو و تعامل سازنده بوده و فعالیتهای هستهای ایران شفاف و صلحآمیز است و در همین راستا برخلاف تصور امریکاییها، بیانیه سهجانبه تهران انتشار یافت.
بیانیه تهران فرصت مناسبی را برای تعامل هستهای بین ایران و گروه وین فراهم ساخت و در چنین فضایی امریکاییها با اصرار خود و همراه ساختن دیگران قطعنامه چهارم را به تصویب رساندند. ممکن است امریکاییها با تصویب این قطعنامه احساس پیروزی کنند، اما آقای لولا رئیسجمهور برزیل این پیروزی را بدتر از شکست نامید، شکستی که آثار آن برای امریکاییها با گذشت زمان و در پی انجام اقدامات عملی ایران در واکنش به این قطعنامه آشکارتر خواهد شد.