کد خبر: 391866
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۰۰
گفت‌و‌گو با غلامعلي طاهري به بهانه نمايش آثارش در پاريس
معصومه ديودار - پس ازگذشت سال‌ها که غلامعلي طاهري هنرمند نقاش کشورمان‌،نمايشگاه انفرادي برگزار نکرده بود طي چند هفته گذشته در نگارخانه هنر ايران در پاريس نمايشگاهي برگزار كرد که طي اين نمايشگاه 20 تابلو از آخرين آثار خلق شده وي درچهار سال اخير که با تکنيک‌هاي اکرليک، ترکيب مواد و رنگ روغن در قطع 1×1 و 5/1 × 5/1 در فضايي انتزاعي و اکسپرسيون اجرا شده بودند به نمايش در آمد. اين آثار به لحاظ رنگ، ترکيب‌بندي و ساختار‌، برگرفته از فضاي نگارگري ايراني است ولي با نگاهي نو و با بياني تازه به خلق اين آثار پرداخته شده است کما آنکه با ديدن اين آثار فضايي معناگرا و ديني در آن حس مي‌شود ولي درعين حال رنگ‌ها و بافت آن داراي فضايي امروزي است و ساختار و عناصر زيبايي شناسانه آن‌،اين امکان رابه وجود مي‌آورد تا بتوان آنها را در فضاي داخلي و معماري‌ها و محل سکونت يا اماکني مانند فضاهاي عمومي مورد استفاده قرار داد از اين رو با غلامعلي طاهري به گفت و گو نشستيم.در خصوص اين نمايشگاه و آثاري که در آن به نمايش در آمد توضيحاتي بدهيد.بخش عمده‌اي از فضاي عمومي آثار برگرفته از فضاي عاشورا و نمادها و سمبل‌هايي است که در طول قرون متمادي در فضاي تصويري ايراني - اسلامي مانند آثار نقاشي قهوه‌خانه‌اي، نگارگري، آثارسقاخانه‌اي و...در نقاشي‌هاي مرتبط با مفهوم عاشورا و موضوع عاشورا مورد استفاده بوده است.در گذشته، آثاري که جنبه ديني و آييني و انقلابي داشتند به دليل جدي بودن فضاي آنها به ظاهر به گونه‌اي طراحي مي‌شدند که عموماً حزن‌انگيز بودند و در فضاهاي داخلي منازل به عنوان کار تزئيني مورد استفاده قرار نمي‌گرفتند اما در اين آثار تلاش بر آن است تا علاوه بر در نظر گرفتن بعد زيبايي شناسانه آن، محتواي معنوي آنها نيز حفظ شود تا تبديل به يک اثر آبستره تزئيني که در مکتب سقاخانه‌اي پديد آمده بود، نشود.چرا فرانسه را براي برگزاري اين نمايشگاه انتخاب کرديد؟باتوجه به اينکه احساس مي‌شود هنرمندان اروپايي و غربي به محتواي ديني تمايل پيدا کرده‌اند و در آثارشان از فضاهاي عرفاني استفاده مي‌کنند من فکر کردم که اين آثار مي‌تواند در کشور فرانسه بازتاب خوبي داشته باشد. از آنجايي که فرانسه سابقه‌اي طولاني در عرصه هنرهاي تجسمي و به ويژه نقاشي دارد و بسياري از مکاتب دنيا در اين مکان پديد آمده‌اند و رشد کرده‌اند و هنرمندان بزرگي در اين کشور زندگي کرده‌اند و نام‌آوران و پيشگامان هنر و مکاتب بزرگ دنيا بوده‌اند از اين رو بايد در اين کشور آثاري به نمايش درآيد که در خور هنر اين کشور باشد. هنرمندان آنجا از نظر تکنيک و موادي که مورد استفاده قرار مي‌دهند و بنابر تجربياتي که در عرصه نقاشي به دست آورده‌اند به پيشرفت‌هاي شايان توجهي دست يافته‌اند و آثار آنها قابل توجه است ولي از نظر محتوا تهي هستند و در اينجا اين سخن به ميان مي‌آيد که ما بتوانيم آثارمان را که داراي روحيه غني شرقي است را با تکنيک‌هاي بالا و قدرتمند خلق کنيم. يعني بايد تلاش شود تا آثاري با هويت ولي با بيان امروزي و با تکنيک قوي خلق شود.منظور شما از هويت چيست؟منظور از هويت آن نيست که آثار گذشتگان را کپي کنيم و همان راهي را برويم که نگارگران گذشته ما مي‌رفتند بلکه بايد جوهر و ذات آثار ايراني را با نگاه و تکنيک امروزي ارائه دهيم.اين امر نيازمند دانش و داشتن سيري بر مباني نقاشي ايراني از يکسو و آشنايي داشتن به هنر امروز و عناصر دنياي جديد و اصول زيبايي شناسانه‌اي که در دنياي هنر مطرح است مي‌باشد. از سوي ديگر تطبيق اينها با يکديگراست تا بتوان جنبه کلاسيک و آکادميک را با آرمان‌هاي دنياي پست مدرن در هم آميخت و اثري در خور اين شرايط را خلق كرد تا بتواند بيننده را به شگفتي وادارد.از آنجايي که برقراري ارتباط بين سنت و مدرنيته بسيار دشوار است و نيازمند آگاهي دوجانبه به تمام قسمت‌هاي اين دو هنر دارد، ملاک‌ها و المان‌هايي که مي‌تواند ارتباطي درست بين اين دو برقرار کند، کدامند؟هر قوم و هر ملت ريشه دار و کهني داراي مجموعه فرهنگي متشکل از آداب و رسوم و آيين و اعتقادات ديني و ... است که درکنار آن، هنر و مصنوعات ساخته دست آن قوم و ملت و همينطور نگرشي که ايشان در نحوه آفرينش و خلاقيت براي به وجود آوردن آثار هنري دارند؛ که ما با توجه به ديرينه هنري و فرهنگيمان خوشبختانه داراي غناي فراواني هستيم و در ارتباط با آن اصول و مباني بايد گفت که ما در فرهنگ تصويري‌مان داراي پالت رنگي هستيم که ويژه هنر ايراني است که نوع رنگ‌ها، عرفاني‌، معناگرا و بعضاً غير مادي است و در اکثر مواقع آرامش دهنده و صلح گراست.فضاي رنگ‌بندي نقاشي ايراني بيشتر به فضاي سکوت، سما، خلسه و يک نوع فضاي درونگرا مي‌پردازد و رنگ‌هاي سبز و آبي و... همگي نويد دنيايي آرام و صلح طلب را مي‌دهند. حال آنکه ممکن است در آثار عاشورايي نيز با رنگ‌هاي گرم و تند روبه رو شويم و ليکن در آثاري که خلق شده سراسر منظري معناگرا و با آرامش را شاهد هستيد گويي که اين انقلاب و خونريزي در يک جهان غير مادي صورت گرفته است و دراين ميان ترکيب بندي و رنگ، دست در دست هم مي‌دهند تا چنين فضايي خلق شود. رابطه بين خطوط‌، سطوح پر و خالي، وسعت سطوح، رابطه ميان رنگ‌هاي گرم و سرد‌، فيگورها با فضا و... و حرکت بين عناصر تجسمي تابلو که حرکتي آرام را تداعي مي‌کنند همگي گوياي فضايي معنوي و فرا زميني است. حال آنکه براي رسيدن به اين فضا نمي‌توان در زمان حاضر همان آثار نگارگري گذشتگان را کپي کرد بلکه بايد با ديد، زبان و تکنيک امروزي آن فضا را منتقل كرد.در آثار من آن ترکيب بندي و رنگ‌ها و سطوح آثار نگارگري گذشته‌مان ديده مي‌شود و احساس مي‌شود که اين آثار مربوط مي‌شوند به فرهنگي ديني، مذهبي و شرقي اما تکنيک واجرا و متريال امروزي هستند اين‌ها از نکاتي است که بايد مورد توجه قرار گيرد.عکس‌العمل مخاطبان در مواجه شدن با اين آثار چگونه بود؟بيننده‌هايي که آثار را ديدند از اين المان‌ها بسيار خوش‌شان آمد و در ارتباط با محتواي آثار نيز نوعي همذات پنداري و تشابه با خودشان احساس مي‌کردند به گونه‌اي که در خصوص تابلوي عطر گل ياس اين اتفاق افتاد که خانمي فرانسوي که به تازگي مسلمان شده بود هنگامي که در مقابل اين تابلو قرار گرفت از من پرسيد اين خانم چه کسي است؟ گفتم يک زن ايراني است و او گفت اين تصوير نمي‌تواند صرفاً يک زن ايراني باشد بلکه مي‌تواند يک زني باشد که به تازگي مسلمان شده است حال آنکه فرانسوي يا ايتاليايي و ... باشد.عطر گل ياس تابلويي است که با ياد حضرت فاطمه (س) نقاشي کرده‌ام که اشاره‌اي به قبرستان بقيع ومسجدالنبي و در نقطه‌اي به پنجره‌اي که آدم را به فضاي ملکوت مي‌برد اشاره کرده‌ام. در اين اثر نيز تقسيم بندي‌هاي نقاشي‌هاي کمال‌الدين بهزاد تداعي مي‌شود.در اين اثر فيگور و چهره‌اي از يک زن مثالي مسلمان ايراني طراحي شده است.اينگونه است که اين حس در مخاطب منتقل مي‌شود و اين کنجکاوي در آنها پديد مي‌آيد که منبع الهام اين ساختار و المان‌ها از کجاست؟چراکه کارهايي که مي‌ديدند با ساير آثاري که تاکنون ديده بودند متفاوت بودند.نماد‌هايي که در آثارتان استفاده کرديد کدامند؟در اين آثار فيگورهاي انتزاعي و آبستره‌،از روبه رو ولي با صورتي سه رخ و در حالت تسليم و دست‌ها در حالت احترام به پروردگار طراحي شده‌اند و تفاوت آثار من با آثار گذشتگان در آن است که اين فيگورها بي‌سر هستند و ‌هاله تقديس نيز در اين آثار حفظ شده است که در تمام فرهنگ‌هاي دنيا اين احترام به ائمه و قديسان رواج دارد و تمام فرهنگ‌ها مي‌توانند با اين آثار ارتباط برقرار کنند. در بيان اهداف از المان‌هايي مانند بال‌، شمشير‌،انار، کاسه سفالي فيروزه‌اي،کوه و... ديده مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار