نوشته: جان آپدایک - جان آپدایک نویسنده، شاعر و منتقد ادبی آمریکایی است که بیش از همه به خاطر رمانهای چهارگانه خود با نام خرگوش در جهان شناخته شده است. آپدایک با این که در داستانهای خود عمدتاً نگاهی رئال و جامعهشناختی به جامعه آمریکا دارد در یادداشتی که در ادامه بخشی از آن را میخوانیم شگفتی خود را از تصویرسازی کلامی یک نویسنده شرقی در خلال روایت داستانی و کارآگاهی که در قرن 16و در کشوری آسیایی رخ میدهد، نمیتواند پنهان کند، داستانی با عنوان «نام من سرخ» که در سال 2006 برای خالق آن، «اورهان پاموک» نویسنده ترک زبان توانست جایزه نوبل ادبی را به ارمغان بیاورد و به تازگی با ترجمه «عین له غریب»در ایران نیز منتشر شده است.1- اورهان پاموک، نویسنده 50 ساله ترک حالا دیگر در کشور خودش رماننویس مشهوری است هم سبک نگارشی عالی و منحصربه فردی دارد و هم کتابهایش فروش بینظیری را تجربه میکند.آثار شگفتانگیز او مانند داستانهای اسماعیل کاداره آلبانیایی ناگهان به مخاطبان رمان در جهان عرضه شد. بسیاری از خوانندگان رمان و داستان به ویژه در غرب هیچگاه از کشوری مثل ترکیه انتظار نداشتند که یک رمان نویس به آنها معرفی کند. چه برسد به اینکه آن رمان نویس آشنا به ادبیات مدرن و حتی پست مدرن نیز باشد.پاموک فرزند یک کارخانهدار ثروتمند ترک است که در ساخت راهآهن سرمایهگذاری میکرده است و با این مزیت که نویسندگیاش را بدون نیاز مالی به آن میتوانست پیگیری کند، به این راه قدم گذاشت. پاموک در رشتههای معماری و روزنامهنگاری تحصیل کرده است ولی هیچ کدام از آنها را برای زندگی خود انتخاب نکرد و آنها را ادامه نداد و با همین افکار بود که تا 30 سالگی با خانواده پدری خود و انبوهی از رمانهای چاپ نشده زندگی میکرد تا اینکه با انتشار برخی از آنها و موفقیتهای ادبی ناشی از آن به سراغ زندگی خانوادگی خود رفت.پاموک در مصاحبههایی که در سال 1994 انجام داده است اظهار داشته که نوشتن برای او مانند نواختن موسیقی است. با این تفاوت که او بر خلاف موزیسینها معمولاً از ساعت 11 شب تا 4 صبح یا از 2 بعدازظهر تا 8 شب به آن میپردازد و خب همین اختلاف بوده است که منجر به خلق شش رمان از بهترین آثار داستانی ترکیه و جهان شده است، آثاری مانند «برف»، «قلعه سپید»، « نام من سرخ» و «خانه سکوت».2- « نام من سرخ» که ابتدا به زبان ترکی نوشته شده و پس از آن به زبان انگلیسی نیز ترجمه شده است به داستان یک قتل در استانبول آن هم در قرن 16 میپردازد. داستان پاموک در این کتاب بر محور هنر مینیاتور شکل میگیرد و این هنر در شکلدهی داستان او نقشی مثل موسیقی در داستان فاستوس دارد پاموک با هنر مینیاتور در داستانش به نوعی سعی در کشف روح طبیعت کشور خودش را دارد و از این راه و با پیوستهای تاریخی که متن داستان وارد میکند مخاطبش را به شدت به خود علاقهمند میکند.پاموک در « نام من سرخ» با حس عمیقی از معما و بیان دوگانه در روایت خوانندهاش را به اسارت خود در میآورد که البته همه اینها آنگونه که خود او میگوید به اصالت ترکی وی بازمیگردد و فاصله قومی و فرهنگی که میان ذهنیت مخاطب ترک و غربی داستانهای او وجود دارد.پاموک در « نام من سرخ» به موضوع نابود شدن هنر اصیل مینیاتور ایرانی و ترکی به واسطه حضور اندیشه و فرهنگ غربی در خلق آن در زمان یکی از سلاطین عثمانی به نام مورات میپردازد. پادشاهی که به ظاهر برای گرامیداشت هزارمین سال تولد این هنر در کشورش دستور میدهد کتابی با تذهیب و مینیاتور نوشته شود.مینیاتورهایی که با فرهنگ اسلامی آن سالهای کشور ترکیه همخوانی نداشته و منجر میشود یکی از سه تذهیب کاری که عهدهدار این کار شده بودند به نام ظریف افندی توسط مینیاتور توریست دیگری کشته شده و جسد وی نیز در چاهی انداخته میشود. چندی بعد مینیاتوریست دیگری نیز با نام «اینشته» که مسئول اصلی تهیه این کتاب بوده است نیز به قتل میرسد. برای کشف راز این جنایت، جوانی که از فضا برادرزاده انیشته نیز هست به داستان وارد میشود.جوانی که خود از علاقهمندان به مینیاتور بوده است اما به دلیل مخالفت انیشته با ازدواج او با دخترش به ایران سفر میکند. 12 سال پس از آن سفر به درخواست وی به کشورش بازمیگردد تا در نوشتن کتاب برای سلطان به او کمک کند و درست در همین موقع انیشته به قتل میرسد. جوان اکنون با پیشنهاد ازدواج دختر عموی خود که شوهر نخست او نیز چهار سال است ناپدید شده، روبهرو است و توسط این ازدواج نیز کشف راز قتل انیشته است.این قصه در ادامه به داستانی مهیج در 49 فصل منتهی میشود که 12 راوی دارد که دو نفر از آنها مردگانی هستند که در داستان زبان بازمیکنند و از جهانی خارج از زمین به مخاطب داستان به نوعی پیام میدهند و همین نوع پرداخت است که تحسین زیادی را برای داستان پاموک برمیانگیزاند.جدای از این اختصاص 12 فصل رمان به شرح سفر و احساس جوان برای بازگشت به کشورش پس از 12 سال و شرح ملاقات او با دختر عمویش که هشت فصل از رمان را تشکیل می دهد زیبایی فراوانی به داستان بخشیده است.لحن این زن در بیان احساسات خود و تلاش برای نجات خود و دو فرزندش از مشکلاتی که با آن روبهرو شده است، صحبتهای مداوم با خودش و نوع بیان او از اعتقادات مذهبی خود نیز از دیگر موضوعات جذاب این رمان برای خوانندگانش است. نویسنده در ادامه داستان به روایت از قهوهخانهای میپردازد که نقالی در آن براساس کتاب تهیه شده برای پادشاه، قصهگویی میکند اما به خاطر موضوعات غیر اخلاقی که در داستانهایش به آن توجه دارد کمتر علاقهمندی را در میان مردم آن روز استانبول به خود پیدا میکند و سرانجام با تحریک کشیشی به نام نصرت که از اهالی ارزروم است به این دلیل که توجه به این مسائل موجب جدایی مردم از دین میشود، به قتل میرسد.چندی قبل مجله تایمز نگاهی به این رمان داشت و به این موضوع توجه کرد که در فضای کشور مسلمانی مانند ترکیه چگونه داستانی خلق میشود که در آن انسانی از جهان بعد از مرگ به روایت داستانی میپردازد چرا که به اعتقاد مسلمانان خبری از جهان پس از مرگ برای انسان زنده آن هم به صورت مصور وجود ندارد.به اعتقاد تایمز خلق این رمان و عدم حساسیت بخشهای مختلف مذهبی در ترکیه به این موضوع بسیار جالب توجه بوده است از سوی دیگر با توجه به اینکه به اعتقاد مسلمانان مینیاتوریستهایی که تصاویر غیراخلاقی در اثر خود خلق میکنند به دشمنی با خداوند میپردازند یک پادشاه در یک حکومت مسلمان دستور به خلق چنین اثری میدهد که به این اندازه حساسیت برانگیز است نیز جالب توجه است.4- یک مینیاتوریست خود به روشنی میداند که در چه راهی قدم میگذارد و میداند که هنر او به نوعی راه رفتن به حاشیههایی از خلاقیت خداوند در آفرینش است. سبک استادان ایرانی این هنر که از رنگهای روشن بدون سایه، نگاه به افقهای بالا و خلق صورتهای زیبا و در عین حال مناظر کم عمق بهره میبرند جهانی را به تصویر میکشد که گویا خداوند برای نخستین آفریده است به عنوان مثال اسب در مینیاتور ایرانی نماد ایده اولیه خلق آن توسط خدا بوده است ولی انسان در آن دقیقاً سمبل آنچه ما به عنوان انسان میبینیم نیست ولی در مجموع این تصاویر نمادی است از نگاه خداوند به خلقت جهان و این سؤال همواره در دل آن وجود دارد که جهان دیگری غیر از زمین را چگونه میتوان تصورکرد؟5- نثر پاموک در بیان احساسات شخصیتهای داستان خود بسیار زیباست تاجایی که در بخشی از داستان از زبان مقتول درباره اینکه قاتل چگونه جسدش را به چاه میاندازد در حالی که او شاهد آن است و سخن میگوید و از احساسات و دردی میگوید که او آن را لمس کرده است و جالب اینکه او از این حادثه به عنوان یک خاطره نام میبرد. ترجمه این رمان از زبان ترکی به دیگر زبانها به خاطر اینکه زبان ترکی زبانی جهانی نیست از عهده هر مترجمی برنمیآید و مترجم این کتاب به هر صورت لیاقت دریافت جایزه را دارد؛ کسی که تمام جملات و احساسات پاموک را به همراه لحن و احساس تمامی راویان این داستان بلند به زبان دیگری ترجمه میکند.مترجم:ندا نورشمسی