به گزارش خبرنگار «جوان»، ظهر روز هیجدهم اردیبهشت سال 87 با فریاد دلخراش زن سالمندی در خیابان خاوران، همسایگان از وقوع یک جنایت باخبر شدند. این زن در حالی که جسد پیرمردی به نام «احمد» را به همسایگان نشان میداد فریاد میزد که او با ضربه چوب «محسن» از پای در آمده است. محسن یکی از همسایگان محل بود که پس از ارتکاب جنایت از محل متواری شد.
با تلاش مردم مأموران مرکز فوریتهای پزشکی در محل حاضر شدند و در میان حیرت همگان مرد سالمند را از خیابان خاوران به بیمارستان 7 تیر در شهرری بردند. تلاش تیم پزشکی برای عملیات نجات احمد آغاز و تا چند روز علائم حیاتی در او مشاهده شد، اما نتیجه این تلاشها ثمری نداشت و پس از چند روز احمد تسلیم مرگ شد.
براساس این گزارش، از لحظه وقوع جنایت تلاشها برای دستگیری متهم آغاز و 19 روز پس از جنایت توسط پلیس شناسایی و در مخفیگاهش دستگیر شد.
متهم ارتکاب جنایت را پذیرفت و روز گذشته در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست و چهار مستشار دادگاه محاکمه شد.
قاضی تردست، متهم را پس از آنکه روشن، نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند و اولیای دم تقاضای قصاص کردند، به جایگاه فرا خواند و تفهیم اتهام کرد.
متهم، ارتکاب به قتل عمد را انکار کرد و به دادگاه گفت که آن یک اتفاق ناخواسته بود که به دلیل درگیری ناخواستهای ایجاد شد. من بنگاه معاملات املاک داشتم و ظهر روز حادثه در منزلم به خواب رفته بودم که با زنگ تلفن برادرم از خواب بیدار شدم. آن سوی خط برادرم با دلشوره به من گفت که دو نفر از همسایگان مغازه به او حمله کرده و با چاقو و چوب شیشهها را شکستهاند.
متهم گفت: من هنوز هم علت آن را نمیدانم با این حال وقتی راهی مغازهام شدم با انبوه شیشههای خرد شده مواجه شدم. برادرم گفت که پسران احمد، یکی از همسایگان ما، او را تهدید کردهاند. احمد مورد اعتماد اهالی بود و من به دلیل ارادتی که به او داشتم راهی خانهاش شدم.
برادمر به من هشدار داد که ممکن است دوباره به ما حمله کنند و من از ترس با خودم یک چوب برداشتم. وقتی به نزدیکی خانه احمد رسیدم او در میان کوچه ایستاده بود. من به دلیل رفتار پسرانش به او انتقاد کردم و در حالی که انتظار نداشتم، او با سر به من ضربهای زد. من کنترل خودم را از دست دادم و چوبم به سرش خورد.
در ادامه قاضی بخشی از گواهی پزشکی قانونی را برای متهم خواند. قاضی گفت که ضربه سنگین موجب شکستگی جمجمه شده و مقتول دچار مرگ مغزی شده است.
متهم گفت: من به صورت غیر ارادی به او ضربه زدهام. او گفت: من از این اتفاق به شدت پشیمان هستم و از خداوند و اولیای دم تقاضای بخشش دارم.
دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد و پس از مشاوره با مستشاران، متهم را به قصاص محکوم کرد.