
در ایام تعطیلات نوروزی که بسیاری از نمایندگان برای ارتباط با مردم و آگاهی از مشکلات و مسائل حوزه انتخابیه خویش به شهرستانها عزیمت میکنند، عدهای از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس که مدعی اصلاحطلبیاند، شرکت در جلسات رایزنی و هماهنگی سیاسی و دیدار با سران فتنه را ترجیح داده و به صورت نمایشی و سفارشی وقت مفصلی را به زیارت میرحسین موسوی اختصاص دادندکه پس از دریافت سیلی جانانه از مردم در راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن ، ماهها است در انزوا و گوشهنشینی بسر میبرد. با افشای این خبر، موجی از اعتراضات مردمی در پارهای از مناطق مربوط به حوزه انتخابیه این قبیل نمایندگان به صورت خودجوش توسط مردم به راه افتاد و برخی شخصیتهای محلی نیز نسبت به این اقدام مغایر با شأن نمایندگی آنان هشدار دادند.
با توجه به اینکه چنین اقدامی از سوی این دسته از نمایندگان دوم خردادی نه تنها دهنکجی به نظام و بیاعتنایی به منافع و مصالح موکلان، بلکه نوعی حمایت و جانبداری از فتنهانگیزان به حساب میآید که هنوز هم مواضع ارتباطات و تلاشهای آنان، حاکی از استمرار فتنهجویی و اغتشاشطلبی است، نباید به تسامح از کنار آن گذشت و از این اقدام که بوی خیانت و دسیسه میدهد به آسانی گذشت، چرا که:
1- چنین دیدارهایی، دمیدن بر آتش زیر خاکستر و کمک به خروج سران فتنه از انزوا و همراهی با کسانی است که با متهم نمودن نظام به تقلب و بیاعتنایی به آرای 24 میلیونی مردم، دست به اغتشاشطلبی و اردوکشیهای خیابانی زدند که جنایاتی مثل شهید و مجروح کردن دهها سرباز و درجهدار نیروی انتظامی و بسیجی، به آتش کشیدن مسجد و اهانت به تصویر امام راحل (ره) و حمله به آرمانهای ایشان و بالاتر از همه شکستن حرمت روز عاشورا از پیامدهای خیانت و جنایت سران فتنه رنگی به حساب میآید.
2- ارتباطگیری با کانون فتنه که متأسفانه تأیید و حمایت بیگانگان و همراهی ضدانقلاب را در سطوح مختلف به نمایش گذاشته، نه تنها به تلقی وجود گسست و دوگانگی درون مجلس، دامن میزند، بلکه نشت اطلاعات دارای طبقهبندی سری و خیلی محرمانه نمایندگان را که به عنوان امانت در دسترس آنان قرار میگیرد، نیز محتمل است. خطر چنین احتمالی زمانی روشنتر میشود که نفوذ نامحرمان و ضد انقلاب به کانون فتنه و حضور طیفی از منافقین، سلطنت طلبها و بهائیها را در فتنه رنگی از یاد نبرده باشیم.
3- از آنجا که فتنه رنگی در مراحل قبلی با محدود شدن در بخش شمالی تهران از توسعه و گسترش فتنه به سایر مناطق ناتوان بود، به سادگی تن به مهار از سوی نیروهای مدافع انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی داد، امسال یکی از استراتژی های اصلی کانون فتنه توسعه آن به سایر شهرها است که چنین دیدارهایی میتواند حاکی از هماهنگی این دسته نمایندگان با سران فتنه و سوء استفاده از مصونیت پارلمانی برای فتنهکشی به شهرستانها و همکاری با فتنه آفرینان به حساب آید.
با توجه به نکات فوق باید اعتراضات مردمی به این اقدام را نوعی جلوداری و پیشقدمی در پیشگیری از این رویه دانست که البته از مسئولیت مراجع ذیربط نمیکاهد. به نظر میرسد در این بین علاوه بر مراجع امنیتی و هیأت رئیسه مجلس در راه اطلاعرسانی نسبت به مفاد و محتوای این قبیل جلسات که خارج از وظایف نمایندگی و در عین حال چوب حراج به اطلاعات به امانت گذاشته نزد نمایندگان در محافل مربوط به کانون فتنه برگزار میشود، به نظر میرسد مراجع قانونی دیگری نیز در پاسداشت حفظ شأن نمایندگی و جلوگیری از اشاعه فتنه میتوانند ایفای نقش نمایند. اما لازمه اصلی چنین اقدامی ترجیح منافع و امنیت ملی بر مصلحت اندیشی و مسامحهکاری و توجه به هزینههای فتنه آفرینی در کشور است که باید دید در عمل چه جایگاهی نزد
این مراجع دارد؟