
سید علی اکبر مصطفوی
جانباز و آزاده ممتاز 10 سال اسارت
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) سعی داشتم با برادران ارتشی که قبل از پیروزی انقلاب بر محور اسلام علیه رژیم سلطنتی مبارزه داشتند در راستای خدمت به انقلاب اسلامی ارتباط و همکاری داشته باشم، از جمله آنان شهید صیاد بودند. در همان ماههای اوایل پیروزی انقلاب از طریق زندهیاد امیر ولیالله مداحی به ویژگیهای ممتاز شهید صیاد پی بردم. پس از مدتی چشم انتظاری در اردیبهشت ماه سال 59 قبل از آزادسازی شهر سنندج در یکی از پایگاههای سپاه دیدار صورت گرفت. پس از آن دیدار بود که افتخار داشتم در آزادسازی شهر سنندج، بازگشایی محور سقز به بانه و گردنه خان، شکستن محاصره پادگان و شهر بانه، آزادسازی قله آربابا که یکی از مستحکمترین پایگاههای ضد انقلاب محسوب میشد و همچنین آزادسازی شهر بانه به عنوان همرزم و هم سنگر شاهد عملکرد و مجاهدتهای ایشان باشم و تا اواخر شهریور ماه 59 قبل از اسارت ارتباط تنگاتنگ برقرار بود و پس از رهایی از چنگال بعثیان جنایتکار نیز ارتباط گرم و صمیمیتر بود. یکی، دو ماه یک بار با پیشنهاد ایشان در ستاد فرماندهی کل قوا محل کارشان دیدار صورت میگرفت. ایشان در مورد حماسه آفرینیهای رزمندگان در صحنههای نبرد خاطره میگفت و بنده در مورد مقاومت و عزت آفرینیهای آزادگان در بند اسارت صحبت میکردم. بعد جمعبندی میکردیم و به این نتیجه میرسیدیم که برای زنده نگه داشتن روحیه سلحشوری و فداکاری شهدا، ایثارگران، آزادگان و رزمندگان و طریق انتقال آن به نسل کنونی و آینده، بهترین راه همان شهدای سرافراز ایران اسلامی است که عملاً به ما آموختهاند، ضمناً انسانها در سختیها، فراز و نشیبها، در صحنههای نبرد با دشمن، شکست و پیروزیها از همه مهمتر نبرد با دشمن درونی یعنی هوای نفس، محک و امتحان میشوند. شهید صیاد در تمام این نبردها موفق و پیروز بود و این رمز موفقیت، محبوبیت و اسطوره بودن شهید صیاد از نگاه و دیدگاه بنده است.
ویژگیهایی که ایشان را اسوه و اسطوره جهاد فی سبیلالله ساخت.
نام خدا و توکل به او، قرائت سوره مبارکه والعصر سرلوحه سخن و قیام او بود. قبل از اقدام به هر کار تأمل، تفکر، تحقیق و مشورت را امری لازم و ضروری میدانست. ایشان از استعداد و توانمندیهایی که خداوند عنایت فرموده بود و در حد توانش در رضای خداوند و خدمت به خلق خدا استفاده میکرد. نظم و انضباط، برنامهریزی در کارهایش، آموزش و ورزش را اساس کار خود میدانست.
ایمان، انگیزه، عشق، امید، اراده، تلاش، خودباوری، روحیه سلحشوری، فداکاری و خستگی ناپذیری ایشان برای رزمندگان و همرزمانش فراموش نشدنی است. برای شهید صیاد و دیگر شهدا و امام شهدا و نیز ملت شهید پرور ایران علم و آگاهی، پیشرفت و سازندگی در کنار معنویات و خدمت به خلق خدا معنا داشت و دارد، شهید صیاد اگر محبوب و صیاد دلها شد به خاطر ایمان به خدا، صداقت، عدالت، شجاعت و اخلاق او بود. ایشان حرف و عملش یکی بود. در یک کلام وجود خود را وقف خدمت به اسلام، میهن اسلامی و ملت کرده بود. نه تنها شهید صیاد بلکه تمام شهدای سرافراز ایران اسلامی اینچنین بودند. ضمناً همرزمان شهید صیاد بهتر از هر کس میدانند که چرا ایشان اسطوره شد. بله مکملهای شهید صیاد با مکملهای بعضی از انسان بسیار تفاوت داشت. ایشان برای تقویت روح، جسم و بالا بردن اعتماد نفس خود مکملهایش پایبندی به نماز، انس با قرآن، توسل به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام، سحرخیزی و ورزشی جوانمردانه بود. در خاتمه جا دارد خاطرهای هم از ایشان هر چند کوتاه و مختصر ولی با محتوا بازگو کنم. چون توسل شهید صیاد به ائمه ؟ (ع) همراه با اعتقاد قلبی و عشق خالصانه به آن بزرگواران بود، لذا به عاشقان آنان نیز عشق میورزید.
به عنوان نمونه شب اول ماههای قمری طبق معمول در منزل ایشان مراسم سخنرانی و دعای توسل برگزار میشد و میشود. در این مراسم بیشتر همرزمانش شرکت میکنند. بنده با توجه به تغییر ساعت نیمه دوم سال به اشتباه یک ساعت زودتر از موعد مقرر به محل مراسم مراجعه کردم. از دور متوجه شدم یک نفر چفیه به سر و صورتش بسته و جلو منزل شهید صیاد را جارو میزند. نزدیک که شدم دیدم خود شهید است.
بعد از سلام و خسته نباشد رفتم جارو را از دستش بگیرم. جارو را به من نداد. هر چه اصرار کردم نتیجه حاصل نگردید. به بنده چنین فرمودند:ای همرزم عزیزم جارو کردن زیر پای عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت برای من افتخار است. خداوندا ما را در ادامه دادن راه شهدا و آرمانهای امام (ره) موفق و ثابت قدم بدار و با آیین محمد (ص) و اهل بیتش زنده بدار و بمیران. آمین یا رب العالمین.