کد خبر: 386950
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۲۰:۰۹
تأثير ايفاي نقش خانواده در تربيت کودکان
رحيم محمدي - آزاده غلامي - موضوع تربيت از ابتدايي‌ترين و اساسي‌ترين نياز‌هاي زندگي بشر است. انسان به عنوان موجودي هدفمند و‌انديشه ورز به واسطه تربيت‌هايي که مي‌پذيرد، راه سعادت يا نابودي خود را رقم مي‌زند. اهميت اين موضوع تا به آن حد است که حضرت علي(ع) در همين رابطه مي‌فرمايد‌: «هرگز املاک و دارايي‌هاي باقي مانده مادي‌، قابل قياس با ميراث گرانبهاي تربيت صحيح براي فرزندان نيست». از اين رو فرزند صالح نيکوترين ميراثي است که مي‌تواند از يک خانواده باقي بماند.
«فربد فدايي»، دانشيار و مدير گروه روانپزشکي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، درباره چگونگي آموزش آداب معاشرت به کودکان به «جوان» مي‌گويد: «آيين اسلام توصيه‌هاي فراواني در اين باره دارد و به پدران و مادران توصيه مي‌کند که رفتاري اسلامي و آراسته به سنت‌هاي صحيح و مناسب ملي در پيش بگيرند. به گونه‌اي که در عمل، رفتاري صحيح را به کودکان خود بياموزند.»
وي ادامه مي‌دهد: «احتمال اينکه کودکان با استفاده از روش‌هايي مثل تنبيه، تشويق، تکرار و... مطالب مناسب را ياد بگيرند، وجود دارد، ولي براي اين که رفتار صحيح را ياد بگيرند، بايد در عالم بيرون آن را ببينند و براي اين که مطالب نادرست از ذهنشان پاک شود، بايد تمرين کنند. براي مثال، سلام کردن در خانواده از سوي کودکان به بزرگسالان، نوعي آداب و رفتار مناسب است که پيش از انجام آن، بايد در خانواده ببيند، بشنوند و با تمرين و تکرار، آن را بياموزند.»
آموزش احترام در کودکي، در بزرگسالي به بار مي‌نشيند
به باور اين روانشناس، قطعاً کودکان پدر و مادري که با احترام با هم برخورد مي‌کنند، احترام گذاشتن به ديگران را ياد مي‌گيرند؛ چرا که الگوي عملي روشني در برابر ديدگان خود دارند.
وي مي‌افزايد: «آداب معاشرت نه فقط در منزل، بلکه بايد در کوچه و خيابان نيز رعايت شود، به اين گونه که بزرگسالان بايد در رفتارشان در بيرون منزل نيز توجه لازم را داشته باشند و از به کاربردن الفاظ نادرست و نا به جا خودداري کنند. وقتي کودک مي‌بيند که پدرش در رانندگي به ديگران ناسزا مي‌گويد، تصور مي‌کند او هم مي‌تواند به کساني که نمي‌شناسد و برايش غريبه هستند ناسزا بگويد. بنابراين والدين بايد مراقب رفتار خود باشند و در برابر کوچکترها با احترام به ديگران عمل کنند تا احساسات و عواطف پاک آنان دستخوش ناهنجاري‌ها و روابط نادرست نشود؛ چرا که کودکاني که در کودکي احترام گذاشتن به ديگران را نياموخته باشند، در بزرگسالي نيز به ديگران احترام نمي‌گذارند.»
براي اينکه کودک رفتار صحيح را ياد بگيرد، بايد در عالم بيرون آن را ببيند و براي اين که مطالب نادرست از ذهنش پاک شود، بايد تمرين کند.
پدران واسطه آداب دنياي بيرون و درون خانه‌اند
فدايي ادامه مي‌دهد: «مادران و پدران مهم‌ترين نقش را در آموزش رفتار پسنديده و صحيح به کودکان ايفا مي‌کنند. در وهله نخست، مادران که اوقات بيشتري را با کودکانشان مي‌گذرانند، بر رفتار آنان تأثير مي‌گذارند، ولي در گام بعدي، پدران هستند که با ايفاي نقش واسطه ميان دنياي بيرون و درون خانواده، بايدها و نبايدها را به کودکان ياد مي‌دهند و بر آنان تأثير مي‌گذارند.»
وي مي‌گويد: «کودکان بايد در انجام عمل صحيح تشويق شوند و از سوي والدين لبخند محبت آميز دريافت کنند، در حالي که با انجام رفتار نادرست، مورد بي‌توجهي و کم‌توجهي والدين و نه تنبيه بدني قرار گيرند.»
تأثيرپذيري کودکان از همسالان انکارناپذير است
نکته ديگر اينکه هر چند خانواده نقش اوليه و بسيار مهمي در اين باره دارد، ولي نبايد فراموش کنيم که اجتماع از بخش‌هاي متعددي تشکيل شده که خانواده بخش کوچکي از آن است. پس در کنار نقش تربيتي خانواده بايد به ساير بخش‌ها مانند گروه همسالان هم توجه کرد. به همين جهت است که برخي از جامعه‌شناسان معتقدند نقش و تأثير پذيري يک فرد از گروه همسالان به قدري زياد است که بخش عمده‌اي از شاکله فکري و رفتاري در سنين بالاتر از همين گروه‌ها شکل مي‌گيرد.
فدايي همچنين خطاب قرار دادن دانش آموزان با استفاده از القاب نامناسب و بي‌اعتنايي از سوي آموزگاران را نوعي رفتار نامناسب مي‌داند و مي‌افزايد: «با چنين رفتاري کودک احساس توهين خواهد کرد و ديگر همسالان او نيز به وي بي‌احترامي خواهند کرد و وي را مورد تحقير و توهين قرار مي‌دهند. بر اين اساس لازم است که آموزگاران حتي به عنوان شوخي و مزاح نيز به بيان القاب نادرست و کلمات استهزاآميز نپردازند و اگر دانش آموزي چنين رفتاري کرد، از او توضيح بخواهند و اگر چنين رفتاري ادامه پيدا کرد، او را از حضور در کلاس براي مدت محدود 10 تا 30 دقيقه يا يک جلسه محروم کنند.»
فدايي مي‌گويد:« نحوه رفتار والدين کودکي که اعتماد به نفس ندارد و خجول و گوشه‌گير است، در اين رفتار او تأثيرگذار است. متاسفانه برخي از والدين بر نقاط ضعف کودک تکيه مي‌کنند و او را مورد توهين قرار مي‌دهند و به اين ترتيب کودک را از ارائه و بيان توانايي‌هاي خود همچون راه رفتن و معاشرت با ديگران برحذر مي‌دارند و اين گونه است که کودک ديدي منفي به خود پيدا مي‌کند.» وي بر لزوم تکيه والدين بر توانايي کودکان تاکيد مي‌کند و مي‌گويد: «والدين نبايد در جمع خانواده کودک را مورد استهزا قرار دهند و او را با القاب زشت خطاب کنند؛ زيرا کودکان با شنيدن اينگونه کلمات تحقير آميز از سوي والدين، آن کلمه را به عنوان يک واقعيت وجودي درباره خودشان مي‌پذيرند، در حالي که اگر از صفات مطلوب براي کودکان استفاده شود، آنان نيز آن صفت را مي‌پذيرند و مطابق با آن عمل مي‌کنند.»
فدايي با بيان اينکه پدران و مادران در اين باره نيز نقش مهمي دارند، اظهار مي‌کند: «چرايي هراسان بودن کودک از جمع و خجول بودن او، به رفتار والدين باز مي‌گردد.»
رسانه‌ها در آموزش آداب معاشرت پيشگام شوند
نکته بعدي در تربيت فرزندان‌، نقش و تأثير وسايل ارتباط جمعي است. امروزه با گسترش جوامع شهري بخشي از تربيت افراد جامعه توسط رسانه‌ها صورت مي‌گيرد و اگر امروز شاهد خشونت نوجوانان و جوانان غربي هستيم، بخشي به کمبود وقت والدين براي تأمين مخارج زندگي و نقش تربيتي رسانه‌ها باز مي‌گردد.
فدايي همچنين رسانه‌هاي گروهي به ويژه رسانه‌هايي که کودکان با آن بيشتر در ارتباطند را حائز نقش مهمي مي‌‌داند و مي‌‌گويد: «رسانه‌ها بايد در ارائه روش‌هاي مناسب رفتاري و آداب معاشرت به کودکان دقت کنند چرا که کودک از تلويزيون تأثير بسيار مي‌پذيرد. بنابراين مي‌توان با ارائه برنامه‌هايي که دقت بيشتر در چگونگي رفتار آنان شده است، تأثيرات مثبتي را بر کودکان گذاشت.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار